TopPodcast.com
Menu
  • Home
  • Top Charts
  • Top Networks
  • Top Apps
  • Top Independents
  • Top Podfluencers
  • Top Picks
    • Top Business Podcasts
    • Top True Crime Podcasts
    • Top Finance Podcasts
    • Top Comedy Podcasts
    • Top Music Podcasts
    • Top Womens Podcasts
    • Top Kids Podcasts
    • Top Sports Podcasts
    • Top News Podcasts
    • Top Tech Podcasts
    • Top Crypto Podcasts
    • Top Entrepreneurial Podcasts
    • Top Fantasy Sports Podcasts
    • Top Political Podcasts
    • Top Science Podcasts
    • Top Self Help Podcasts
    • Top Sports Betting Podcasts
    • Top Stocks Podcasts
  • Podcast News
  • About Us
  • Podcast Advertising
  • Contact
Not in our directory?
Add Show Here
Podcast Equipment
Center

toppodcastlogoOur TOPPODCAST Picks

  • Comedy
  • Crypto
  • Sports
  • News
  • Politics
  • True Crime
  • Business
  • Finance

Follow Us

toppodcastlogoStay Connected

    View Top 200 Chart
    Back to Rankings Page
    Health & Fitness

    رواق / Ravaq

    می‌ترسید بی‌آنکه بداند می‌ترسد. غمگین بود بی‌آنکه بداند از چه. می‌خواست برود، بی‌آنکه بداند به کجا. دلتنگ بود، بی‌آنکه بداند برای که. _ پادکست رواق با رویکردی روانشناختی به اگزیستانسیالیسم می‌پردازه و ساده‌تر از اسمش، ریشه‌ی بسیاری از احساسات عمیق آدمی رو واکاوی می‌کنه، غمها، ترسها، آرزوها. هدف رواق کشفِ فردیِ مخاطبان از ابعادِ زیستِ اصیله و من با تکیه بر آثار اروین یالوم، در این مکاشفه همراه شما هستم

    Тавсифи сонетхои Хофиз

    Advertise

    Copyright: © Farzin Ranjbar

    • Apple Podcasts
    • Google Play
    • Spotify

    Latest Episodes:
    دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد ۱۴۰ Oct 08, 2024
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۱۴۰

    مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان


    دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد

    ياد حريف شهر و رفيق سفر نکرد

    يا بخت من طريق مروت فروگذاشت

    يا او به شاهراه طريقت گذر نکرد

    گفتم مگر به گريه دلش مهربان کنم

    چون سخت بود در دل سنگش (قطره‌ی باران) اثر نکرد

    شوخی (نگر) مکن که مرغ دل بی‌قرار من

    سودای (خام) دام عاشقی از سر به درنکرد


    هر کس که ديد روی تو بوسيد چشم من

    کاری که کرد ديده‌ی من بی‌نظر نکرد

    من ايستاده تا کنمش جان فدا چو شمع

    او خود گذر به ما چو نسيم سحر نکرد


    (حافظ حدیث عشق تو از بس که دلکش است

    نشنید کس که از سر رغبت ز بر نکرد)


    رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد ۱۳۹ Oct 07, 2024
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۱۳۹

    مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان


    رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد

    صد لطف چشم داشتم و يک نظر نکرد


    سيل سرشک ما ز دلش کين به در نبرد

    در سنگ خاره قطره‌ی باران اثر نکرد


    يا رب تو آن جوان دلاور نگاه دار

    کز تير آه گوشه‌نشينان حذر نکرد


    ماهی و مرغ دوش (نخفت از فغان من) ز افغان من نخفت

    وان شوخ‌ديده بين که سر از خواب بر نکرد


    می‌خواستم که ميرمش اندر قدم چو شمع

    او خود گذر به ما چو نسيم سحر نکرد


    جانا کدام سنگدل بی‌کفايتی‌ست

    کو پيش زخم تيغ تو جان را سپر نکرد


    کلک زبان‌بريده‌ی حافظ در انجمن

    با کس نگفت راز تو تا ترک سر نکرد


    یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد ۱۳۸ Oct 06, 2024
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۱۳۸

    فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان


    ياد باد آن که ز ما وقت سفر ياد نکرد

    به وداعی دل غمديده‌ی ما شاد نکرد


    آن جوانبخت که می‌زد رقم خير و قبول

    بنده‌ی پير ندانم ز چه آزاد نکرد


    کاغذين‌جامه به خوناب بشويم که فلک

    رهنمونيم به پای علم داد نکرد


    دل به اميد صدایی که مگر در تو رسد

    ناله‌ها کرد در اين کوه که فرهاد نکرد


    سايه تا بازگرفتی ز چمن مرغ سحر

    آشيان در شکن طره‌ی شمشاد نکرد


    شايد ار پيک صبا از تو بياموزد کار

    زان که چالاکتر از اين حرکت باد نکرد


    مطربا پرده بگردان و بزن راه عراق

    که بدين راه بشد يار و ز ما ياد نکرد


    غزليات عراقی‌ست سرود حافظ

    که شنيد اين ره دلسوز که فرياد نکرد؟


    کلک مشاطه‌ی صنعش نکشد نقش مراد

    هر که اقرار بدين حسن خداداد نکرد


    دل از من برد و روی از من نهان کرد ۱۳۷ Oct 05, 2024
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۱۳۷

    مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل


    دل از من برد و روی از من نهان کرد

    خدا را با که اين بازی توان کرد؟


    شب (سحر) تنهايی‌ام در قصد جان بود

    خيالش لطف‌های بی‌کران کرد


    چرا چون لاله خونين‌دل نباشم

    که با من نرگس او سرگران کرد


    که را گويم که با اين درد جان‌سوز

    طبيبم قصد جان ناتوان کرد


    بدان سان سوخت چون شمعم که بر من

    صراحی گريه و بربط فغان کرد


    صبا گر چاره داری وقت وقت است

    که درد اشتياقم قصد جان کرد


    ميان مهربانان کی (می)توان گفت

    که يار ما چنين گفت و چنان کرد


    عدو با جان حافظ آن نکردی

    که تير چشم آن ابروکمان کرد


    دست در حلقه‌ی آن زلف دوتا نتوان کرد ۱۳۶ Oct 02, 2024
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۱۳۶

    فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان

    ایمیل جهت ارسال جنبش کاهدود

    meybaha@gmail.com


    دست در حلقه‌ی آن زلف دوتا نتوان کرد

    تکيه بر عهد تو و باد صبا نتوان کرد


    آن چه سعی است من اندر طلبت (بنمودم) بنمايم

    اين قدر هست که تغيير قضا نتوان کرد


    دامن دوست به صد خون دل افتاد به دست

    به فسوسی که کند خصم رها نتوان کرد

    عارضش را به مثل ماه فلک نتوان گفت

    نسبت دوست به هر بی‌سروپا نتوان کرد


    سروبالای من آن (دم) گه که درآيد به سماع

    چه محل جامه‌ی جان را که قبا نتوان کرد


    نظر پاک تواند رخ جانان ديدن

    که در آيينه نظر جز به صفا نتوان کرد


    مشکل عشق نه در حوصله‌ی دانش ماست

    حل اين نکته بدين فکر خطا نتوان کرد


    غيرتم کشت که محبوب جهانی ليکن

    روز و شب عربده با خلق خدا نتوان کرد


    چه بگويم که تو را نازکی طبع لطيف

    تا به حدی‌ست که آهسته دعا نتوان کرد

    بجز ابروی تو محراب دل حافظ نيست

    طاعت غير تو در مذهب ما نتوان کرد


    چو باد عزم سر کوی یار خواهم کرد ۱۳۵ Oct 01, 2024
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۱۳۵

    مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان


    چو باد عزم سر کوی يار خواهم کرد

    نفس به بوی خوشش مشکبار خواهم کرد

    به هرزه بی می و معشوق عمر می‌گذرد

    بطالتم بس از امروز کار خواهم کرد

    هر آبروی که اندوختم ز دانش و دين

    نثار خاک ره آن نگار خواهم کرد

    چو شمع صبحدمم شد ز مهر او روشن

    که عمر در سر اين کار و بار خواهم کرد

    به ياد چشم تو خود را خراب خواهم ساخت

    بنای عهد قديم استوار خواهم کرد

    صبا کجاست که اين جان خون گرفته چو گل

    فدای نکهت گيسوی يار خواهم کرد

    نفاق و زرق نبخشد صفای دل حافظ

    طريق رندی و عشق اختيار خواهم کرد


    بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد ۱۳۴ Sep 30, 2024
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۱۳۴

    فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن


    بلبلی خون (جگر) دلی خورد و گلی حاصل کرد

    باد غيرت به صدش خار پريشان‌دل کرد


    طوطی‌ای را به (هوای) خيال شکری دل خوش بود

    ناگهش سيل فنا نقش امل باطل کرد


    قره‌العين من آن ميوه دل يادش باد

    که چه آسان بشد و کار مرا مشکل کرد


    ساروان بار من افتاد خدا را مددی

    که اميد کرمم همره اين محمل کرد


    روی خاکی و نم چشم مرا خوار مدار

    چرخ فيروزه طربخانه از اين کهگل کرد


    آه و فرياد که از چشم حسود مه چرخ

    در لحد ماه کمان‌ابروی من منزل کرد


    نزدی شاه‌رخ و فوت شد امکان حافظ

    چه کنم بازی ايام مرا غافل کرد


    صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد ۱۳۳ Sep 29, 2024
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۱۳۳

    مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان


    صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد

    بنياد مکر با فلک حقه‌باز کرد


    بازی (دهر) چرخ بشکندش بيضه در کلاه

    زيرا که عرض شعبده با اهل راز کرد

    ساقی بيا که شاهد رعنای صوفيان

    ديگر به جلوه آمد و آغاز ناز کرد


    اين مطرب از کجاست که ساز عراق ساخت

    و آهنگ بازگشت به راه حجاز کرد

    ای دل بيا که ما به پناه خدا رويم

    زآنچ آستين کوته و دست دراز کرد


    صنعت مکن که هر که محبت نه راست باخت

    عشقش به روی دل در (دولت) معنی فراز کرد


    فردا که پيشگاه حقيقت شود پديد

    شرمنده رهروی که عمل بر مجاز کرد

    ای کبک خوش‌خرام کجا می‌روی بايست

    غره مشو که گربه (عابد) زاهد نماز کرد

    حافظ مکن ملامت رندان که در ازل

    ما را خدا ز زهد ريا بی‌نياز کرد


    به آب روشن می عارفی طهارت کرد ۱۳۲ Sep 28, 2024
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۱۳۲

    مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن


    به آب روشن می عارفی طهارت کرد

    علی‌الصباح که ميخانه را زيارت کرد

    همين که ساغر زرين خور نهان (کردند) گرديد

    هلال عيد به دور قدح اشارت کرد

    خوشا نماز و نياز کسی که از سر درد

    به آب ديده و خون جگر طهارت کرد

    امام خواجه که بودش سر نماز دراز

    به خون دختر رز خرقه را قصارت کرد


    بیا به میکده و وضع قرب و جاهم بین

    اگر چه چشم به ما زاهد از حقارت کرد


    دلم ز حلقه زلفش به جان خريد آشوب

    چه سود ديد ندانم که اين تجارت کرد

    اگر امام جماعت (بخواهدش) طلب کند امروز

    خبر دهيد که حافظ به می طهارت کرد


    بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد ۱۳۱ Sep 25, 2024
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    ایمیل جهت ارسال جنبش کاهدود

    meybaha@gmail.com

    غزل نمره ۱۳۱

    مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن


    بيا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد

    هلال عيد به دور قدح اشارت کرد


    ثواب روزه و حج قبول آن کس (یافت) برد

    که خاک ميکده‌ی عشق را زيارت کرد


    مُقام اصلی ما گوشه‌ی خرابات است

    خداش خير دهاد آن که اين عمارت کرد


    بهای باده‌ی چون لعل چيست؟ جوهر عقل

    بيا که سود کسی برد کاين تجارت کرد


    نماز در خم آن ابروان محرابی

    کسی کند که به خون جگر طهارت کرد


    فغان که نرگس جماش شيخ شهر امروز

    نظر به دردکشان از سر حقارت کرد


    به روی يار نظر کن ز ديده منت دار

    که کارديده نظر از سر بصارت کرد

    (که دیده کار همه از سر بصارت کرد)


    حديث عشق ز حافظ شنو نه از واعظ

    اگر چه صنعت بسيار در عبارت کرد


    Previous 1 35 36 37 38 39 61 Next

    Related Podcasts

    Fresh Air

    1

    Fresh Air Arts
    Twenty Thousand Hertz

    2

    Twenty Thousand Hertz Arts
    The Black Tapes

    3

    The Black Tapes Arts
    Snap Judgment

    4

    Snap Judgment Arts
    Here’s The Thing with Alec Baldwin

    5

    Here’s The Thing with Alec Baldwin Arts
    The NoSleep Podcast – Creative Reason Media Inc.

    6

    The NoSleep Podcast – Creative Reason Media Inc. Arts
    footer-logo

    Contact Us

    Toll Free: 844-670-7747

    Links

    • Home
    • Top Charts
    • Networks
    • Apps
    • Independents Podcasts
    • Podcast Advertising
    • Podcast News
    • Contact Us
    • About Us
    • Analytics & Insights

    Stay Connected

      Privacy, Terms of Use & Our Code of Ethics Protecting Content Creators Copyrights