TopPodcast.com
Menu
  • Home
  • Top Charts
  • Top Networks
  • Top Apps
  • Top Independents
  • Top Podfluencers
  • Top Picks
    • Top Business Podcasts
    • Top True Crime Podcasts
    • Top Finance Podcasts
    • Top Comedy Podcasts
    • Top Music Podcasts
    • Top Womens Podcasts
    • Top Kids Podcasts
    • Top Sports Podcasts
    • Top News Podcasts
    • Top Tech Podcasts
    • Top Crypto Podcasts
    • Top Entrepreneurial Podcasts
    • Top Fantasy Sports Podcasts
    • Top Political Podcasts
    • Top Science Podcasts
    • Top Self Help Podcasts
    • Top Sports Betting Podcasts
    • Top Stocks Podcasts
  • Podcast News
  • About Us
  • Podcast Advertising
  • Contact
Not in our directory?
Add Show Here
Podcast Equipment
Center

toppodcastlogoOur TOPPODCAST Picks

  • Comedy
  • Crypto
  • Sports
  • News
  • Politics
  • True Crime
  • Business
  • Finance

Follow Us

toppodcastlogoStay Connected

    View Top 200 Chart
    Back to Rankings Page
    Health & Fitness

    رواق / Ravaq

    می‌ترسید بی‌آنکه بداند می‌ترسد. غمگین بود بی‌آنکه بداند از چه. می‌خواست برود، بی‌آنکه بداند به کجا. دلتنگ بود، بی‌آنکه بداند برای که. _ پادکست رواق با رویکردی روانشناختی به اگزیستانسیالیسم می‌پردازه و ساده‌تر از اسمش، ریشه‌ی بسیاری از احساسات عمیق آدمی رو واکاوی می‌کنه، غمها، ترسها، آرزوها. هدف رواق کشفِ فردیِ مخاطبان از ابعادِ زیستِ اصیله و من با تکیه بر آثار اروین یالوم، در این مکاشفه همراه شما هستم

    Тавсифи сонетхои Хофиз

    Advertise

    Copyright: © Farzin Ranjbar

    • Apple Podcasts
    • Google Play
    • Spotify

    Latest Episodes:
    روزه یک سو شد و عید آمد و دلها برخاست ۰۲۰ Apr 23, 2024
    Show notes

    روزه يک سو شد و عيد آمد و دلها برخاست

    می ز خمخانه به جوش آمد و می‌بايد خواست

    نوبه (توبه) زهدفروشان گران جان بگذشت

    وقت رندی (شادی) و طرب کردن رندان پيداست (برخاست)

    چه ملامت بود (رسد) آن را که چنين باده خورد

    اين چه عيب است بدين بی‌خردی وين چه خطاست


    باده‌نوشی که در او روی و ريايی نبود

    بهتر از زهدفروشی که در او روی و رياست

    ما نه رندان (مردان) رياييم و حريفان نفاق

    آن که او عالم سر است بدين حال گواست

    فرض ايزد بگذاريم (بگذاریم) و به کس بد نکنيم

    وان چه گويند روا نيست نگوييم (بگوییم) رواست

    چه شود گر من و تو چند قدح باده خوريم

    باده از خون رزان است نه از خون شماست

    اين چه عيب است کز آن عيب خلل خواهد بود

    ور بود نيز چه شد مردم بی‌عيب کجاست


    حافظ از چون و چرا بگذر و می نوش دمی

    نزد حکمش چه مجال سخن چون و چراست


    ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست ۰۱۹ Apr 22, 2024
    Show notes

