TopPodcast.com
Menu
  • Home
  • Top Charts
  • Top Networks
  • Top Apps
  • Top Independents
  • Top Podfluencers
  • Top Picks
    • Top Business Podcasts
    • Top True Crime Podcasts
    • Top Finance Podcasts
    • Top Comedy Podcasts
    • Top Music Podcasts
    • Top Womens Podcasts
    • Top Kids Podcasts
    • Top Sports Podcasts
    • Top News Podcasts
    • Top Tech Podcasts
    • Top Crypto Podcasts
    • Top Entrepreneurial Podcasts
    • Top Fantasy Sports Podcasts
    • Top Political Podcasts
    • Top Science Podcasts
    • Top Self Help Podcasts
    • Top Sports Betting Podcasts
    • Top Stocks Podcasts
  • Podcast News
  • About Us
  • Podcast Advertising
  • Contact
Not in our directory?
Add Show Here
Podcast Equipment
Center

toppodcastlogoOur TOPPODCAST Picks

  • Comedy
  • Crypto
  • Sports
  • News
  • Politics
  • True Crime
  • Business
  • Finance

Follow Us

toppodcastlogoStay Connected

    View Top 200 Chart
    Back to Rankings Page
    Health & Fitness

    رواق / Ravaq

    می‌ترسید بی‌آنکه بداند می‌ترسد. غمگین بود بی‌آنکه بداند از چه. می‌خواست برود، بی‌آنکه بداند به کجا. دلتنگ بود، بی‌آنکه بداند برای که. _ پادکست رواق با رویکردی روانشناختی به اگزیستانسیالیسم می‌پردازه و ساده‌تر از اسمش، ریشه‌ی بسیاری از احساسات عمیق آدمی رو واکاوی می‌کنه، غمها، ترسها، آرزوها. هدف رواق کشفِ فردیِ مخاطبان از ابعادِ زیستِ اصیله و من با تکیه بر آثار اروین یالوم، در این مکاشفه همراه شما هستم

    Тавсифи сонетхои Хофиз

    Advertise

    Copyright: © Farzin Ranjbar

    • Apple Podcasts
    • Google Play
    • Spotify

    Latest Episodes:
    فاش می‌گويم و از گفته‌ی خود دلشادم ۳۱۷ Jun 14, 2025
    Show notes

    کانال تلگرام صدای سخن عشق (نیازمند فیلترشکن)

    غزل نمره ۳۱۷

    فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن


    فاش می‌گويم و از گفته‌ی خود دلشادم

    بنده‌ی عشقم و از هر دو جهان آزادم


    طاير گلشن قدسم چه دهم شرح فراق

    که در اين دامگه حادثه چون افتادم؟


    من ملک بودم و فردوس برين جايم بود

    آدم آورد در اين دير خراب‌آبادم


    سايه‌ی طوبی و دلجویی حور و لب حوض

    به هوای سر کوی تو برفت از يادم


    نيست بر لوح دلم جز الف قامت (یار) دوست

    (سرخط لوح دلم جز الف قد تو نیست)

    چه کنم حرف دگر ياد نداد استادم


    کوکب بخت مرا هيچ منجم نشناخت

    يا رب از مادر گيتی به چه طالع زادم


    تا شدم حلقه‌به‌گوش در ميخانه‌ی عشق

    هر دم آيد غمی از نو به مبارک‌بادم


    می‌خورد خون دلم مردمک ديده (چشم و) سزاست

    که چرا دل به جگرگوشه‌ی مردم دادم


    پاک کن چهره‌ی حافظ به سر زلف ز اشک

    ور نه اين سيل دمادم ببرد (بکند) بنيادم


    زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم ۳۱۶ Jun 11, 2025
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۳۱۶

    فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن


    زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم

    ناز بنياد مکن تا نکنی بنيادم


    می مخور با دگران تا نخورم خون جگر

    سر مکش تا نکشد سر به فلک فريادم


    زلف را حلقه مکن تا نکنی دربندم

    طره را تاب مده تا ندهی بر بادم


    يار بيگانه مشو تا نبری از خويشم

    غم اغيار مخور تا نکنی ناشادم*


    رخ برافروز که فارغ کنی از برگ گلم

    قد برافراز که از سرو کنی آزادم


    شمع هر جمع مشو ور نه بسوزی ما را

    ياد هر قوم مکن تا نروی از يادم


    شهره‌ی شهر مشو تا ننهم سر در کوه

    شور شيرين منما تا نکنی فرهادم


    رحم کن بر من مسکين و به فريادم رس

    تا به خاک در آصف نرسد فريادم*


    حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی

    من از آن روز که دربند توام آزادم



    (چون فلک جور مکن تا نکشی حافظ را

    رام شو تا بدهد طالع فرخ دادم)


    به غیر از آنکه بشد دین و دانش از دستم ۳۱۵ Jun 10, 2025
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۳۱۵

    مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن


    به غير از آن که بشد دين و دانش از دستم

    بيا بگو که ز عشقت چه طرف بربستم؟


    اگر چه خرمن عمرم غم تو داد به باد

    به خاک پای عزيزت که عهد نشکستم


    چو ذره گر چه حقيرم ببين به دولت عشق

    که در هوای رخت چون به مهر پيوستم


    بيار باده که عمری‌ست تا من از سر امن

    به کنج عافيت از بهر عيش ننشستم


    اگر ز مردم هشياری ای نصيحتگوی

    سخن به خاک ميفکن چرا که من مستم


    چگونه سر ز خجالت برآورم بر دوست

    که خدمتی به سزا برنيامد از دستم


    بسوخت حافظ و آن يار دلنواز نگفت

    که مرهمش بفرستم چو خاطرش خستم


    دوش بيماری چشم تو ببرد از دستم ۳۱۴ Jun 09, 2025
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۳۱۴

    فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن


    دوش بيماری چشم تو ببرد از دستم

    ليکن (گرچه) از لطف لبت صورت جان می‌بستم


    عشق من با (لب شیرین) خط مشکين تو امروزی نيست

    ديرگاه‌ی* است کز اين جام هلالی مستم


    از ثبات خودم اين نکته خوش آمد که به جور

    در (بر) سر کوی تو از پای طلب ننشستم


    صنمی لشکريم غارت دل کرد و برفت

    آه اگر عاطفت شاه نگيرد دستم


    عافيت چشم مدار از من ميخانه‌نشين

    که دم از خدمت (صحبت) رندان زده‌ام تا هستم


    در ره عشق از آن سوی فنا صد خطر است

    تا نگویی که چو عمرم به سر آمد رستم


    بعد از اينم چه غم از تير کج‌انداز حسود

    (بعد از اینم چه غم از ناوک آزار حسود)

    چون (که) به محبوب کمان‌ابروی خود پيوستم


    بوسه بر درج عقيق تو حلال است مرا

    که به افسوس و جفا مُهر وفا نشکستم


    رتبت دانش حافظ به فلک برشده بود

    کرد غمخواری شمشاد بلندت پستم


    بازآی ساقیا که هواخواه خدمتم ۳۱۳ Jun 08, 2025
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۳۱۳

    مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان


    بازآی ساقيا که هواخواه خدمتم

    مشتاق بندگی و دعاگوی دولتم

    زآنجا که فيض جام سعادت‌فروغ توست

    بيرون‌شدی نمای ز ظلمات حيرتم

    هر چند غرق بحر گناهم ز صد (شش) جهت

    تا آشنای عشق شدم ز اهل رحمتم

    عيبم مکن به رندی و بدنامی ای حکيم

    کاين بود سرنوشت ز ديوان قسمتم

    می خور که عاشقی نه به کسب است و اختيار

    اين موهبت رسيد ز ميراث فطرتم

    من کز وطن سفر نگزيدم به عمر خويش

    در عشق ديدن تو هواخواه غربتم

    دريا و کوه در ره و من خسته و ضعيف

    ای خضر پی‌خجسته مدد (ده) کن به همتم

    دورم به صورت از در دولتسرای (دوست) تو

    ليکن به جان و دل ز مقيمان حضرتم

    حافظ به پيش چشم تو خواهد سپرد جان

    در اين خيالم، ار بدهد عمر مهلتم


    بشری اذ السلامة حلت بذی سلم ۳۱۲ Jun 07, 2025
    Show notes

    «««««🌹می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۳۱۲

    مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان


    بشري اذِ السّلامةُ حَلَّت بذي سَلَم

    لِلهِ حمدُ معترفٍ غاية النِّعم

    آن خوش‌خبر کجاست که اين فتح مژده داد؟

    تا جان فشانمش چو زر و سيم در قدم

    از بازگشت شاه در اين طرفه (نوبت) منزل است

    آهنگ خصم او به سراپرده‌ی عدم

    پيمان‌شکن هرآينه گردد شکسته‌حال

    ان العهود عند مليک النُهي ذِمم

    می‌جست از سحاب امل رحمتی ولی

    جز ديده‌اش معاينه بيرون نداد نم

    در نيل غم فتاد سپهرش به طنز گفت

    الانَ قد ندمتَ و ماينفعُ النَّدم


    (ساقی بیا که وقت گل است و زمان عیش

    پر کن پیاله و مخور اندوه بیش و کم


    بشنو ز جام باده که این زال نوعروس

    بسیار کشت شوهر چون کیقباد و جم


    ای دل تو ملک جم مطلب جام جم بخواه

    این بود قول بلبل دستان‌سرای جم

    حافظ به کنج میکده دارد قرارگاه

    الطیر فی حدیقةِ و الیسُ فی الاَجَم)


    ساقی چو يار مهرخ و از اهل راز بود

    حافظ بخورد باده و شيخ و فقيه هم


    عاشق روی نگاری خوش نوخاسته‌ام ۳۱۱ Jun 04, 2025
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۳۱۱

    فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن


    عاشق روی (نگاری) جوانی خوش نوخاسته‌ام

    و از خدا (شادی) دولت اين غم به دعا خواسته‌ام

    عاشق و رند و نظربازم و می‌گويم فاش

    تا بدانی که به چندين هنر آراسته‌ام

    شرمم از خرقه‌ی آلوده‌ی خود می‌آيد

    که بر او (پاره) وصله به صد شعبده پيراسته‌ام

    خوش بسوز از غمش ای شمع که (امشب) اينک من نيز

    هم بدين (به همین) کار (میان)کمربسته و برخاسته‌ام

    با چنين حيرتم (خبرتم) از دست (نشد) بشد صرفه‌ی کار

    در غم افزوده‌ام آنچ از دل و جان کاسته‌ام

    همچو حافظ به خرابات روم جامه‌قبا

    بو که در بر کشد آن دلبر نوخاسته‌ام


    مرحبا طایر فرخ‌پی فرخنده‌پيام ۳۱۰ Jun 03, 2025
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۳۱۰

    فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن


    مرحبا طاير فرخ‌پی فرخنده‌پيام

    خير مقدم چه خبر؟ دوست (یار) کجا؟ راه کدام؟

    يا رب اين قافله را لطف ازل (همره) بدرقه باد

    که از او خصم به دام آمد و معشوقه به کام

    ماجرای من و معشوق مرا پايان نيست

    هر چه آغاز ندارد نپذيرد انجام

    گل ز حد برد تنعم (به کرم) نفسی رخ بنما

    سرو می‌نازد و خوش نيست خدا را بخرام

    زلف دلدار چو زنار همی‌فرمايد

    برو ای شيخ که شد بر تن ما خرقه حرام

    مرغ روحم که همی زد ز سر سدره صفير

    عاقبت دانه‌ی خال تو فکندش در دام

    چشم بيمار مرا خواب (چه) نه درخور باشد

    من له يَقتُلُ (یُقبلُ) داءٌ دَنَفٌ کيفَ يَنام

    تو ترحم نکنی بر من (بیدل) مخلص گفتم

    ذاکَ دعوايَ و ها انت و تلک الايام

    حافظ ار ميل به ابروی تو دارد شايد

    جای در گوشه محراب کنند اهل کلام


    عشقبازی و جوانی و شراب لعل‌فام ۳۰۹ Jun 02, 2025
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۳۰۹

