TopPodcast.com
Menu
  • Home
  • Top Charts
  • Top Networks
  • Top Apps
  • Top Independents
  • Top Podfluencers
  • Top Picks
    • Top Business Podcasts
    • Top True Crime Podcasts
    • Top Finance Podcasts
    • Top Comedy Podcasts
    • Top Music Podcasts
    • Top Womens Podcasts
    • Top Kids Podcasts
    • Top Sports Podcasts
    • Top News Podcasts
    • Top Tech Podcasts
    • Top Crypto Podcasts
    • Top Entrepreneurial Podcasts
    • Top Fantasy Sports Podcasts
    • Top Political Podcasts
    • Top Science Podcasts
    • Top Self Help Podcasts
    • Top Sports Betting Podcasts
    • Top Stocks Podcasts
  • Podcast News
  • About Us
  • Podcast Advertising
  • Contact
Not in our directory?
Add Show Here
Podcast Equipment
Center

toppodcastlogoOur TOPPODCAST Picks

  • Comedy
  • Crypto
  • Sports
  • News
  • Politics
  • True Crime
  • Business
  • Finance

Follow Us

toppodcastlogoStay Connected

    View Top 200 Chart
    Back to Rankings Page
    Health & Fitness

    رواق / Ravaq

    می‌ترسید بی‌آنکه بداند می‌ترسد. غمگین بود بی‌آنکه بداند از چه. می‌خواست برود، بی‌آنکه بداند به کجا. دلتنگ بود، بی‌آنکه بداند برای که. _ پادکست رواق با رویکردی روانشناختی به اگزیستانسیالیسم می‌پردازه و ساده‌تر از اسمش، ریشه‌ی بسیاری از احساسات عمیق آدمی رو واکاوی می‌کنه، غمها، ترسها، آرزوها. هدف رواق کشفِ فردیِ مخاطبان از ابعادِ زیستِ اصیله و من با تکیه بر آثار اروین یالوم، در این مکاشفه همراه شما هستم

    Тавсифи сонетхои Хофиз

    Advertise

    Copyright: © Farzin Ranjbar

    • Apple Podcasts
    • Google Play
    • Spotify

    Latest Episodes:
    نه هرکه چهره برافروخت دلبری داند ۱۷۷ Nov 30, 2024
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۱۷۷

    مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن


    نه هر که چهره برافروخت دلبری داند

    نه هر که آينه سازد سکندری داند


    نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست

    کلاه‌داری و آيين سروری داند


    هزار نکته‌ی باريکتر ز مو اينجاست

    نه هر که سر بتراشد قلندری داند


    وفا و عهد نکو باشد ار بياموزی

    وگرنه هر که تو بينی ستمگری داند


    به قد و چهره هر آن کس که شاه خوبان شد

    جهان بگيرد اگر دادگستری داند


    مدار نقطه‌ی بينش ز خال توست مرا

    که قدر گوهر يکدانه جوهری داند


    بباختم دل ديوانه و ندانستم

    که آدمی‌بچه‌ای شيوه‌ی پری داند


    غلام همت آن رند عافيت سوزم

    که در گداصفتی کيمياگری داند


    تو بندگی چو گدايان به شرط مزد مکن

    که دوست خود روش بنده‌پروری داند


    ز شعر دلکش حافظ کسی بود آگاه

    که لطف طبع و سخن گفتن دری داند


    سحرم دولت بیدار به بالین آمد ۱۷۶ Nov 27, 2024
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۱۷۶

    فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن


    سحرم دولت بيدار به بالين آمد

    گفت برخيز که آن خسرو شيرين آمد

    قدحی درکش و سرخوش به (خرابات خرام) تماشا بخرام

    تا ببينی که نگارت به چه آيين آمد

    مژدگانی بده ای خلوتی نافه‌گشای

    که ز صحرای ختن آهوی مشکين آمد

    گريه آبی به رخ سوختگان بازآورد

    ناله فريادرس عاشق مسکين آمد

    مرغ دل باز هوادار کمان ابرويست

    ای کبوتر نگران باش که شاهين آمد

    ساقيا می بده و غم مخور از دشمن و دوست

    که به کام دل ما آن بشد و اين آمد

    رسم بدعهدی ايام چو ديد ابر بهار

    گريه‌اش بر سمن و سنبل و نسرين آمد

    چون صبا گفته‌ی حافظ بشنيد از بلبل

    عنبرافشان به تماشای رياحين آمد


    صبا به تهنیت پیر می‌فروش آمد ۱۷۵ Nov 26, 2024
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۱۷۵

    مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن


    صبا به تهنيت پير می‌فروش آمد

    که موسم طرب و عيش و ناز و نوش آمد


    هوا مسيح‌نفس گشت و باد نافه‌گشای

    درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد


    تنور لاله چنان برفروخت باد بهار

    که غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آمد


    به گوش هوش نيوش از من و به عشرت کوش

    که اين سخن سحر از هاتفم به گوش آمد


    ز فکر تفرقه بازآی تا شوی مجموع

    به حکم آن که چو شد اهرمن سروش آمد


    ز مرغ صبح ندانم که سوسن آزاد

    چه گوش کرد که با ده زبان خموش آمد


    چه جای صحبت نامحرم است مجلس انس

    سر پياله بپوشان که خرقه‌پوش آمد


    ز خانقاه به ميخانه می‌رود حافظ

    مگر ز مستی زهد ريا به هوش آمد


    خوانش غزل نمره ۱۷۴ Nov 26, 2024
    Show notes


    غزل نمره ۱۷۴

    فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن


    مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد

    هدهد خوش‌خبر از طرف سبا بازآمد


    برکش ای مرغ سحر نغمه‌ی داوودی باز

    که سليمان گل از باد هوا بازآمد


    عارفی کو که کند فهم زبان سوسن

    تا بپرسد که چرا رفت و چرا بازآمد


    مردمی کرد و کرم لطف (خداداده) خداداد به من

    کان بت (سنگدل) ماهرخ از راه وفا بازآمد


    لاله بوی می نوشين بشنيد از دم صبح

    داغ دل بود به اميد دوا بازآمد


    چشم من در ره اين قافله‌ی (بس آب کشید) راه (باد) بماند

    تا به گوش دلم آواز درا بازآمد


    گر چه حافظ در رنجش زد و پيمان بشکست

    لطف او بين که به لطف از در ما بازآمد


    مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد ۱۷۴ Nov 25, 2024
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۱۷۴

    فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن


    مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد

    هدهد خوش‌خبر از طرف سبا بازآمد


    برکش ای مرغ سحر نغمه‌ی داوودی باز

    که سليمان گل از باد هوا بازآمد


    عارفی کو که کند فهم زبان سوسن

    تا بپرسد که چرا رفت و چرا بازآمد


    مردمی کرد و کرم لطف (خداداده) خداداد به من

    کان بت (سنگدل) ماهرخ از راه وفا بازآمد


    لاله بوی می نوشين بشنيد از دم صبح

    داغ دل بود به اميد دوا بازآمد


    چشم من در ره اين قافله‌ی (بس آب کشید) راه (باد) بماند

    تا به گوش دلم آواز درا بازآمد


    گر چه حافظ در رنجش زد و پيمان بشکست

    لطف او بين که به لطف از در ما بازآمد


    در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد ۱۷۳ Nov 24, 2024
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۱۷۳

    فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن


    در نمازم خم ابروی تو با ياد آمد

    حالتی رفت که محراب به فرياد آمد


    از من اکنون طمع صبر و دل و هوش مدار

    کان تحمل که تو ديدی همه بر باد آمد


    باده صافی شد و مرغان چمن مست شدند

    موسم عاشقی و کار به بنياد آمد


    بوی بهبود ز اوضاع جهان می‌شنوم

    شادی آورد گل و باد صبا شاد آمد


    ای عروس هنر از بخت شکايت منما

    حجله‌ی حسن بيارای که داماد آمد


    دلفريبان نباتی (نهانی) همه زيور بستند

    دلبر ماست که با حسن خداداد آمد


    زير بارند درختان که تعلق دارند

    ای خوشا سرو که از بار غم آزاد آمد


    مطرب از گفته‌ی حافظ غزلی (چند، مست) نغز بخوان

    تا بگويم که ز عهد طربم ياد آمد


    عشق تو نهال حیرت آمد ۱۷۲ Nov 23, 2024
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۱۷۲

    مفعول و مفاعلن فعولن


    عشق تو نهال حيرت آمد

    وصل تو کمال حيرت آمد

    بس غرقه‌ی حال وصل کآخر

    هم بر سر حال حيرت آمد

    يک دل بنما که در ره او

    بر چهره نه (ز) خال حيرت آمد

    نه وصل بماند و نه واصل

    آن جا که خيال حيرت آمد

    از هر طرفی که گوش کردم

    آواز سوال حيرت آمد

    شد منهزم از کمال عزت

    آن را که جلال حيرت آمد

    سر تا قدم وجود حافظ

    در عشق نهال حيرت آمد


    دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد ۱۷۱ Nov 20, 2024
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۱۷۱

