TopPodcast.com
Menu
  • Home
  • Top Charts
  • Top Networks
  • Top Apps
  • Top Independents
  • Top Podfluencers
  • Top Picks
    • Top Business Podcasts
    • Top True Crime Podcasts
    • Top Finance Podcasts
    • Top Comedy Podcasts
    • Top Music Podcasts
    • Top Womens Podcasts
    • Top Kids Podcasts
    • Top Sports Podcasts
    • Top News Podcasts
    • Top Tech Podcasts
    • Top Crypto Podcasts
    • Top Entrepreneurial Podcasts
    • Top Fantasy Sports Podcasts
    • Top Political Podcasts
    • Top Science Podcasts
    • Top Self Help Podcasts
    • Top Sports Betting Podcasts
    • Top Stocks Podcasts
  • Podcast News
  • About Us
  • Podcast Advertising
  • Contact
Not in our directory?
Add Show Here
Podcast Equipment
Center

toppodcastlogoOur TOPPODCAST Picks

  • Comedy
  • Crypto
  • Sports
  • News
  • Politics
  • True Crime
  • Business
  • Finance

Follow Us

toppodcastlogoStay Connected

    View Top 200 Chart
    Back to Rankings Page
    Health & Fitness

    رواق / Ravaq

    می‌ترسید بی‌آنکه بداند می‌ترسد. غمگین بود بی‌آنکه بداند از چه. می‌خواست برود، بی‌آنکه بداند به کجا. دلتنگ بود، بی‌آنکه بداند برای که. _ پادکست رواق با رویکردی روانشناختی به اگزیستانسیالیسم می‌پردازه و ساده‌تر از اسمش، ریشه‌ی بسیاری از احساسات عمیق آدمی رو واکاوی می‌کنه، غمها، ترسها، آرزوها. هدف رواق کشفِ فردیِ مخاطبان از ابعادِ زیستِ اصیله و من با تکیه بر آثار اروین یالوم، در این مکاشفه همراه شما هستم

    Тавсифи сонетхои Хофиз

    Advertise

    Copyright: © Farzin Ranjbar

    • Apple Podcasts
    • Google Play
    • Spotify

    Latest Episodes:
    در خرابات مغان نور خدا می‌بينم ۳۵۷ Aug 18, 2025
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۳۵۷

    فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن


    در خرابات مغان نور خدا می‌بينم

    اين عجب بين که چه نوری ز کجا می‌بينم


    کیست دردی‌کش این میکده یارب که درش

    قبله‌ی حاجت و محراب دعا می‌بینم


    جلوه بر من مفروش ای ملک‌الحاج که تو

    خانه می‌بينی و من خانه‌خدا می‌بينم


    خواهم از زلف بتان نافه‌گشایی کردن

    فکر دور است همانا که خطا می‌بينم


    کس نديده‌ست ز مشک ختن و نافه‌ی چين

    آنچه من هر سحر از باد صبا می‌بينم


    سوز دل اشک روان آه سحر ناله‌ی شب

    اين همه از نظر لطف شما می‌بينم


    هر دم از روی تو نقشی زندم راه خيال

    با که گويم که در اين پرده چه‌ها می‌بينم؟


    نیست در دایره یک نقطه خطا از کم و بیش

    که من این مسئله بی‌چون‌وچرا می‌بینم


    دوستان عيب نظربازی حافظ مکنيد

    که من او را ز محبان خدا می‌بينم


    غزل خواجوی کرمانی:

