TopPodcast.com
Menu
  • Home
  • Top Charts
  • Top Networks
  • Top Apps
  • Top Independents
  • Top Podfluencers
  • Top Picks
    • Top Business Podcasts
    • Top True Crime Podcasts
    • Top Finance Podcasts
    • Top Comedy Podcasts
    • Top Music Podcasts
    • Top Womens Podcasts
    • Top Kids Podcasts
    • Top Sports Podcasts
    • Top News Podcasts
    • Top Tech Podcasts
    • Top Crypto Podcasts
    • Top Entrepreneurial Podcasts
    • Top Fantasy Sports Podcasts
    • Top Political Podcasts
    • Top Science Podcasts
    • Top Self Help Podcasts
    • Top Sports Betting Podcasts
    • Top Stocks Podcasts
  • Podcast News
  • About Us
  • Podcast Advertising
  • Contact
Not in our directory?
Add Show Here
Podcast Equipment
Center

toppodcastlogoOur TOPPODCAST Picks

  • Comedy
  • Crypto
  • Sports
  • News
  • Politics
  • True Crime
  • Business
  • Finance

Follow Us

toppodcastlogoStay Connected

    View Top 200 Chart
    Back to Rankings Page
    Arts

    هزارداستانHazardastan

    https://castbox.fm/va/6282778

    https://shenoto.com/channel/podcast/hazardastan

    https://feeds.acast.com/public/shows/665175a7493aef0012321fb6

    معرفی پادکست #هزارداستان این پادکست حاوی کتابهای صوتی،نمایشنامه های رادیویی،نمایش تک نفره،تله تاتر،داستان های کوتاه وبلند در ژانرهای متفاوت از بزرگان عرصه نویسندگی می باشد .محتوای موجود در این پادکست، صرفنظر از مواضع سیاسی و ایدئولوژیک آنها جمع‌آوری وانتشار داده میشود.این پادکست صرفا جهت دسترسی رایگان فارسی زبانان به منابع مطالعاتی در سرار دنیا شکل گرفته است .اگر مورد علاقتان بود لطفاً به دیگران هم معرفی کنید با تشکر فراوان مهران منتشی پادکست شما، پادکست #هزارداستان « تبلیغات پذیرفته نمیشود»


    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    Advertise

    Copyright: © Mehran mantashi

    • Apple Podcasts
    • Google Play
    • Spotify

    Latest Episodes:
    436 دوست باز يافته✍️فرد اولمن Jul 06, 2021
    Show notes

    کمی پیش از آغاز جنگ جهانی دوم، «هانس شوارتز» نوجوان آلمانی با «کُنراد» که از خانواده های اشرافی و بزرگ آلمان است، دوست صمیمی می شود. جنگ آغاز می شود و هانس درمی یابد کنراد او را از چشم خانواده اش پنهان می کند؛ تا اینکه... دوستی هانس و کنراد در گیرودار روی کار آمدن حزب نازی و قدرت گرفتن هیتلر در سال ۱۹۳۲ شکل می‌گیرد. این وقایع سیاسی بر دوستی هانس و کنراد اثر می‌گذارد و زندگی هر دو آنها را دگرگون می‌کند. داستان اصلى «دوست بازیافته» شاید به نظر بسیار ساده و معمولی بیاید؛ روایت دوستىِ پسرکى یهودى با یک اشرافزاده نازى؛ روایتى که شاید میلیون‌ها بار در ماجراهاى مرتبط با جنگ جهانى به تصویر کشیده شده، ولى به راستى آن چیست که این اثر را از دیگر روایات مرتبط متمایز مى کند؟ در این‌باره توجهتان را به بخش‌هایى از مقدمه ى جذابِ کتاب، نوشته ى آرتور کوستلر، جلب مى کنم: «چند سال پیش، هنگامى که براى نخستین بار دوست بازیافته را مى‌خواندم، در نامه اى به فرد اولمن نوشتم که کتاب او را یک شاهکار کوچک مى دانم، و این عنوانى است که شاید به توضیح مختصرى نیاز داشته باشد. کتاب را از آن نظر شاهکار کوچک خوانده بودم که حجم اندکى داشت و این احساس را به دست مى داد که باوجود موضوعش، که یکى از دردناک ترین فاجعه هاى تاریخ بشر است، با لحنى آرام و سرشار از دل‌تنگى نوشته شده است. حال شنیدن نسخه ی صوتی آن کمتر از خوانش مکتوب این کتاب نیست. عنوان کتاب مرجع Reunion راوی: بهروز رضوی ژانر: رمان

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.


