TopPodcast.com
Menu
  • Home
  • Top Charts
  • Top Networks
  • Top Apps
  • Top Independents
  • Top Podfluencers
  • Top Picks
    • Top Business Podcasts
    • Top True Crime Podcasts
    • Top Finance Podcasts
    • Top Comedy Podcasts
    • Top Music Podcasts
    • Top Womens Podcasts
    • Top Kids Podcasts
    • Top Sports Podcasts
    • Top News Podcasts
    • Top Tech Podcasts
    • Top Crypto Podcasts
    • Top Entrepreneurial Podcasts
    • Top Fantasy Sports Podcasts
    • Top Political Podcasts
    • Top Science Podcasts
    • Top Self Help Podcasts
    • Top Sports Betting Podcasts
    • Top Stocks Podcasts
  • Podcast News
  • About Us
  • Podcast Advertising
  • Contact
Not in our directory?
Add Show Here
Podcast Equipment
Center

toppodcastlogoOur TOPPODCAST Picks

  • Comedy
  • Crypto
  • Sports
  • News
  • Politics
  • True Crime
  • Business
  • Finance

Follow Us

toppodcastlogoStay Connected

    View Top 200 Chart
    Back to Rankings Page
    Health & Fitness

    رواق / Ravaq

    می‌ترسید بی‌آنکه بداند می‌ترسد. غمگین بود بی‌آنکه بداند از چه. می‌خواست برود، بی‌آنکه بداند به کجا. دلتنگ بود، بی‌آنکه بداند برای که. _ پادکست رواق با رویکردی روانشناختی به اگزیستانسیالیسم می‌پردازه و ساده‌تر از اسمش، ریشه‌ی بسیاری از احساسات عمیق آدمی رو واکاوی می‌کنه، غمها، ترسها، آرزوها. هدف رواق کشفِ فردیِ مخاطبان از ابعادِ زیستِ اصیله و من با تکیه بر آثار اروین یالوم، در این مکاشفه همراه شما هستم

    Тавсифи сонетхои Хофиз

    Advertise

    Copyright: © Farzin Ranjbar

    • Apple Podcasts
    • Google Play
    • Spotify

    Latest Episodes:
    زلفش هزار دل به یکی تار مو ببست ۰۳۰ May 07, 2024
    Show notes

    غزل نمره ۰۳۰

    مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان


    زلفت (زلفش) هزار دل به يکی تار مو ببست

    راه هزار چاره‌گر از چار سو ببست

    تا عاشقان به بوی نسيمش دهند جان

    بگشود نافه‌ای و در آرزو ببست

    شيدا از آن شدم که نگارم چو ماه نو

    ابرو نمود و جلوه‌گری کرد و رو ببست

    ساقی به چند رنگ می اندر پياله ريخت

    اين نقش‌ها نگر که چه خوش در کدو ببست

    يا رب چه غمزه کرد صراحی که خون خم

    با نعره‌های غلغلش اندر گلو ببست

    مطرب چه پرده ساخت که در پرده (حلقه) سماع

    بر اهل وجد و حال در های‌وهو ببست


    (دانا چو دید بازی این چرخ حقه‌باز

    هنگامه بازچید و در گفتگو ببست)

    حافظ هر آن که عشق نورزيد و وصل خواست

    احرام طوف کعبه‌ی دل بی وضو ببست


    ما را ز خیال تو چه پروای شراب است ۰۲۹ May 06, 2024
    Show notes

    غزل نمره ۰۲۹

    مفعول و مفاعیل و مفاعیل و فعولن


    ما را ز خيال تو چه پروای شراب است

    خم گو سر خود گير که خمخانه خراب است

    گر خمر بهشت است بريزيد که بی دوست

    هر شربت عذبم که دهی عين عذاب است

    افسوس که شد دلبر و در ديده گريان

    تحرير خيال خط (رخ) او نقش بر آب است

    بيدار شو ای ديده که ايمن نتوان بود (خفت)

    زين سيل دمادم که در اين منزل خواب است

    معشوق عيان مي گذرد بر تو وليکن

    اغيار همی‌بيند از آن بسته نقاب است

    گل بر رخ رنگين تو تا لطف عرق ديد

    در آتش شوق (رشک) از غم دل غرق گلاب است

    سبز است در و دشت بيا تا نگذاريم

    دست از سر آبی که جهان جمله سراب است

    در کنج دماغم مطلب جای نصيحت

    کاين گوشه پر از زمزمه چنگ و رباب است


    (در بزم دل از روی تو صد شمع برافروخت

    این طرفه که بر روی تو صد گونه حجاب است)