    ای نسيم سحر آرامگه يار کجاست

    منزل آن مه عاشق‌کش عيار کجاست

    شب تار (دراز) است و ره وادی ايمن در پيش

    آتش طور کجا موعد ديدار کجاست

    هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد

    در خرابات بگوييد (مپرسید) که هشيار کجاست

    آن کس است اهل بشارت که اشارت داند

    نکته‌ها هست بسی محرم اسرار کجاست

    هر سر موی مرا با تو هزاران کار است

    ما کجاييم و ملامت‌گر بی‌کار کجاست

    بازپرسيد ز گيسوی شکن در شکنش

    کان دل غمزده سرگشته گرفتار کجاست

    عقل ديوانه شد آن سلسله مشکين کو

    دل ز ما گوشه گرفت ابروی دلدار کجاست

    ساقی و مطرب و می (باده و مطرب و گل) جمله مهياست ولی

    عيش بی يار مهیا (مهنا) نشود يار کجاست

    حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج

    فکر معقول بفرما گل بی‌خار کجاست


    ساقیا آمدن عید مبارک بادت ۰۱۸ Apr 21, 2024
    Show notes


    ساقيا آمدن عيد مبارک بادت

    وان مواعيد که کردی مرواد از يادت


    در شگفتم که در اين مدت ايام فراق

    برگرفتی ز حريفان (عزیزان) دل و دل می‌دادت


    برسان بندگی دختر رز گو به درآی

    که دم و همت ما کرد ز بند آزادت


    شادی مجلسيان در قدم و مقدم توست

    جای غم باد هر آن دل که نخواهد شادت


    شکر ايزد که ز تاراج خزان رخنه نيافت

    بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت


    چشم بد دور کز آن تفرقه‌ات بازآورد

    طالع نامور و دولت مادرزادت


    حافظ از دست مده دولت (صحبت) اين کشتی نوح

    ور نه طوفان حوادث ببرد (بکند) بنيادت


    سینه‌ام زآتش دل در غم جانانه بسوخت ۰۱۷ Apr 20, 2024
    Show notes


    سينه‌ام ز آتش دل در غم جانانه بسوخت

    آتشی بود در اين خانه که کاشانه بسوخت

    تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت

    جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت

    سوز دل بين که ز بس آتش اشکم دل شمع

    (سوز دل بین که ز بسیاری اشکم دل شمع)

    دوش بر من ز سر مهر چو پروانه بسوخت

    آشنايان نه غريب است که دلسوز من‌اند

    چون من از خويش برفتم دل بيگانه بسوخت

    خرقه زهد مرا آب خرابات ببرد

    خانه عقل مرا آتش ميخانه بسوخت

    چون پياله دلم از توبه که کردم بشکست

    همچو لاله جگرم بی می و پیمانه بسوخت

    ماجرا کم کن و بازآ که مرا مردم چشم

    خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت

    ترک افسانه بگو حافظ و می نوش دمی

    که نخفتيم شب و شمع به افسانه بسوخت


    خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت ۰۱۶ Apr 17, 2024
    Show notes


    خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت

    به قصد جان من زار ناتوان انداخت


    نبود نقش دو عالم که رنگ الفت بود

    زمانه طرح محبت نه اين زمان انداخت


    شراب خورده و خوی کرده کی شدی به چمن

    که آب روی تو آتش در ارغوان انداخت


    به يک کرشمه که نرگس به خودفروشی کرد

    فريب چشم تو صد فتنه در جهان انداخت


    بنفشه طره مفتول خود گره مي زد

    صبا حکايت زلف تو در ميان انداخت


    ز شرم آن که به روی تو نسبتش کردند

    سمن به دست صبا خاک در دهان انداخت


    به بزمگاه چمن دوش مست بگذشتم

    چو از دهان توام غنچه در گمان انداخت


    من از ورع می و مطرب نديدمی زين پيش

    هوای مغبچگانم در اين و آن انداخت


    کنون به آب می لعل خرقه می‌شويم

    نصيبه ازل از خود نمی‌توان انداخت


    مگر گشايش حافظ در اين خرابي بود

    که بخشش ازلش در می مغان انداخت


    جهان به کام من اکنون شود که دور زمان

    مرا به بندگی خواجه جهان انداخت


    ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت ۰۱۵ Apr 16, 2024
    Show notes


    اي شاهد قدسي که کشد بند نقابت

    و اي مرغ بهشتي که دهد دانه و آبت

    خوابم بشد از ديده در اين فکر جگرسوز

    کاغوش که شد منزل آسايش و خوابت

    درويش نمي پرسي و ترسم که نباشد

    انديشه آمرزش و پروای ثوابت

    راه دل عشاق زد آن چشم خماري

    پيداست از اين شيوه که مست است شرابت

    تيري که زدي بر دلم از غمزه خطا رفت

    تا باز چه انديشه کند راي صوابت


    هر ناله و فرياد که کردم نشنيدي

    پيداست نگارا که بلند است جنابت

    تا در ره پيري به چه آيين روي اي دل

    باري به غلط صرف شد ايام شبابت


    دور است سر آب در اين باديه هش دار

    تا غول بيابان نفريبد به سرابت

    اي قصر دل افروز که عشرتگه انسي

    يا رب مکناد آفت ايام خرابت

    حافظ نه غلاميست که از خواجه گريزد

    صلحي کن و بازآ که خرابم ز عتابت


    گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب ۰۱۴ Apr 15, 2024
    Show notes


