TopPodcast.com
Menu
  • Home
  • Top Charts
  • Top Networks
  • Top Apps
  • Top Independents
  • Top Podfluencers
  • Top Picks
    • Top Business Podcasts
    • Top True Crime Podcasts
    • Top Finance Podcasts
    • Top Comedy Podcasts
    • Top Music Podcasts
    • Top Womens Podcasts
    • Top Kids Podcasts
    • Top Sports Podcasts
    • Top News Podcasts
    • Top Tech Podcasts
    • Top Crypto Podcasts
    • Top Entrepreneurial Podcasts
    • Top Fantasy Sports Podcasts
    • Top Political Podcasts
    • Top Science Podcasts
    • Top Self Help Podcasts
    • Top Sports Betting Podcasts
    • Top Stocks Podcasts
  • Podcast News
  • About Us
  • Podcast Advertising
  • Contact
Not in our directory?
Add Show Here
Podcast Equipment
Center

toppodcastlogoOur TOPPODCAST Picks

  • Comedy
  • Crypto
  • Sports
  • News
  • Politics
  • True Crime
  • Business
  • Finance

Follow Us

toppodcastlogoStay Connected

    View Top 200 Chart
    Back to Rankings Page
    Health & Fitness

    رواق / Ravaq

    می‌ترسید بی‌آنکه بداند می‌ترسد. غمگین بود بی‌آنکه بداند از چه. می‌خواست برود، بی‌آنکه بداند به کجا. دلتنگ بود، بی‌آنکه بداند برای که. _ پادکست رواق با رویکردی روانشناختی به اگزیستانسیالیسم می‌پردازه و ساده‌تر از اسمش، ریشه‌ی بسیاری از احساسات عمیق آدمی رو واکاوی می‌کنه، غمها، ترسها، آرزوها. هدف رواق کشفِ فردیِ مخاطبان از ابعادِ زیستِ اصیله و من با تکیه بر آثار اروین یالوم، در این مکاشفه همراه شما هستم

    Тавсифи сонетхои Хофиз

    Advertise

    Copyright: © Farzin Ranjbar

    • Apple Podcasts
    • Google Play
    • Spotify

    Latest Episodes:
    می خواه و گل‌افشان کن از دهر چه می‌جویی؟ ۴۹۵ Jul 27, 2026
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۴۹۵

    مفعول و مفاعیلن مفعول و مفاعیلن


    می خواه و گل افشان کن، از دهر چه می‌جویی؟

    این گفت سحر بلبل، ای گل تو چه می‌گویی؟


    مسند به گلستان بر تا شاهد و ساقي را

    لب گيری و رخ بوسی می نوشی و گل بویی


    شمشاد خرامان کن و آهنگ گلستان کن

    تا سرو بياموزد از قد تو دلجویی


    تا غنچه‌ی خندانت دولت به که خواهد داد

    ای شاخ گل رعنا از بهر که می‌رویی؟


    امروز که بازارت پرجوش خريدار است

    درياب و بنه گنجی از مايه‌ی نيکویی


    چون شمعِ نکورویی در رهگذر باد است

    طرف هنری بربند از شمع نکورویی


    آن طره که هر جعدش صد نافه‌ی چين ارزد

    خوش بودی اگر بودی بویی‌ش ز خوش‌خویی


    هر مرغ به دستانی در گلشن شاه آمد

    بلبل به نواسازی حافظ به غزل‌گویی


    ای دل گر از آن چاه زنخدان به در آیی ۴۹۴ Jul 26, 2026
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۴۹۴