    (راه تو چه راهی‌ست که از غایت تعظیم

    دریای محیط فلکش عین سراب است)

    حافظ چه شد ار عاشق و رند است و نظرباز

    بس طور عجب لازم ايام شباب است


    به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست ۰۲۸ May 05, 2024
    Show notes

    غزل نمره ۰۲۸


    به جان خواجه و حق قديم و عهد درست

    که مونس دم صبحم دعای دولت توست

    سرشک من که ز طوفان نوح دست برد

    ز لوح سينه نيارست نقش مهر تو شست

    بکن معامله‌ای وين دل شکسته بخر

    که با شکستگی ارزد به صد هزار درست

    زبان مور به آصف دراز گشت و رواست

    که خواجه خاتم جم ياوه کرد و بازنجست

    دلا طمع مبر از لطف بی‌نهايت دوست

    چو لاف عشق زدی سر بباز چابک و چست

    به صدق کوش که خورشيد زايد از نفست

    که از دروغ سيه روی گشت صبح نخست

    شدم ز دست تو شيدای کوه و دشت و هنوز

    نمی‌کنی به ترحم نطاق سلسله سست

    مرنج حافظ و از دلبران حفاظ مجوی

    گناه باغ چه باشد چو اين گياه نرست


    در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست ۰۲۷ May 04, 2024
    Show notes

    غزل نمره ۰۲۷

    مفعولُ مفاعیلن مفعول مفاعیلن


    در دير مغان آمد يارم قدحی در دست

    مست از می و ميخواران از نرگس مستش مست

    در نعل سمند او شکل مه نو پيدا

    وز قد بلند او بالای صنوبر پست

    آخر به (ز) چه گويم هست از خود خبرم چون نيست

    وز بهر چه گويم نيست با وی نظرم چون هست

    شمع دل دمسازان (دمسازم) بنشست چو او برخاست

    و افغان ز نظربازان برخاست چو او بنشست

    گر غاليه خوش بو شد در گيسوی او پيچيد

    ور وسمه کمانکش گشت در ابروی او پيوست

    بازآی که بازآيد عمر شده حافظ

    هر چند که نايد (نیاید) باز تيری که بشد از شست


    زلف‌آشفته و خوی‌کرده و خندان‌لب و مست ۰۲۶ May 01, 2024
    Show notes

    غزل شماره ۰۲۶


    زلف‌آشفته و خوی‌کرده و خندان‌لب و مست

    پيرهن‌چاک و غزل‌خوان و صراحی در دست


    نرگسش عربده‌جوی و لبش افسوس‌کنان

    نيم‌شب دوش (یار) به بالين من آمد بنشست


    سر فرا گوش من آورد و به آواز حزين

    گفت کی عاشق ديرينه من خوابت هست


    عاشقی را که چنين باده شبگير دهند

    کافر عشق بود گر نشود (نبود) باده‌پرست


    برو ای زاهد و بر دردکشان خرده مگير

    که ندادند جز اين تحفه به ما روز الست


    آن چه او ريخت به پيمانه ما نوشيديم

    اگر از خمر بهشت است وگر (ورز) باده مست


    خنده جام می و زلف گره‌گير (چو زنجیر) نگار

    ای بسا توبه که چون توبه حافظ بشکست


    شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست ۰۲۵ Apr 30, 2024
    Show notes

    غزل شماره ۰۲۵

    شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست

    صلای سرخوشی ای صوفيان باده (وقت) پرست

    اساس توبه که در محکمی چو سنگ نمود

    ببين که جام زجاجي چه طرفه‌اش بشکست

    بيار باده که در بارگاه استغنا

    چه پاسبان و چه سلطان، چه هوشيار و چه مست

    از (در) اين رباط دودر چون ضرورت (مقرر، مقدر) است رحيل

    رواق و طاق معيشت چه سربلند و چه پست

    مقام عيش ميسر نمی‌شود بی رنج

    بلی به حکم بلا بسته‌اند عهد الست

    به هست و نيست مرنجان ضمير و خوش می‌باش

    که نيستی‌ست سرانجام هر کمال که هست

    شکوه آصفی و اسب باد و منطق طير

    به باد رفت و از او خواجه هيچ طرف نبست

    به بال و پر مرو از ره که تير پرتابی

    هوا گرفت زمانی ولی به خاک نشست

    زبان کلک تو حافظ چه شکر آن گويد

    که گفته سخنت می‌برند دست به دست


    مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست ۰۲۴ Apr 29, 2024
    Show notes