    435 میشائیل کلهاس✍🏼هانریش فون کلایست Jul 06, 2021
    Show notes

    «میشائیل کلهاس» داستان بلندی است که هاینریش فون کلایست براساس یک روایت تاریخی کهن نوشته است. داستان شرح ظلم هایی است که به اسب فروشی به نام میشائیل کلهاس می شود. او مجدانه در جست وجوی عدالت برمی آید، اما هربار ظلمی سهمگین تر از پیش گریبانش را می گیرد و درمی یابد که دستگاه قضا به کلی فاسد است. این داستان، که اولین بار در ۱۸۱۰ منتشر شد، بلندترین داستان این مجموعه به شمار می آید. این داستان از جمله شاهکارهای ادبیات آلمانی زبان است و بسیاری از ادیبان بزرگ، از جمله کافکا و هسه و داکترو، لب به ستایشش گشوده اند.
    داستان دیگر این مجموعه «گنده پیر لوکارنو»، درباره ی پیرزنی مفلوک است و داستان «زلزله در شیلی» به شرح دلدادگی دو عاشق می پردازد. داستان آخر هم، با عنوان «مارکوئیز فون ا…»، قصه ی بیوه زنی رنج دیده است؛ زنی که نمی داند چه وقت و به دست چه کسی باردار شده است.