    گفتم اي سلطان خوبان رحم کن بر اين غريب

    گفت در دنبال دل ره گم کند مسکين غريب

    گفتمش مگذر زماني گفت معذورم بدار

    خانه پروردي چه تاب آرد غم چندين غريب

    خفته بر سنجاب شاهي نازنيني را چه غم

    گر ز خار و خاره سازد بستر و بالين غريب

    اي که در زنجير زلفت جاي چندين آشناست

    خوش فتاد آن خال مشکين بر رخ رنگين غريب

    مي نمايد عکس مي در رنگ روي مه‌وشت

    همچو برگ ارغوان بر صفحه نسرين غريب

    بس غريب افتاده است آن مور خط گرد رخت

    گر چه نبود در نگارستان خط مشکين غريب

    گفتم اي شام غريبان طره شبرنگ تو

    در سحرگاهان حذر کن چون بنالد اين غريب

    گفت حافظ آشنايان در مقام حيرتند

    دور نبود گر نشيند خسته و مسکين غريب


    می‌دمد صبح و کله بسته سحاب ۰۱۳ Apr 14, 2024
    Show notes


    مي دمد صبح و کله بست سحاب

    الصبوح الصبوح يا اصحاب

    مي چکد ژاله بر رخ لاله

    المدام المدام يا احباب

    مي وزد از چمن نسيم بهشت

    هان بنوشيد دم به دم مي ناب

    تخت زمرد زده است گل به چمن

    راح چون لعل آتشين درياب

    در ميخانه بسته اند دگر

    افتتح يا مفتح الابواب

    اين چنين موسمي عجب باشد

    که ببندند ميکده به شتاب

    لب و دندانت را حقوق نمک

    هست بر جان و سينه هاي کباب

    بر رخ ساقي پري پيکر

    همچو حافظ بنوش باده ناب


    ۰۱۲ ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما Apr 13, 2024
    Show notes


    اي فروغ ماه حسن از روي رخشان شما

    آب روي خوبي از چاه زنخدان شما

    عزم ديدار تو دارد جان بر لب آمده

    بازگردد يا برآيد چيست فرمان شما

    کس به دور نرگست طرفي نبست از عافيت

    به که نفروشند مستوري به مستان شما

    بخت خواب آلود ما بيدار خواهد شد مگر

    زان که زد بر ديده آبي روي رخشان شما

    با صبا همراه بفرست از رخت گلدسته اي

    بو که بويي بشنويم از خاک بستان شما

    عمرتان باد و مراد اي ساقيان بزم جم

    گر چه جام ما نشد پرمي به دوران شما

    دل خرابي مي کند دلدار را آگه کنيد

    زينهار اي دوستان جان من و جان شما

    کي دهد دست اين غرض يا رب که همدستان شوند

    خاطر مجموع ما زلف پريشان شما

    دور دار از خاک و خون دامن چو بر ما بگذري

    کاندر اين ره کشته بسيارند قربان شما

    اي صبا با ساکنان شهر يزد از ما بگو

    کاي سر حق ناشناسان گوي چوگان شما

    گر چه دوريم از بساط قرب همت دور نيست

    بنده شاه شماييم و ثناخوان شما

    اي شهنشاه بلنداختر خدا را همتي

    تا ببوسم همچو اختر خاک ايوان شما

    مي کند حافظ دعايي بشنو آميني بگو

    روزي ما باد لعل شکرافشان شما


    ساقی به نور باده برافروز جام ما ۰۱۱ Apr 10, 2024
    Show notes


    ساقي به نور باده برافروز جام ما

    مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما

    ما در پياله عکس رخ يار ديده ايم

    اي بي خبر ز لذت شرب مدام ما

    هرگز نميرد آن که دلش زنده شد به عشق

    ثبت است بر جريده عالم دوام ما

    چندان بود کرشمه و ناز سهي قدان

    کايد به جلوه سرو صنوبرخرام ما

    اي باد اگر به گلشن احباب بگذري

    زنهار عرضه ده بر جانان پيام ما

    گو نام ما ز ياد به عمدا چه مي بري

    خود آيد آن که ياد نياري ز نام ما

    مستي به چشم شاهد دلبند ما خوش است

    زان رو سپرده اند به مستي زمام ما

    ترسم که صرفه اي نبرد روز بازخواست

    نان حلال شيخ ز آب حرام ما

    حافظ ز ديده دانه اشکي همي فشان

    باشد که مرغ وصل کند قصد دام ما

    درياي اخضر فلک و کشتي هلال

    هستند غرق نعمت حاجي قوام ما


    Previous 1 47 48 49 50 51 61 Next

    Related Podcasts

    Fresh Air

    1

    Fresh Air Arts
    Twenty Thousand Hertz

    2

    Twenty Thousand Hertz Arts
    The Black Tapes

    3

    The Black Tapes Arts
    Snap Judgment

    4

    Snap Judgment Arts
    Here’s The Thing with Alec Baldwin

    5

    Here’s The Thing with Alec Baldwin Arts
    The NoSleep Podcast – Creative Reason Media Inc.

    6

    The NoSleep Podcast – Creative Reason Media Inc. Arts
    footer-logo

    Contact Us

    Toll Free: 844-670-7747

    Links

    • Home
    • Top Charts
    • Networks
    • Apps
    • Independents Podcasts
    • Podcast Advertising
    • Podcast News
    • Contact Us
    • About Us
    • Analytics & Insights

    Stay Connected

      Privacy, Terms of Use & Our Code of Ethics Protecting Content Creators Copyrights