    غزل شماره ۰۲۴

    مطلب طاعت و پيمان و صلاح از من مست

    که به پيمانه‌کشی شهره شدم روز الست


    من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق

    چارتکبير زدم يک‌سره بر هرچه که هست


    می بده تا دهمت آگهی از سر قضا

    که به روی که شدم عاشق و از بوی که مست


    کمر کوه کم است از کمر مور آنجا

    نااميد از در رحمت مشو ای باده‌پرست


    بجز آن نرگس مستانه که چشمش مرساد

    زير اين طارم فيروزه کسی خوش ننشست


    جان فدای دهنش باد که در باغ نظر

    چمن‌آرای جهان خوشتر از اين غنچه نبست


    حافظ از دولت عشق تو سليمانی شد (یافت)

    يعنی از وصل تواش نيست بجز باد به دست


    خیال روی تو در هر طریق همره ماست ۰۲۳ Apr 28, 2024
    Show notes


    خيال روی تو در هر طريق همره ماست

    نسيم موی (بوی) تو پيوند جان آگه ماست


    به رغم مدعيانی که منع عشق کنند

    جمال چهره‌ی تو حجت موجه ماست


    ببين که سيب زنخدان تو چه می‌گويد

    هزار يوسف مصری فتاده در چه ماست


    اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد

    گناه بخت پريشان و دست کوته ماست


    به حاجب در خلوت‌سرای خاص بگو

    فلان ز گوشه نشينان خاک درگه ماست


    به صورت از نظر ما اگر چه محجوب است

    هميشه در نظر خاطر مرفه ماست


    اگر به سالی (سائلی) حافظ دری زند بگشای

    که سال‌هاست که مشتاق روی چون مه ماست


    چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست ۰۲۲ Apr 27, 2024
    Show notes

    چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست

    سخن‌شناس نه‌ای جان من خطا اين جاست


    سرم به دنيی و عقبی فرو نمی‌آيد

    تبارک الله از اين فتنه‌ها که در سر ماست


    در اندرون من خسته‌دل ندانم کيست

    که من خموشم و او در فغان و در غوغاست


    دلم ز پرده برون شد کجايی ای مطرب

    بنال هان که از اين پرده کار ما به نواست


    مرا به کار جهان هرگز التفات نبود

    رخ تو در نظر من چنين خوشش آراست


    نخفته‌ام ز خيالی که می‌پزد دل من

    خمار صدشبه دارم شرابخانه کجاست


    چنين که صومعه آلوده شد ز خون دلم

    گرم به باده بشوييد حق به دست شماست


    از آن به دير مغانم عزيز می‌دارند

    که آتشی که نميرد، هميشه در دل ماست


    چه ساز بود که در پرده می‌زد آن مطرب

    که رفت عمر و هنوزم دماغ پر ز هواست


    ندای عشق تو دوشم در اندرون دادند

    فضای سينه حافظ هنوز پر ز صداست


    دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست ۰۲۱ Apr 24, 2024
    Show notes


    دل و دينم شد و دلبر به ملامت برخاست

    گفت با ما منشين کز تو سلامت برخاست


    که شنيدی که در اين بزم دمی خوش بنشست

    که نه در آخر صحبت به ندامت برخاست

    شمع اگر زان لب خندان به زبان لافی زد

    پيش عشاق تو شب‌ها به غرامت برخاست

    در چمن باد بهاری ز کنار گل و سرو

    به هواداری آن عارض و قامت برخاست

    پيش رفتار تو پا برنگرفت از خجلت

    سرو سرکش که به ناز از قد و قامت برخاست


    مست بگذشتی و از خلوتيان ملکوت

    به تماشای تو آشوب قيامت برخاست

    حافظ اين خرقه بينداز مگر جان ببری

    کاتش از خرقه سالوس و کرامت برخاست


    Previous 1 46 47 48 49 50 61 Next

    Related Podcasts

    Fresh Air

    1

    Fresh Air Arts
    Twenty Thousand Hertz

    2

    Twenty Thousand Hertz Arts
    The Black Tapes

    3

    The Black Tapes Arts
    Snap Judgment

    4

    Snap Judgment Arts
    Here’s The Thing with Alec Baldwin

    5

    Here’s The Thing with Alec Baldwin Arts
    The NoSleep Podcast – Creative Reason Media Inc.

    6

    The NoSleep Podcast – Creative Reason Media Inc. Arts
    footer-logo

    Contact Us

    Toll Free: 844-670-7747

    Links

    • Home
    • Top Charts
    • Networks
    • Apps
    • Independents Podcasts
    • Podcast Advertising
    • Podcast News
    • Contact Us
    • About Us
    • Analytics & Insights

    Stay Connected

      Privacy, Terms of Use & Our Code of Ethics Protecting Content Creators Copyrights