    دربار‌ی نویسنده: «برنت هنریش ویلهلم فون کلایست» زاده‌ی ۱۸ اکتبر ۱۷۷۷ و درگذشته ۲۱ نوامبر ۱۸۱۱میلادی، شاعر، نمایش‌نامه‌نویس و رمان‌نویس اهل آلمان بود. او در خانواده‌ای نظامی-پروسی، در شهر فرانکفورت بر ساحل رود اُدِر به دنیا آمد. وی در سال ۱۷۸۸، پس از مرگ پدرش، به برلین رفت و آنجا در یک دبیرستان فرانسوی به تحصیل ادامه داد. شانزده ساله بود که به استخدام هنگ شهر پُتسدام درآمد و بر ضد جمهوری نوپای فرانسه به‌پا خاست. در ۱۷۹۹ از خدمت ارتش که در چشمش منفور بود، استعفا داد و در شهر زادگاه خود به تحصیل در رشته‌ی فلسفه، فیزیک و ریاضیات مشغول شد. او سال ۱۸۰۳ به شهر وایمار رفت و در آن کانون ادبی روزگار خود، با ویلند و گوته آشنا شد. در آن دوران به شهرهای لایپزیک، درسدن، لیون و پاریس نیز سفر کرد و دچار بحران روحی شد؛ چنان‌که دست‌نوشته‌ی نخستین نمایش‌نامه‌اش را سوزاند و حتی به وسوسه‌ی خودکشی دچار شد. سال بعد بهبود یافت و به برلین بازگشت. یک سال بعد، به استخدام دیوان‌داری شهر کونیکس‌برگ درآمد و خیلی زود از این شغل نیز احساس بیزاری کرد. سپس در سفری به برلین، هنگامی که کشور پروس در اشغال ارتش فرانسه بود، به اتهام جاسوسی دستگیر شد و چند ماهی را در زندان فرانسوی‌ها گذراند. در سال‌های ۱۸۰۸ تا ۱۸۱۰ به فعالیت‌های مطبوعاتی پرداخت: ابتدا با همکاری آدام مولر، مجله‌ی ادبی فوبوس را بنیاد گذاشت که داستان‌های بلند خودش را نیز در آن منتشر می‌کرد. سپس مجله‌ای سیاسی در اتریش به راه انداخت تا با اشغال‌گری ارتش فرانسه مبارزه کند و در راه اتحاد ملی در خان‌نشین‌های آلمانی تبلیغ کند. زمانی کوتاه هم در سال ۱۸۱۰ با یک روزنامه در برلین همکاری کرد. کلایست در این زمان بیمار بود و ناامید در شناساندن آثارش؛ در پیش‌برد مجله‌های ادبی‌اش نیز احساس ناکامی می‌کرد. گذشته از این‌ها به دلیل بدبینی خانواده‌اش به فعالیت‌های ادبی‌ او، زیر فشار بود. سرانجام در ۲۱ نوامبر ۱۸۱۱میلادی، همراه معشوقه‌اش، هنریته فوگل، به ضرب گلوله خودکشی کرد. «میشائیل کُلهاس» اسب‌فروش شرافتمندی است که زندگی آرامی با خانواده اش دارد؛ اما این آرامش دیری نمی‌پاید و ظلم بزرگی به او می‌شود. او که مردی عدالت‌خواه است درصدد گرفتن حق خود برمی‌‌آید، اما در این راه به فساد دستگاه قضا پی‌می‌برد. «میشائیل کُلهاس» در یک سفر تجاری، می‌خواهد از قلعه‌ای پرهیبت در امیرنشین «زاکسن» بگذرد و به «درسدن» برود. نگهبان از او مجوز عبور می‌خواهد که او ندارد و تاکنون هم با این موقعیت روبه‌رو است. سرانجام قرار می‌شود که اسب‌هایش را در قلعه گرو بگذارد و به شهر برود و مجوز را بگیرد. وقتی کلهاس به قلعه بازمی‌گردد، مهتر را کتک‌خورده و رانده‌شده و اسب‌هایش را نزار و بیمار می‌یابد، بی‌آنکه کسی پاسخ قانع‌کننده‌ای به او بدهد... این‌گونه گذر «میشائیل کلهاس» برای رسیدن به عدالت و گرفتن تاوان، به قانون و دادگاه می‌افتد و زندگی‌اش به‌کلی دگرگون می‌شود. این شخصیت که درابتدای داستان فردی درستکار توصیف شده بود، حالا برای رسیدن به عدالت، دست به هر جنایتی می‌زند و در مسیر جست‌وجوی عدالت، خود به آدمی ظالم تبدیل می‌شود؛ چراکه عدالت در چارچوب قانون برای او میسر نمی‌شود و قانون از او حمایتی نمی‌کند.

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.


    434 داستانهای کوتاه✍️یوکو اوگاوا Jul 05, 2021
    Show notes

    یوکو اوگاوا (زاده ۳۰ مارچ ۱۹۶۲) نویسنده ژاپنی از سال ۱۹۸۸ تاکنون اوگاوا بیش از چهل نوشته داستانی و غیر داستانی به رشته تحریر درآورده است. او در سال ۲۰۰۶ کتاب "مقدمه‌ای بر ریاضیدانان زیباً را به همراه ماساهیکو فوجیوارا که یک ریاضیدان است نوشت که دیالوگی دربارهٔ زیبایی بی حد و حصر اعداد است. کنزابورو اوئه دربارهٔ اوگاوا می‌گوید:"یوکو اوگاوا توانایی بیان کردن لطیف‌ترین ویژگی‌های ذهنی انسان را در قالب ادبیات دارد و این کار را در عین تاثیرگذاری انجام می‌دهد." لطافت کارهای اوگاوا بخشی به دلیل این است که کاراکترهای داستان‌های او در بیشتر اوقات به نظر می‌آید که نمی‌دانند کارهایی را که می‌کنند چرا انجام می‌دهند. او کارهایش را با انباشتن اطلاعات جزیی انجام می‌دهد، تکنیکی که شاید در کارهای کوتاهش موفقیت‌آمیزتر بوده‌است. سرعت پایین در گسترش داستان در کارهای بلند نیازمند یک امداد غیبی است که داستان را اتمام برساند. خواننده با توصیف حادی از آنچه قهرمان‌های داستان‌ها که عموماً زن هم هستند، می‌بینند و حس می‌کنند و بعضی اوقات خودآگاهی تعدیل شده آن‌ها که بازتاب کننده فرهنگ ژاپن و خصوصاً زن‌ها است، مواجه می‌شود.