    مفعول و مفاعیل و مفاعیل و مفاعیل


    ای دل گر از آن چاه زنخدان به درآیی

    هر جا که روی زود پشيمان به درآیی


    شايد که به آبی فلکت دست نگيرد

    گر تشنه‌لب از چشمه‌ی حيوان به درآیی


    هش دار که گر وسوسه‌ی عقل کنی گوش

    آدم‌صفت از روضه‌ی رضوان به درآیی


    در تيره‌شب هجر تو جانم به لب آمد

    وقت است که همچون مه تابان به درآیی


    چندان چو صبا بر تو گمارم دم همت

    کز غنچه چو گل خرم و خندان به درآیی


    بر رهگذرت بسته‌ام از ديده دوصد جوی

    تا بو که تو چون سرو خرامان به درآیی


    حافظ مکن انديشه که آن يوسف مه‌رو

    بازآيد و از کلبه‌ی احزان به درآیی


    ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی ۴۹۳ Jul 25, 2026
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۴۹۳

    مفعول و مفاعیلن مفعول و مفاعیلن


    ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی

    دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی


    مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد

    کز دست بخواهد شد پاياب شکيبایی

    دايم گل اين بستان شاداب نمی‌ماند

    درياب ضعيفان را در وقت توانایی


    ای درد توام درمان در بستر ناکامی

    وی ياد توام مونس در گوشه‌ی تنهایی

    در دايره‌ی قسمت ما نقطه‌ی تسليميم

    لطف آن چه تو انديشی حکم آن چه تو فرمایی

    ‌

    ديشب گله‌ی زلفش با باد همی‌کردم

    گفتا غلطی بگذر زين فکرت سودایی

    صد باد صبا اين جا با سلسله می‌رقصند

    اين است حريف ای دل تا باد نپيمایی


    فکر خود و رای خود در عالم رندی نيست

    کفر است در اين مذهب خودبينی و خودرایی

    يا رب به که شايد گفت اين نکته که در عالم

    رخساره به کس ننمود آن شاهد هرجایی

    ساقی چمن گل را بی روی تو رنگی نيست

    شمشاد خرامان کن تا باغ بيارایی

    زين دايره‌ی مينا خونين‌جگرم می ده

    تا حل کنم اين مشکل در ساغر مينایی


    حافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آمد

    شاديت مبارک باد ای عاشق شيدایی


    سلامی چو بوی خوش آشنایی ۴۹۲ Jul 22, 2026
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۴۹۲

    فعولن فعولن فعولن فعولن


    سلامی چو بوی خوش آشنایی

    بدان مردم ديده‌ی روشنایی


    درودی چو نور دل پارسايان

    بدان شمع خلوتگه پارسایی


    نمی‌بينم از همدمان هيچ بر جای

    دلم خون شد از غصه ساقی کجایی


    ز کوی مغان رخ مگردان که آنجا

    فروشند مفتاح مشکل‌گشایی


    عروس جهان گر چه در حد حسن است

    ز حد می‌برد شيوه‌ی بی‌وفایی


    دل خسته‌ی من گرش همتی هست

    نخواهد ز سنگين‌دلان موميایی


    می صوفی‌افکن کجا می‌فروشند

    که در تابم از دست زهد ريایی


    رفيقان چنان عهد صحبت شکستند

    که گویی نبوده‌ست خود آشنایی


    مرا گر تو بگذاری ای نفس طامع

    بسی پادشاهی کنم در گدایی


    بياموزمت کيميای سعادت

    ز همصحبت بد جدایی جدایی


    مکن حافظ از جور دوران شکايت

    چه دانی تو ای بنده کار خدایی


    به چشم کرده‌ام ابروی ماه‌سیمایی ۴۹۱ Jul 21, 2026
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۴۹۱

    مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن


    به چشم کرده‌ام ابروی ماه سيمایی

    خيال سبزخطی نقش بسته‌ام جایی


    اميد هست که منشور عشقبازی من

    از آن کمانچه‌ی ابرو رسد به طغرایی


    سرم ز دست بشد چشم از انتظار بسوخت

    در آرزوی سر و چشم مجلس‌آرایی


    مکدر است دل آتش به خرقه خواهم زد

    بيا ببين که کرا می‌کند تماشایی


    به روز واقعه تابوت ما ز سرو کنيد

    که می‌رويم به داغ بلندبالایی


    زمام دل به کسی داده‌ام من درويش

    که نيستش به کس از تاج و تخت پروایی


    در آن مقام که خوبان ز غمزه تيغ زنند

    عجب مدار سری اوفتاده در پایی


    مرا که از رخ او ماه در شبستان است

    کجا بود به فروغ ستاره پروایی


    نعیم خلد چه باشد وصال دوست طلب

    که حيف باشد از او غير او تمنایی


    درر ز شوق برآرند ماهيان به نثار

    اگر سفينه‌ی حافظ رسد به دريایی


    در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی ۴۹۰ Jul 20, 2026
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۴۹۰

    فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن


    در همه دير مغان نيست چو من شيدایی

    خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی

    دل که آيينه‌ی شاهی‌ست غباری دارد

    از خدا می‌طلبم صحبت روشن‌رایی

    کرده‌ام توبه به دست صنم باده‌فروش

    که دگر می نخورم بی رخ بزم‌آرایی

    شرح اين قصه مگر شمع برآرد به زبان

    ور نه پروانه ندارد به سخن پروایی

    کشتی باده بياور که مرا بی رخ دوست

    گشت هر گوشه‌ی چشم از غم دل دريایی

    اين حديثم چه خوش آمد که سحرگه می‌گفت

    بر در ميکده‌ای با دف و نی ترسایی

    گر مسلمانی از اين است که حافظ دارد

    آه اگر از پی امروز بود فردایی


    ای در رخ تو پیدا انوار پادشاهی ۴۸۹ Jul 19, 2026
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۴۸۹

    مفعول و فاعلاتن مفعول و فاعلاتن


    ای در رخ تو پيدا انوار پادشاهی

    در فکرت تو پنهان صد حکمت الهی

    کلک تو بارک الله بر ملک و دين گشاده

    صد چشمه آب حيوان از قطره سياهی

    بر اهرمن نتابد انوار اسم اعظم

    ملک آن توست و خاتم فرمای هر چه خواهی

    در حکمت سليمان هر کس که شک نمايد

    بر عقل و دانش او خندند مرغ و ماهی

    باز ار چه گاه‌گاهی بر سر نهد کلاهی

    مرغان قاف دانند آيين پادشاهی

    تيغی که آسمانش از فيض خود دهد آب

    تنها جهان بگيرد بی منت سپاهی

    کلک تو خوش نويسد در شان يار و اغيار

    تعويذ جان‌فزایی افسون عمرکاهی

    ای عنصر تو مخلوق از کيميای عزت

    وی دولت تو ايمن از صدمه‌ی تباهی

    ساقی بيار آبی از چشمه‌ی خرابات

    تا خرقه‌ها بشوييم از عجب خانقاهی

    عمری‌ست پادشاها کز می تهی‌ست جامم

    اينک ز بنده دعوی وز محتسب گواهی

    گر پرتوی ز تيغت بر کان و معدن افتد

    ياقوت سرخ‌رو را بخشند رنگ کاهی

    دانم دلت ببخشد بر عجز شب‌نشينان

    گر حال بنده پرسی از باد صبحگاهی

    جايي که برق عصيان بر آدم صفي زد

    ما را چگونه زيبد دعوی بی‌گناهی

    حافظ چو پادشاهت گه‌گاه می‌برد نام

    رنجش ز بخت منما بازآ به عذرخواهی


    سحرم هاتف میخانه به دولت‌خواهی ۴۸۸ Jul 18, 2026
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۴۸۸

    فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن


    سحرم هاتف ميخانه به دولتخواهی

    گفت بازآی که ديرينه‌ی اين درگاهی

    همچو جم جرعه‌ی ما کش که ز سر دو جهان

    پرتو جام جهان‌بين دهدت آگاهی

    بر در ميکده رندان قلندر باشند

    که ستانند و دهند افسر شاهنشاهی

    خشت زير سر و بر تارک هفت اختر پای

    دست قدرت نگر و منصب صاحب‌جاهی

    سر ما و در ميخانه که طرف بامش

    به فلک بر شد و ديوار بدين کوتاهی

    قطع اين مرحله بی‌ همرهی خضر مکن

    ظلمات است بترس از خطر گمراهی

    اگرت سلطنت فقر ببخشند ای دل

    کمترين ملک تو از ماه بود تا ماهی


    حافظ خام طمع شرمی از اين قصه بدار

    عملت چيست که مزدش دو جهان برين می‌خواهی؟


    تو دم فقر ندانی زدن از دست مده

    مسند خواجگی و مجلس تورانشاهی


    ای بی‌خبر بکوش که صاحب‌خبر شوی ۴۸۷ Jul 15, 2026
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۴۸۷

    مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن


    ای بی‌خبر بکوش که صاحب‌خبر شوی

    تا راهرو نباشی کی راهبر شوی


    در مکتب حقايق پيش اديب عشق

    هان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی


    دست از مس وجود چو مردان ره بشوی

    تا کيميای عشق بيابی و زر شوی


    خواب و خورت ز مرتبه‌ی خويش دور کرد

    آنگه رسی به خويش که بی‌خواب و خور شوی


    گر نور عشقِ حق به دل و جانت اوفتد

    بالله کز آفتاب فلک خوبتر شوی


    يک دم غريق بحر خدا شو گمان مبر

    کز آب هفت بحر به يک موی تر شوی


    از پای تا سرت همه نور خدا شود

    در راه ذوالجلال چو بی‌پا‌وسر شوی


    وجه خدا اگر شودت منظر نظر

    زين پس شکی نماند که صاحب‌نظر شوی


    بنياد هستی تو چو زير و زبر شود

    در دل مدار هيچ که زير و زبر شوی


    گر در سرت هوای وصال است حافظا

    بايد که خاک درگه اهل هنر شوی


    بلبل به شاخ سرو به گلبانگ پهلوی ۴۸۶ Jul 14, 2026
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۴۸۶

    مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن

    ویدیویی که در برنامه‌ی این نمره درباره‌ش صحبت کردیم


    بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی

    می‌خواند دوش درس مقامات معنوی


    يعني بيا که آتش موسی نمود گل

    تا از درخت نکته توحيد بشنوی


    جمشيد جز حکايت جام از جهان نبرد

    زنهار دل مبند بر اسباب دنيوی


    اين قصه‌ی عجب شنو از بخت واژگون

    ما را بکشت يار به انفاس عيسوی


    دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر

    کای نور چشم من بجز از کشته ندروی


    خوش وقت بوريا و گدایی و خواب امن

    کاين عيش نيست درخور اورنگ خسروی


    ساقی مگر وظيفه حافظ زياده داد

    کآشفته گشت طره‌ی دستار مولوی؟


    1 2 3 61 Next

    Related Podcasts

    Fresh Air

    1

    Fresh Air Arts
    Twenty Thousand Hertz

    2

    Twenty Thousand Hertz Arts
    The Black Tapes

    3

    The Black Tapes Arts
    Snap Judgment

    4

    Snap Judgment Arts
    Here’s The Thing with Alec Baldwin

    5

    Here’s The Thing with Alec Baldwin Arts
    The NoSleep Podcast – Creative Reason Media Inc.

    6

    The NoSleep Podcast – Creative Reason Media Inc. Arts
    footer-logo

    Contact Us

    Toll Free: 844-670-7747

    Links

    • Home
    • Top Charts
    • Networks
    • Apps
    • Independents Podcasts
    • Podcast Advertising
    • Podcast News
    • Contact Us
    • About Us
    • Analytics & Insights

    Stay Connected

      Privacy, Terms of Use & Our Code of Ethics Protecting Content Creators Copyrights