TopPodcast.com
Menu
  • Home
  • Top Charts
  • Top Networks
  • Top Apps
  • Top Independents
  • Top Podfluencers
  • Top Picks
    • Top Business Podcasts
    • Top True Crime Podcasts
    • Top Finance Podcasts
    • Top Comedy Podcasts
    • Top Music Podcasts
    • Top Womens Podcasts
    • Top Kids Podcasts
    • Top Sports Podcasts
    • Top News Podcasts
    • Top Tech Podcasts
    • Top Crypto Podcasts
    • Top Entrepreneurial Podcasts
    • Top Fantasy Sports Podcasts
    • Top Political Podcasts
    • Top Science Podcasts
    • Top Self Help Podcasts
    • Top Sports Betting Podcasts
    • Top Stocks Podcasts
  • Podcast News
  • About Us
  • Podcast Advertising
  • Contact
Not in our directory?
Add Show Here
Podcast Equipment
Center

toppodcastlogoOur TOPPODCAST Picks

  • Comedy
  • Crypto
  • Sports
  • News
  • Politics
  • True Crime
  • Business
  • Finance

Follow Us

toppodcastlogoStay Connected

    View Top 200 Chart
    Back to Rankings Page
    Health & Fitness

    رواق / Ravaq

    می‌ترسید بی‌آنکه بداند می‌ترسد. غمگین بود بی‌آنکه بداند از چه. می‌خواست برود، بی‌آنکه بداند به کجا. دلتنگ بود، بی‌آنکه بداند برای که. _ پادکست رواق با رویکردی روانشناختی به اگزیستانسیالیسم می‌پردازه و ساده‌تر از اسمش، ریشه‌ی بسیاری از احساسات عمیق آدمی رو واکاوی می‌کنه، غمها، ترسها، آرزوها. هدف رواق کشفِ فردیِ مخاطبان از ابعادِ زیستِ اصیله و من با تکیه بر آثار اروین یالوم، در این مکاشفه همراه شما هستم

    Тавсифи сонетхои Хофиз

    Advertise

    Copyright: © Farzin Ranjbar

    • Apple Podcasts
    • Google Play
    • Spotify

    Latest Episodes:
    رفتم به باغ تا که بچینم سحر گلی ۴۶۵ Jun 09, 2026
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۴۶۵

    مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن


    رفتم به باغ تا که بچینم سحر گلی

    آمد به گوش ناگهم آواز بلبلی


    مسکين چو من به عشق گلی گشته مبتلا

    و اندر چمن فکنده ز فرياد غلغلی


    می‌گشتم اندر آن چمن و باغ دم به دم

    می‌کردم اندر آن گل و بلبل تاملی


    گل يار حسن گشته و بلبل قرين عشق

    آن را تفضلی نه و اين را تبدلی


    چون کرد در دلم اثر آواز عندليب

    گشتم چنان که هيچ نماندم تحملی


    بس گل شکفته می‌شود اين باغ را ولی

    کس بی‌بلای خار نچيده‌ست از او گلی


    حافظ مدار اميد فرج از مدار چرخ

    دارد هزار عيب و ندارد تفضلی


    بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی ۴۶۴ Jun 07, 2026
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۴۶۴

    مفعول و فاعلاتن مفعول و فاعلاتن


    بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی

    خوش باش زان که نبود اين هر دو را زوالی

    در وهم می‌نگنجد کاندر تصور عقل

    آيد به هيچ معنی زين خوبتر مثالی

    شد حظ عمر حاصل گر زان که با تو ما را

    هرگز به عمر روزی روزی شود وصالی

    آن دم که با تو باشم يک سال هست روزی

    وان دم که بی تو باشم يک لحظه هست سالی

    چون من خيال رويت جانا به خواب بينم؟

    کز خواب می‌نبيند چشمم بجز خيالی

    رحم آر بر دل من کز مهر روی ماهت

    شد شخص ناتوانم باريک چون هلالی

    حافظ مکن شکايت گر وصل دوست خواهی

    زين بيشتر ببايد بر هجرت احتمالی


    سلام الله ما کر اللیالی ۴۶۳ Jun 06, 2026
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۴۶۳

    مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل


    سلامُ اللهِ ما کَرَّ اللَّيالي

    و جاوَبتِ المَثاني و المَثالي


    عليٰ وادِي الاَراکِ و مَن عليها

    و دارٍ باللِّویٰ فوقَ الرِّمالي


    دعاگوی غريبان جهانم

    و اَدعو بِالتَّواتُر و التَّوالي


    به هر منزل که رو آرد (خدایا) خدا را

    نگه دارش به لطف لايزالی


    منال ای دل که در زنجير زلفش

    همه جمعيت است آشفته‌حالی


    ز خطّت صد جمال ديگر افزود

    که عمرت باد صد سال جلالی


    تو می‌بايد که باشی ور نه سهل است

    زيانِ مايه‌ی جاهی و مالی


    بر آن نقاش قدرت آفرين باد

    که گرد مه کشد خط هلالی


    فَحُبُّک راحتي في کُلِ حينٍ

    و ذِکرُک مونسي في کلِ حالي


    سويدای دل من تا قيامت

    مباد از شوق و سودای تو خالی


    کجا يابم وصال چون تو شاهی

    من بدنام رند لاابالی؟


    خدا داند که حافظ را غرض چيست

    و عِلمُ اللّٰهِ حَسبي مِن سوالي


    یا مبسما یحاکی درجا من اللعالی ۴۶۲ Jun 03, 2026
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۴۶۲

    مفعول و فاعلاتن مفعول و فاعلاتن


    يا مُبسِماً يُحاکي دُرجاً مِن اللّآلي

    يا رب چه درخور آمد گِردش خط هلالی


    حالی خيال وصلت خوش می‌دهد فريبم

    تا خود چه نقش بازد اين صورت خيالی


    می ده که گر چه گشتم نامه‌سياه عالم

    نوميد کی توان بود از لطف لايزالی


    ساقی بيار جامی و از خلوتم برون کش

    تا در به در بگردم قلاش و لاابالی


    از چار چيز مگذر گر عاقلی و زيرک

    امن و شراب بی‌غش، معشوق و جای خالی


    چون نيست نقش دوران در هيچ حال ثابت

    حافظ مکن شکايت تا می خوريم حالی


    صافی‌ست جام خاطر در دور آصف عهد

    قُم فَاسقِني رَحيقاً اَصفيٰ مِن الزُّلالي


    المُلکُ قَد تَباهي مِن جَدَّه و جِدِّه

    يا رب که جاودان باد اين قدر و اين معالی


    مسندفروز دولت کان شکوه و شوکت

    برهان ملک و ملت بونصر بوالمعالی


    کتبت قصة شوقی و مدمعی باکی ۴۶۱ Jun 02, 2026
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۴۶۱

    مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن


    کتبتُ قصةَ شوقي و مَدمَعي باکي

    بيا که بی تو به جان آمدم ز غمناکی


    بسا که گفته‌ام از شوق با دو ديده‌ی خود

    اَيا منازلَ سلمي فَاين سَلماکی


    عجيب واقعه‌ای و غريب حادثه‌ای

    اَنَا اصطَبَرتُ قَتيلاً و قاتلي شاکي


    که را رسد که کند عيب دامن پاکت

    که همچو قطره که بر برگ گل چکد پاکی

    ز خاک پای تو داد آب روی لاله و گل

    چو کلک صنع رقم زد به آبی و خاکی


    صبا عبيرفشان گشت ساقيا برخيز

    و هاتِ شمسةَ کَرمٍ مُطَيِّبٍ زاکي


    دَعِ التَّکاسُلَ تَغنَم فَقَد جَريٰ مَثَلٌ

    که زاد راهروان چستی است و چالاکی


    اثر نماند ز من بی شمايلت آری

    اَريٰ مَآثِرَ مَحيايَ من مُحيّاکي


    ز وصف حسن تو حافظ چگونه نطق زند

    که همچو صنع خدایی ورای ادراکی


    سلیمی منذ حلت بالعراقی ۴۶۰ Jun 01, 2026
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۴۶۰

    مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل


    سُليميٰ مُنذُ حَلَّت بالعِراقي

    الُاقي مِن نواها، ما اُلاقي

    الا ای ساروان منزل دوست

    اِلي رُکبانِکم طالَ اشتياقي

    خرد در زنده‌رود انداز و می نوش

    به گلبانگ جوانان عراقی

    رَبيعُ العمر في مَرعيٰ حِماکُم

    حَماکَ اللهُ يا عهد التَّلاقي

    بيا ساقی بده رطل گرانم

    سَقاکَ اللهُ مِن کَأسٍ دِهاقي

    جوانی باز می‌آرد به يادم

    سماع چنگ و دست‌افشان ساقی

    می باقی بده تا مست و خوشدل

    به ياران برفشانم عمر باقی

    درونم خون شد از ناديدن دوست

    اَلا تَعساً لِايَّامِ الفِراقي

    دُموعي بَعدَکُم لا تَحقِروها

    فَکَم بَحرٍ عميقٍ مِن سَواقي

    دمی با نيکخواهان متفق باش

    غنيمت دان امور اتفاقی

    بساز ای مطرب خوشخوان خوشگو

    به شعر فارسی صوت عراقی

    عروسی بس خوشی ای دختر رز

    ولی گه‌گه سزاوار طلاقی

    مسيحای مجرد را برازد

    که با خورشيد سازد هم‌وثاقی

    وصال دوستان روزی ما نيست

    بخوان حافظ غزل‌های فراقی


    زین خوش‌رقم که بر گل رخسار می‌کشی ۴۵۹ May 31, 2026
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۴۵۹

    مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن


    زين خوش رقم که بر گل رخسار می‌کشی

    خط بر صحيفه‌ی گل و گلزار می‌کشی


    اشک حرم‌نشين نهانخانه‌ی مرا

    زان سوی هفت پرده به بازار می‌کشی


    هر دم به ياد آن لب ميگون و چشم مست

    از خلوتم به خانه‌ی خمار می‌کشی


    کاهل‌روی چو باد صبا را به بوی زلف

    هر دم به قيد سلسله در کار می‌کشی


    گفتی سر تو بسته‌ی فتراک ما شود

    سهل است اگر تو زحمت اين بار می‌کشی


    با چشم و ابروی تو چه تدبير دل کنم

    وه زين کمان که بر من بيمار می‌کشی


    بازآ که چشم بد ز رخت دور می‌کند

    ای تازه‌گل که دامن از اين خار می‌کشی


    حافظ دگر چه می‌طلبی از نعيم دهر؟

    می می‌خوری و طره‌ی دلدار می‌کشی


    ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی ۴۵۸ May 30, 2026
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۴۵۸

    فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن


    ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی

    بی زر و گنج به صد حشمت قارون باشی


    در مقامی که صدارت به فقيران بخشند

    چشم دارم که به جاه از همه افزون باشی


    در ره منزل ليلی که خطرهاست در آن

    شرط اول قدم آن است که مجنون باشی


    نقطه‌ی عشق نمودم به تو هان سهو مکن

    ور نه چون بنگری از دايره بيرون باشی


    کاروان رفت و تو در خواب و بيابان در پيش

    کی روی؟ ره ز که پرسی؟ چه کنی؟ چون باشی؟


    تاج شاهی طلبی گوهر ذاتی بنمای

    ور خود از گوهر جمشيد و فريدون باشی


    ساغری نوش کن و جرعه بر افلاک فشان

    چند و چند از غم ايام جگرخون باشی؟


    حافظ از فقر مکن ناله که گر شعر اين است

    هيچ خوشدل نپسندد که تو محزون باشی


    اطلاعیه نمره چند May 27, 2026
    Show notes

    سلام


    هزار جهد بکردم که یار من باشی ۴۵۷ Feb 20, 2026
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۴۵۷

    مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن


    هزار جهد بکردم که يار من باشی

    مرادبخش دل بی‌قرار من باشی


    شبی به کلبه‌ی احزان عاشقان آیی

    دمی ندیم دل سوگوار من باشی

    چراغ ديده‌ی شب‌زنده‌دار من گردی

    انيس خاطر اميدوار من باشی


    از آن عقيق که خونين دلم ز عشوه‌ی او

    اگر کنم گله‌ای غمگسار من باشی

    چو خسروان ملاحت به بندگان نازند

    تو در ميانه خداوندگار من باشی

    در آن چمن که بتان دست عاشقان گيرند

    گرت ز دست برآيد نگار من باشی


    من اين مراد ببينم به خود که نيم‌شبی

    به جای اشک روان در کنار من باشی

    شود غزاله‌ی خورشيد صيد لاغر من

    گر آهویی چو تو يک دم شکار من باشی

    سه بوسه کز دو لبت کرده‌ای وظيفه من

    اگر ادا نکنی قرض‌دار من باشی

    من ار چه حافظ شهرم جوی نمی‌ارزم

    مگر تو از کرم خويش يار من باشی


    Previous 1 2 3 4 5 6 61 Next

    Related Podcasts

    Fresh Air

    1

    Fresh Air Arts
    Twenty Thousand Hertz

    2

    Twenty Thousand Hertz Arts
    The Black Tapes

    3

    The Black Tapes Arts
    Snap Judgment

    4

    Snap Judgment Arts
    Here’s The Thing with Alec Baldwin

    5

    Here’s The Thing with Alec Baldwin Arts
    The NoSleep Podcast – Creative Reason Media Inc.

    6

    The NoSleep Podcast – Creative Reason Media Inc. Arts
    footer-logo

    Contact Us

    Toll Free: 844-670-7747

    Links

    • Home
    • Top Charts
    • Networks
    • Apps
    • Independents Podcasts
    • Podcast Advertising
    • Podcast News
    • Contact Us
    • About Us
    • Analytics & Insights

    Stay Connected

      Privacy, Terms of Use & Our Code of Ethics Protecting Content Creators Copyrights