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.


    433 گریزپا✍️آلیس مونرو Jul 05, 2021
    Show notes

    آلیس مونرو در کتاب گریزپا، داستان های کوتاه جذابی درباره ی زندگی های مختلف شخصیت های گوناگونی خلق کرده و با ظرافت و احساسی مثال زدنی به ماجرا ی این شخصیت ها زندگی بخشیده است. در یکی از داستان ها، زنی جوان علیرغم این که فکر می کند می خواهد همسرش را ترک کند، اما به دلایلی نمی تواند این کار را انجام دهد. در داستانی دیگر، دختری روستایی به خاطر شغل جدیدش در یک هتل با دنیایی متفاوت و پر از تجارب و احساسات گوناگون و بعضاً اسرارآمیز رو به رو می شود. در یکی دیگر از داستان های این مجموعه، زنی جوان که توانایی فهمیدن اتفاقات آینده را دارد، باعث به وجود آمدن مجموعه ای از اتفاقاتی می شود که همسر آینده و دوستش را درگیر یافتن معنای واقعیِ داشتن این توانایی می سازد.

    کتاب گریزپا

    ویژگی های کتاب گریزپا

    آلیس مونرو برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات سال 2013

    برنده ی جایزه ی جایزه ی گیلر سال 2004

    برنده ی جایزه راجرز رایترز تراست برای داستان سال 2004

    برنده ی جایزه ی کامن ولث سال 2005

    فیلمی بر اساس این کتاب در سال 2016 ساخته شده است.

    این کتاب با عنوان زیر درخت سیب توسط انتشارات چلچه نیز به چاپ رسیده است

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.


    432 نیلوفر و مرداب✍🏼تیچ نات هان Jul 05, 2021
    Show notes

    نیلوفر و مرداب

    معرفی کتاب نیلوفر و مرداب

    کتاب نیلوفر و مرداب نوشته تیچ نات هان است که با ترجمه علی امیرآبادی منتشر شده است. این کتاب هدفش ایجاد شادی و آزادی جمعی در وجود انسان‌ها است.

    درباره کتاب نیلوفر و مرداب

    نویسنده کتاب نیلوفر و مرداب، تیچ نات هان، راهب بودایی و مبارز صلح‌طلب ویتنامی است. در توصیف او همین بس که مارتین لوتر کینگ، رهبر جنبش حقوق مدنی سیاه‌پوستان آمریکا، چنان تحت تأثیر افکارش قرار گرفت که او را شایسته دریافت جایزه صلح نوبل سال ۱۹۶۷ دانست. آموزه‌های او در این کتاب به‌طور همزمان سویه‌هایی فردی، اجتماعی و سیاسی دارد و درعین‌حال قابل تعمیم به تمام انسان‌ها، فارغ از تنوع تیپ شخصیتی، سن، محیط، ژنتیک، ارزش‌های عقیدتی و اخلاقی‌شان است.

    ما همه می‌خواهیم شاد باشیم و کتاب‌ها و معلم‌های بسیاری در دنیا هستند که می‌کوشند به مردم کمک کنند تا شادتر باشند. بااین‌همه، ما همچنان در حال رنج‌کشیدنیم. این کتاب کمک می‌کند تا همه شادی را پیدا کنند.

    خواندن کتاب نیلوفر و مرداب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

    این کتاب را به تمام کسانی که به دنبال آزادی و شادی هستند پیشنهاد می‌کنیم

    بخشی از کتاب نیلوفر و مرداب

    رنج و شادی از هم جدا نیستند.