    مفعول و فاعلاتن مفعول و فاعلاتن


    دوش از جناب آصف پيک بشارت آمد

    کز حضرت سليمان عشرت اشارت آمد


    خاک وجود ما را از آب (باده) ديده گل کن

    ويرانسرای دل را گاه عمارت آمد


    اين شرح بی‌نهايت کز (حسن) زلف يار گفتند

    حرفی‌ست از هزاران کاندر عبارت آمد


    عيبم بپوش زنهار ای خرقه‌ی می‌آلود

    کان پاک (یار) پاکدامن بهر زيارت آمد


    امروز جای هر کس پيدا شود ز خوبان

    کان ماه مجلس‌افروز اندر صدارت آمد


    بر تخت جم که تاجش معراج آسمان است

    همت نگر که موری با آن حقارت آمد


    از چشم شوخش ای دل ايمان خود نگه دار

    کان جادوی کمانکش بر عزم غارت آمد


    آلوده‌ای تو حافظ فيضی ز شاه درخواه

    کان عنصر سماحت بهر طهارت آمد


    درياست مجلس او درياب وقت و در ياب

    هان ای زيان رسيده وقت تجارت آمد


    حافظ خلوت‌نشین دوش به میخانه شد ۱۷۰ Nov 19, 2024
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۱۷۰

    مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن


    زاهد (حافظ) خلوت‌نشين دوش به ميخانه شد

    از سر پيمان برفت با سر پيمانه شد


    صوفی مجلس که دی جام و قدح می‌شکست

    باز به يک جرعه می عاقل و فرزانه شد


    شاهد عهد شباب آمده بودش به خواب

    باز به پيرانه سر عاشق و ديوانه شد


    مغبچه‌ای می‌گذشت راهزن دين و دل

    در پی آن آشنا از همه بيگانه شد


    آتش رخسار گل خرمن بلبل بسوخت

    چهره‌ی خندان شمع آفت پروانه شد


    گريه‌ی شام و سحر شکر که ضايع نگشت

    قطره‌ی باران ما گوهر يک دانه شد


    نرگس ساقی بخواند آيت افسونگری

    حلقه‌ی اوراد ما مجلس افسانه شد


    منزل حافظ کنون (بارگه کبریاست) بزمگه پادشاست

    دل بر دلدار رفت جان بر جانانه شد


    یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد ۱۶۹ Nov 18, 2024
    Show notes

    «««««🍷می‌بهـا»»»»»

    غزل نمره ۱۶۹

    فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات


    ياری اندر کس نمی‌بينيم ياران را چه شد؟

    دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد؟


    آب حيوان تيره‌گون شد، خضر فرخ‌پی کجاست؟

    خون چکيد از شاخ گل، باد بهاران را چه شد؟

    (گل بگشت از رنگ و بو...)


    کس نمی‌گويد که ياری داشت حق دوستی

    حق‌شناسان را چه حال افتاد؟ ياران را چه شد؟


    لعلی از کان مروت برنيامد سال‌هاست

    تابش خورشيد و سعی باد و باران را چه شد؟


    شهر ياران بود و خاک مهربانان اين ديار

    مهربانی کی سرآمد؟ شهرياران را چه شد؟


    گوی توفيق و کرامت در ميان افکنده‌اند

    کس به ميدان در نمی‌آيد سواران را چه شد؟


    صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست

    عندليبان را چه پيش آمد هزاران را چه شد؟


    زهره سازی خوش نمی‌سازد مگر عودش بسوخت؟

    کس ندارد ذوق مستی ميگساران را چه شد؟


    حافظ اسرار الهی کس نمی‌داند خموش

    از که می‌پرسی که دور روزگاران را چه شد؟


    Previous 1 31 32 33 34 35 61 Next

    Related Podcasts

    Fresh Air

    1

    Fresh Air Arts
    Twenty Thousand Hertz

    2

    Twenty Thousand Hertz Arts
    The Black Tapes

    3

    The Black Tapes Arts
    Snap Judgment

    4

    Snap Judgment Arts
    Here’s The Thing with Alec Baldwin

    5

    Here’s The Thing with Alec Baldwin Arts
    The NoSleep Podcast – Creative Reason Media Inc.

    6

    The NoSleep Podcast – Creative Reason Media Inc. Arts
    footer-logo

    Contact Us

    Toll Free: 844-670-7747

    Links

    • Home
    • Top Charts
    • Networks
    • Apps
    • Independents Podcasts
    • Podcast Advertising
    • Podcast News
    • Contact Us
    • About Us
    • Analytics & Insights

    Stay Connected

      Privacy, Terms of Use & Our Code of Ethics Protecting Content Creators Copyrights