    خودپرستی مکن ار زان که خدا می‌طلبی

    در فنا محو شو ار ملک بقا می‌طلبی


    خبر از درد نداری و دوا می‌جویی

    اثر از رنج ندیدی و شفا می‌طلبی


    ساکن دیری و از کعبه نشان می‌پرسی

    در خرابات مغانی و خدا می‌طلبی


    کارت از چین سر زلف بتان در گره است

    وین عجب‌تر که از آن مشک ختا می‌طلبی


    اگر از سرو قدان مهر طمع می‌داری

    از بن زهر گیا مهر گیا می‌طلبی


    خبر از انده یعقوب نداری و مقیم

    بوی پیراهن یوسف ز صبا می‌طلبی


    کی دل مرده‌ات از باد صبا زنده شود

    نفس عیسوی از باد هوا می‌طلبی


    دُردیِ دَردکش ار زان که دوا می‌خواهی

    بادهٔ صاف خور ار زانک صفا می‌طلبی


    خیز خواجو که در این گوشه نوا نتوان یافت

    به سپاهان رو اگر زانک نوا می‌طلبی


    گرم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم ۳۵۶ Aug 17, 2025
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۳۵۶

    مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن


    گرم از دست برخيزد که با دلدار بنشينم

    ز جام وصل می نوشم ز باغ عيش گل چينم

    شراب تلخ صوفی‌سوز بنيادم بخواهد برد

    لبم بر لب نه ای ساقی و بستان جان شيرينم

    مگر ديوانه خواهم شد در اين سودا که شب تا روز

    سخن با ماه می‌گويم پری در خواب می‌بينم

    لبت شکر به مستان داد و چشمت می به ميخواران

    منم کز غايت حرمان نه با آنم نه با اينم

    چو هر خاکی که باد آورد فيضی برد از انعامت

    ز حال بنده ياد آور که دولتخواه ديرينم

    نه هر کو نقش نظمی زد کلامش دلپذير افتد

    تذرو طرفه من گيرم که چالاک است شاهينم

    اگر باور نمی‌داری رو از صورتگر چين پرس

    که مانی نسخه می‌خواهد ز نوک کلک مشکينم

    رموز مستی و رندی ز من بشنو نه از حافظ

    که با جام و قدح هر دم نديم ماه و پروينم


    وفاداری و حق‌گویی نه کار هر کسی باشد

    غلام آصف ثانی جلال الحق و الدينم


    حالیا مصلحت وقت در آن می‌بينم ۳۵۵ Aug 16, 2025
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۳۵۵

    فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن


    حاليا مصلحت وقت در آن می‌بينم

    که کشم رخت به ميخانه و خوش بنشينم


    جز صراحی و کتابم نبود يار و نديم

    تا حريفان دغا را به جهان کم بينم

    جام می گيرم و از اهل ريا دور شوم

    يعنی از اهل جهان پاکدلی بگزينم


    بس که در خرقه‌ی آلوده زدم لاف صلاح

    شرمسار از رخ ساقی و می رنگينم

    سر به آزادگی از خلق برآرم چون سرو

    گر دهد دست که دامن ز جهان درچينم

    سينه‌ی تنگ من و بار غم او هيهات

    مرد اين بار گران نيست دل مسکينم


    من اگر رند خراباتم و گر حافظ شهر

    اين متاعم که همی‌بينی و کمتر زينم

    بنده‌ی آصف عهدم دلم از راه مبر

    که اگر دم زنم از چرخ بخواهد کينم

    بر دلم گرد ستم‌هاست خدايا مپسند

    که مکدر شود آيينه‌ی مهرآيينم


    به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم ۳۵۴ Aug 13, 2025
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۳۵۴

    مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن


    به مژگان سيه کردی هزاران رخنه در دينم

    بيا کز چشم بيمارت هزاران درد برچينم

    الا ای همنشين دل که يارانت برفت از ياد

    مرا روزی مباد آن دم که بی ياد تو بنشينم

    جهان پير است و بی‌بنياد از اين فرهادکش فرياد

    که کرد افسون و نيرنگش ملول از جان شيرينم

    ز تاب آتش دوری شدم غرق عرق چون گل

    بيار ای بادِ شبگيری نسيمی زان عرق چينم

    جهان فانی و باقی فدای شاهد و ساقی

    که سلطانی عالم را طفيل عشق می‌بينم

    اگر بر جای من غيری گزيند دوست حاکم اوست

    حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزينم

    صباح‌الخير زد بلبل کجایی ساقيا برخيز

    که غوغا می‌کند در سر خيال خواب دوشينم

    شب رحلت هم از بستر روم در قصر حورالعين

    اگر در وقت جان دادن تو باشی شمع بالينم

    حديث آرزومندی که در اين نامه ثبت افتاد

    همانا بی‌غلط باشد که حافظ داد تلقينم


    من ترک عشق و شاهد و ساغر نمی‌کنم ۳۵۳ Aug 12, 2025
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۳۵۳

    مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان


    من ترک عشق و شاهد و ساغر نمی‌کنم

    صد بار توبه کردم و ديگر نمی‌کنم

    باغ بهشت و سايه طوبی و قصر و حور

    با خاک کوی دوست برابر نمی‌کنم

    تلقين و درس اهل نظر يک اشارت است

    گفتم کنايتی و مکرر نمی‌کنم

    هرگز نمی‌شود ز سر خود خبر مرا

    تا در ميان ميکده سر برنمی‌کنم

    ناصح به طعن گفت که رو ترک عشق کن

    محتاج جنگ نيست برادر نمی‌کنم

    اين تقوی‌ام تمام که با شاهدان شهر

    ناز و کرشمه بر سر منبر نمی‌کنم

    پیر مغان حکایت معقول می‌کند

    معذورم ار حدیث تو باور نمی‌کنم


    حافظ جناب پير مغان جای دولت است

    من ترک خاک‌بوسی اين در نمی‌کنم


    روزگاری شد که در میخانه خدمت می‌کنم ۳۵۲ Aug 11, 2025
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۳۵۲

    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلان


    روزگاری شد که در ميخانه خدمت می‌کنم

    در لباس فقر کار اهل دولت می‌کنم

    تا کی اندر دام وصل آرم تذروی خوش‌خرام

    در کمينم و انتظار وقت و فرصت می‌کنم

    واعظ ما بوی حق نشنيد بشنو کاين سخن

    در حضورش نيز می‌گويم نه غيبت می‌کنم

    با صبا افتان و خيزان می‌روم تا کوی دوست

    وز رفيقان ره استمداد همت می‌کنم

    خاک کويت زحمت ما برنتابد بيش از اين

    لطف‌ها کردی بتا تخفيف زحمت می‌کنم

    زلف دلبر دام راه و غمزه‌اش تير بلاست

    ياد دار ای دل که چندين‌ات نصيحت می‌کنم

    ديده‌ی بدبين بپوشان ای کريم عيب‌پوش

    زين دليری‌ها که من در کنج خلوت می‌کنم

    حافظم در مجلسی، دردی‌کشم در محفلی

    بنگر اين شوخی که چون با خلق صنعت می‌کنم


    حاشا که من به موسم گل ترک می کنم ۳۵۱ Aug 10, 2025
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۳۵۱

    مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان


    حاشا که من به موسم گل ترک می کنم

    من لاف عقل می‌زنم اين کار کی کنم؟


    مطرب کجاست؟ تا همه محصول زهد و علم

    در کار چنگ و بربط و آواز نی کنم


    از قال و قیل مدرسه حالی دلم گرفت

    يک چند نيز خدمت معشوق و می کنم


    کی بود در زمانه وفا جام می بيار

    تا من حکايت جم و کاووس و کی کنم


    از نامه‌ی سياه نترسم که روز حشر

    با فيض لطف او صد از اين نامه طی کنم


    کو پيک صبح تا گله‌های شب فراق

    با آن خجسته‌طلعت فرخنده‌پی کنم؟


    اين جان عاريت که به حافظ سپرد دوست

    روزی رخش ببينم و تسليم وی کنم


    به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم ۳۵۰ Aug 09, 2025
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۳۵۰

    مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن


    به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم

    بهار توبه‌شکن می‌رسد چه چاره کنم؟

    سخن درست بگويم نمی‌توانم ديد

    که می خورند حريفان و من نظاره کنم

    چو غنچه با لب خندان به ياد مجلس شاه

    پياله گيرم و از شوق جامه پاره کنم

    به دور لاله دماغ مرا علاج کنيد

    گر از ميانه‌ی بزم طرب کناره کنم

    ز روی دوست مرا چون گل مراد شکفت

    حواله‌ی سر دشمن به سنگ خاره کنم

    گدای ميکده‌ام ليک وقت مستی بين

    که ناز بر فلک و حکم بر ستاره کنم

    مرا که نيست ره و رسم لقمه‌پرهيزی

    چرا ملامت رند شرابخواره کنم؟

    به تخت گل بنشانم بتی چو سلطانی

    ز سنبل و سمنش ساز طوق و ياره کنم

    ز باده خوردن پنهان ملول شد حافظ

    به بانگ بربط و نی رازش آشکاره کنم


    دوش سودای رخش گفتم ز سر بیرون کنم ۳۴۹ Aug 06, 2025
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۳۴۹

    فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن


    دوش سودای رخش گفتم ز سر بيرون کنم

    گفت کو زنجير تا تدبير اين مجنون کنم؟

    قامتش را سرو گفتم سر کشيد از من به خشم

    دوستان از راست می‌رنجد نگارم چون کنم؟

    نکته‌ ناسنجيده گفتم دلبرا معذور دار

    عشوه‌ای فرمای تا طبع سخن موزون کنم

    زردرویی می‌کشم زان طبع نازک بی‌گناه

    ساقيا جامی بده تا چهره را گلگون کنم

    ای نسيم منزل ليلی خدا را تا به کی

    ربع را برهم زنم اطلال را جيحون کنم

    من که ره بردم به گنج حسن بی‌پايان دوست

    صد گدای همچو خود را بعد از اين قارون کنم

    ای مه صاحب‌قران از بنده حافظ ياد کن

    تا دعای دولت آن حسن روزافزون کنم


    دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم ۳۴۸ Aug 05, 2025
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۳۴۸

    فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن


    ديده دريا کنم و صبر به صحرا فکنم

    و اندر اين کار دل خويش به دريا فکنم

    از دل تنگ گنهکار برآرم آهی

    کآتش اندر گنه آدم و حوا فکنم

    مايه‌ی خوشدلی آنجاست که دلدار آنجاست

    می‌کنم جهد که خود را مگر آن جا فکنم

    بگشا بند قبا ای مه خورشيدکلاه

    تا چو زلفت سر سودازده در پا فکنم

    خورده‌ام تير فلک باده بده تا سرمست

    عقده دربند کمر ترکش جوزا فکنم

    جرعه‌ی جام بر اين تخت روان افشانم

    غلغل چنگ در اين گنبد مينا فکنم

    حافظا تکيه بر ايام چو سهو است و خطا

    من چرا عشرت امروز به فردا فکنم؟


    Previous 1 13 14 15 16 17 61 Next

    Related Podcasts

    Fresh Air

    1

    Fresh Air Arts
    Twenty Thousand Hertz

    2

    Twenty Thousand Hertz Arts
    The Black Tapes

    3

    The Black Tapes Arts
    Snap Judgment

    4

    Snap Judgment Arts
    Here’s The Thing with Alec Baldwin

    5

    Here’s The Thing with Alec Baldwin Arts
    The NoSleep Podcast – Creative Reason Media Inc.

    6

    The NoSleep Podcast – Creative Reason Media Inc. Arts
    footer-logo

    Contact Us

    Toll Free: 844-670-7747

    Links

    • Home
    • Top Charts
    • Networks
    • Apps
    • Independents Podcasts
    • Podcast Advertising
    • Podcast News
    • Contact Us
    • About Us
    • Analytics & Insights

    Stay Connected

      Privacy, Terms of Use & Our Code of Ethics Protecting Content Creators Copyrights