    هنگامی که رنج می‌کشیم ناخودآگاه تمایل داریم که فکر کنیم در آن لحظه فقط رنج وجود دارد و شادی متعلق به زمان و مکان دیگری است. افراد بیشتر اوقات می‌پرسند: «چرا باید رنج بکشم؟» همان‌قدر که تصور «سمت چپ» بدون «سمت راست» اشتباه است، تصور زندگی خالی از هرگونه رنج نیز اشتباه است. و همچنین تصور زندگی بدون هرگونه شادی. کاملاً بی‌معناست اگر «سمت چپ» به «سمت راست» بگوید: «تو باید از اینجا بروی! دیگر تو را نمی‌خواهم!» چون اگر «سمت راست» نباشد، «سمت چپ» هم در کار نخواهد بود. [به تعبیری، راست و چپ در کنار هم معنا می‌یابند و به همین ترتیب،] هرجا که رنج نباشد شادی هم وجود ندارد، و برعکس.

    اگر‌ یاد بگیریم حضور رنج و شادی را در کنار هم ببینیم و ماهرانه از آنها بهره ببریم، آنگاه بیش از پیش در مسیر لذت از زندگی گام برمی‌داریم. هر روز، در این مسیر، کمی جلوتر می‌رویم و به‌تدریج درک می‌کنیم که رنج و شادی از هم جدا نیستند.

    اگر به اندازهٔ کافی لباس گرم نپوشیده باشید، هوای سرد می‌تواند آزاردهنده باشد. اما هنگامی که بیش از حد گرم شده باشید یا هنگامی که با لباس کافی قدم می‌زنید، احساس فرح‌بخش هوای سرد می‌تواند سرچشمـهٔ لذت و سرزندگی باشد. رنج یک منبع خارجی و عینی ایجاد درد و فشار روحی نیست. ممکن است چیزهایی مانند موسیقی با صدای بلند یا چراغ‌های پُرنور که باعث رنج شما می‌شود موجب لذت دیگران باشد. [و در مقابل،] چیزهایی هستند که موجب لذت شما می‌شوند اما دیگران را به ستوه می‌آورند. بارانی که برنامهٔ شما را برای گردش خراب می‌کند برای آن کشاورزی که مزرعه‌اش خشک شده، نعمت و مزیت است.

    شاد‌بودن همین الان، همین امروز، هم ممکن است اما شادی نمی‌تواند بدون رنج باشد. برخی افراد فکر می‌کنند که برای شاد‌بودن باید از تمام رنج‌ها دوری کنند و به همین دلیل دائماً هوشیار و نگرانند که مبادا با رنجی مواجه شوند. آنها با این نگرانی، آزادی و خودانگیختگی و لذتشان را از بین می‌برند. این شیوهٔ درستی نیست. اگر بتوانید دردهایتان را شناسایی کنید و بپذیرید و از مواجه‌شدن با آنها فرار نکنید، درمی‌یابید که هرجا درد باشد، به‌طور هم‌زمان، لذت هم هست.

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.


    431 ریشه‌ها✍️الکس هیلی Jul 05, 2021
    Show notes

    در سال ۱۷۵۰ میلادی در دهکده ی ژوفوزه، نزدیک ساحل کشور گامبیا، اُمُوره کینته و همسرش، بینِتا، صاحب پسری به نام «کُنتا» می شوند. کنتا در بزرگسالی، روزی در جنگل اسیر دلالان برده می شود. او می گریزد، اما... کنتا، برده ی سیاه، در اولین اقدامش به فرار، ناکام می ماند. چندی بعد دوباره می گریزد، اما به دست دلالان دیگر بَرده می افتد و به ارباب دیگری فروخته می شود. یک پایش را قطع می کنند تا دیگر نگریزد، اما بخت یار او می شود و ... کتاب مرجع Roots: The Saga of an American Family - ۱۹۷۶ راوی: بهروز رضوی ژانر: رمان کاری از گروه ایران صدا و گروه کتاب خوان

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.