    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات


    عشقبازی و جوانی و شراب لعل‌فام

    مجلس انس و حريف همدم و شرب مدام

    ساقی شکردهان و مطرب شيرين‌سخن

    همنشينی نيک‌کردار و نديمی نيک‌نام

    شاهدی از لطف و پاکی رشک آب زندگی

    دلبری در حسن و خوبی غيرت ماه تمام

    بزمگاهی دل‌نشان چون قصر فردوس برين

    گلشنی پيرامنش چون روضه‌ی دارالسلام

    صف‌نشينان نيکخواه و پيشکاران باادب

    دوستداران صاحب‌اسرار و حريفان دوست‌کام

    باده‌ی گلرنگ تلخ تيز خوشخوار سبک

    نقلش (نقلی) از لعل نگار و نقلش از ياقوت (جام) خام

    غمزه‌ی ساقی به يغمای خرد آهخته تيغ

    زلف جانان از برای صيد دل گسترده دام

    نکته‌داني بذله‌گو چون حافظ شيرين‌سخن

    بخشش‌آموزی جهان‌افروز چون حاجی قوام

    هر که اين عشرت نخواهد خوشدلی بر وی تباه

    وان که اين مجلس نجويد زندگی بر وی حرام


    ای رخت چون خلد و بعلت سلسبیل ۳۰۸ Jun 01, 2025
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۳۰۸

    فاعلاتن فاعلاتن فاعلات


    ای رخت چون/ خلد و لعلت/ سلسبيل

    سلسبيلت کرده جان و دل سبيل

    سبزپوشان خطت بر گرد لب

    همچو مورانند (حورانند) گرد سلسبيل

    ناوک چشم تو در هر گوشه‌ای

    همچو من افتاده دارد صد قتيل

    يا رب اين آتش که در جان من است

    سرد کن زان سان که کردی بر خليل

    من نمی‌يابم مجال ای دوستان

    گر چه دارد او جمالی بس جميل

    پای ما لنگ است و منزل دوردست

    دست ما کوتاه و خرما بر نخيل


    یا مکش بر چهره نیل عاشقی

    یا فروبر جامه‌ی تقوا به نیل


    حسن این نظم از بیان مستغنی‌ است

    بر فروغ خور نجوید کس دلیل


    معجز است این شعر یا سحر حلال؟

    هاتف آورد این سخن یا جبرئیل؟


    عقل در حسنش نمی‌یابد بدل

    طبع در لطفش نمی‌بیند بدیل

    حافظ از سرپنجه‌ی عشق نگار

    همچو مور افتاده زیر پای پيل

    شاه عالم را بقا و عز و ناز

    باد و هر چيزی که باشد زين قبيل


    Previous 1 17 18 19 20 21 61 Next

    Related Podcasts

    Fresh Air

    1

    Fresh Air Arts
    Twenty Thousand Hertz

    2

    Twenty Thousand Hertz Arts
    The Black Tapes

    3

    The Black Tapes Arts
    Snap Judgment

    4

    Snap Judgment Arts
    Here’s The Thing with Alec Baldwin

    5

    Here’s The Thing with Alec Baldwin Arts
    The NoSleep Podcast – Creative Reason Media Inc.

    6

    The NoSleep Podcast – Creative Reason Media Inc. Arts
    footer-logo

    Contact Us

    Toll Free: 844-670-7747

    Links

    • Home
    • Top Charts
    • Networks
    • Apps
    • Independents Podcasts
    • Podcast Advertising
    • Podcast News
    • Contact Us
    • About Us
    • Analytics & Insights

    Stay Connected

      Privacy, Terms of Use & Our Code of Ethics Protecting Content Creators Copyrights