    430 مسابقه پيروزي✍️ژرژ کنشون Jul 05, 2021
    Show notes

    مسابقه پيروزي- اثر ژرژ کنشون - راوي استاد بهروز رضوي

    داستان، روایت زندگی دو برادر در طول جنگ‌های داخلی اسپانیا و دوران حکومت فاشیستی «ژنرال فرانکو» است. «خوان» که در جنگ‌های داخلی اسپانیا مخالف نیروهای فرانکو بود، به خانه برادرش «سرهنگ لوئیز» در مادرید پناهنده شد. برادرش و خدمتکار قدیمی‌شان، «ترینیتی» موافق این کار نبودند، اما خوان با سماجت همان‌جا ماند. حتی زمانی که لوئیز تهدید کرد که او را تسلیم می‌کند، گفت: پای خودت هم گیر است و می‌گویم مدت‌هاست به من پناه داده‌ای. از سوی دیگر، زنی به نام «ماریا» که گه‌گاهی در این خانه کار می‌کرده است، به نزد لوئیز آمده و می‌پرسد: آیا صلاح است شوهرش «رافائل» که از زمره مخالفان است، خود را تسلیم کند؟ لوئیز توصیه می‌کند که این کار را بکند. اما هر قدر نزد «سروان هرناندز» که مسئول محاکمات بود، رفت و اصرار کرد رافائل را آزاد کنند، ثمری نداشت. در نهایت پذیرفت که رافائل محاکمه شود. در محاکمه او به بیست و پنج سال حبس محکوم شد. ماریا نزد لوئیز آمد و ناراحتی‌اش را نشان داد. ترینیتی که برای فراری دادن خوان به ماریا و اطلاعات او نیاز داشت، هر قدر سعی کرد که خود را در این ماجرا بی‌گناه نشان دهد، ماریا نپذیرفت و به او کمک نکرد. از سوی دیگر نامزد لوئیز اصرار داشت هرچه زودتر خانه را نقاشی کنند تا او از شهرستان به مادرید بیاید، ولی لوئیز به‌سبب حضور خوان نمی‌توانست این کار را بکند؛ لذا کارش با نامزدش به مجادله کشید. درضمن گروهی از افسران طرفدار «ژنرال دلانپیا» با حمایت از نامه انتقادآمیز او در نقد سیاست‌های «ژنرال فرانکو» آن را امضا کردند. ولی لوئیز با آنکه چندتن از دوستان نزدیکش امضا کرده بودند، از امضای نامه خودداری کرد. به زودی یکی از آن افسران بازداشت شد و ظاهرا برای ژنرال هم مشکلاتی به وجود آورد. یک شب که خوان خسته و تنها بود، از آپارتمان برادرش بیرون آمد و به دوستش «کلوریو» تلفن کرد که او را همراهی کند. کلوریو که صاحب یک روزنامه بود، آمد؛ ولی مدام از خوان می‌خواست به خانه بروند. شب که خوان به خانه برادرش برگشت، لوئیز که تصور می‌کرد او را دستگیر کرده‌اند، خوشحال شد و تصمیم گرفت خودش او را تا لب مرز برساند؛ لذا اتومبیلی از «ژنرال برنگل» درخواست کرد و به بهانه مأموریت با خوان از خانه خارج شدند. قرار شد خوان خود را راننده لوئیز جابزند.... * ژرژ کنشون (۱۹۲۵-۱۹۹۰) در خانواده‌ای بزرگ شد که پدر و مادرش معلم بودند. او فلسفه خوانده و سال‌ها در مجلس ملی در مستعمرات فرانسه کار کرده است. جایی که از سال ۱۹۵۲ تا ۱۹۵۸ رئیس آن بود. آن هنگام که وی شروع به نوشتن کرد، درحال سفرهای گسترده‌ای به‌ویژه در آفریقا بود. او روزنامه‌نگار و رمان‌نویس بود و فعالیت خود را به عنوان فیلم‌نامه‌نویس در سال ۱۹۶۷ شروع کرد. رمان «مسابقه پیروزی» به ‌سبک واقع‌گرایانه پرداخته شده و با سیاق عبارت‌پردازی و تصویرسازی‌های کنشون سخت باورپذیر شده است. اساساً ژرژ کنشون نویسنده‌ای است که براساس شرایط اجتماعی بحرانی و تنش‌آلود، حوادث خشونت‌بار و مسائل سیاسی و نژادی رمان‌های محکمی می‌نویسد. نگاه تیز و قلم گویای او نتیجه‌ی همین پیشینه‌ی فکری و عملی است.

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.


    429 چهارداستان کوتاه✍️ ا هنری Jul 05, 2021
    Show notes

    1 گشت و گذار در عالم حافظه پریشی - اثر ا هنری - راوی استاد بهروز رضوی 2سیب اسرار امیز - اثر ا هنری - راوی استاد بهروز رضوی 3عرضه و تقاضا - اثر ا هنری - راوی استاد بهروز رضوی 4حاکم مردم - اثر ا هنری - راوی استاد بهروز رضویویلیام سیدنی پورتر مشهور به او- هنری يكي از معروفترین نویسنده داستانهای کوتاه آمریکاست. در سال 1862 میلادی در کارولینای شمالی به دنیا آمد . او در نوجوانی و جوانی خود به کارهای متعددی مشغول بود. وی زمانی که به آمریکای مرکزی رفت کار نویسندگی را شروع کرد و در همین زمان شهرت او همه گیر شد . او در سال 1898به مدت سه سال به زندان افتاد و این امر وقفه کوتاهی در زندگی ادبی او به وجود آورد و لی پس از آن به نویسندگی خود ادامه داد . در اواخر عمر هم مدتی در نیویورک به سر برد. او هنری بیش از ششصد داستان کوتاه از خود به جای نهاده است .--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.


    428 شهریار✍🏼نیکولو ماکیاولی Jul 04, 2021
    Show notes

    کتاب شهریار نوشته ی نیکولو ماکیاولی ترجمه ی داریوش آشوری«شهریار» مهم‌ترین اثر نیکولو برناردو ماکیاولی (۱۵۲۷-۱۴۶۹) فیلسوف سیاسی ایتالیایی است. ماکیاولی بنیانگذار فلسفه سیاسی مدرن و «شهریار» مهمترین کتاب اوست. اندیشه‌های ماکیاولی هنوز پس از ۵۰۰ سال تازه و بدیع است. با این حال در زمان خودش او را از قدرت دور نگه داشتند. شاید بزرگترین خدمتی که ماکیاولی کرد نشان دادن وجوهی از قدرت و قدرتمندان بود که هنوز هم همه‌ حکومت‌ها آن را پنهان

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.


    427 قاطينای پهلوان✍️ويليام دانيال Jul 04, 2021
    Show notes

    قاطيناي پهلوان / با مقدمه دكتر ويليام پيرويان

    قاطيناي پهلوان باسروده هاي«ويليام دانيال» در قياس با حماسه هاي ديگر به سبب زبان فاخر بي ترديد چون شاهنامه فردوسي است يا گيلگمش يا ايلياد و اديسه و.. حماسه هاي ماندني ديگر جهان ادبيات.

    شب بود.
    شب سردي به سان زمستان كوه هاي«حكاري».
    سياهي در سپيدي برف روشنايي مي گرفت؛ برفي چونان ململي بي كرانه كه كوه ها و دره ها را مي پوشاند.
    پرتگاه هاي ژرف و دشت هاي گسترده و سركوهاي بلندي كه در تاريكي شب پنهان بودند، دور و نزديك در گستره سپيدي كه پاياني نداشت، گم مي شدند.

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.


    Previous 1 153 154 155 156 157 198 Next

    Related Podcasts

    Fresh Air

    1

    Fresh Air Arts
    Twenty Thousand Hertz

    2

    Twenty Thousand Hertz Arts
    The Black Tapes

    3

    The Black Tapes Arts
    Snap Judgment

    4

    Snap Judgment Arts
    Here’s The Thing with Alec Baldwin

    5

    Here’s The Thing with Alec Baldwin Arts
    The NoSleep Podcast – Creative Reason Media Inc.

    6

    The NoSleep Podcast – Creative Reason Media Inc. Arts
    footer-logo

    Contact Us

    Toll Free: 844-670-7747

    Links

    • Home
    • Top Charts
    • Networks
    • Apps
    • Independents Podcasts
    • Podcast Advertising
    • Podcast News
    • Contact Us
    • About Us
    • Analytics & Insights

    Stay Connected

      Privacy, Terms of Use & Our Code of Ethics Protecting Content Creators Copyrights