TopPodcast.com
Menu
  • Home
  • Top Charts
  • Top Networks
  • Top Apps
  • Top Independents
  • Top Podfluencers
  • Top Picks
    • Top Business Podcasts
    • Top True Crime Podcasts
    • Top Finance Podcasts
    • Top Comedy Podcasts
    • Top Music Podcasts
    • Top Womens Podcasts
    • Top Kids Podcasts
    • Top Sports Podcasts
    • Top News Podcasts
    • Top Tech Podcasts
    • Top Crypto Podcasts
    • Top Entrepreneurial Podcasts
    • Top Fantasy Sports Podcasts
    • Top Political Podcasts
    • Top Science Podcasts
    • Top Self Help Podcasts
    • Top Sports Betting Podcasts
    • Top Stocks Podcasts
  • Podcast News
  • About Us
  • Podcast Advertising
  • Contact
Not in our directory?
Add Show Here
Podcast Equipment
Center

toppodcastlogoOur TOPPODCAST Picks

  • Comedy
  • Crypto
  • Sports
  • News
  • Politics
  • True Crime
  • Business
  • Finance

Follow Us

toppodcastlogoStay Connected

    View Top 200 Chart
    Back to Rankings Page
    Arts

    هزارداستانHazardastan

    https://castbox.fm/va/6282778

    https://shenoto.com/channel/podcast/hazardastan

    https://feeds.acast.com/public/shows/665175a7493aef0012321fb6

    معرفی پادکست #هزارداستان این پادکست حاوی کتابهای صوتی،نمایشنامه های رادیویی،نمایش تک نفره،تله تاتر،داستان های کوتاه وبلند در ژانرهای متفاوت از بزرگان عرصه نویسندگی می باشد .محتوای موجود در این پادکست، صرفنظر از مواضع سیاسی و ایدئولوژیک آنها جمع‌آوری وانتشار داده میشود.این پادکست صرفا جهت دسترسی رایگان فارسی زبانان به منابع مطالعاتی در سرار دنیا شکل گرفته است .اگر مورد علاقتان بود لطفاً به دیگران هم معرفی کنید با تشکر فراوان مهران منتشی پادکست شما، پادکست #هزارداستان « تبلیغات پذیرفته نمیشود»


    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    Advertise

    Copyright: © Mehran mantashi

    • Apple Podcasts
    • Google Play
    • Spotify

    Latest Episodes:
    416 عقاید یک دلقک3/3✍️هاینریش بل Jul 02, 2021
    Show notes

    عقاید یک دلقک اثر هاینریش بل گوینده آرمان سلطان زاده - بدون سانسور و کامل

    عقاید یک دلقک نوشته‌ی هاینریش بل را می‌توان یکی از ماندگارترین آثار داستانی در تاریخ ادبیات آلمان به شمار آورد. شنیدن این اثر با صدای گیرا و جذاب آرمان سلطان‌زاده لطفی دیگر دارد.

    هاینریش بل، نویسنده مطرح آلمانی با نوشتن کتاب عقاید یک دلقک کوشیده‌است ریاکاری‌ها و تلخی‌های دنیا را از پس صورتک یک دلقک مطرح کند. اگرچه این کتاب در دسته داستان‌های عشقی جای می‌گیرد؛ اما مضامین انتقادی و اعتقادی زیادی را طرح می‌کند. به شرایط اجتماعی آلمان تحت سلطه‌ی هیتلر و پس از دوران جنگ می‌پردازد، از بسیاری از باورهای سیاسی و مذهبی، مسائل مربوط به ازدواج و اختلافات کاتولیک‌ها و پروتستان‌ها در این داستان انتقاد می‌کند و تأثیر روانی جنگ بر خانواده‌ها و به‌طور کلی جامعه آلمان را به نمایش می‌گذارد.

    هانس شنیر مردی با طرز فکری خاص، از یک خانواده متمول است که به خاطر تفاوت در نوع نگرش به زندگی و مذهب، خانواده را ترک کرده و دلقک سیرک شده است. دلقک از بیماری‌های زیادی از جمله افسردگی، سردرد و نداشتن ارتباطات زیاد رنج می‌برد. ماری شریک زندگی هانس است که باوجود احساس گناه، شش سال بدون ازدواج با او زندگی کرده‌است زیرا دلقک اعتقادی به ازدواج روی کاغذ ندارد و نمی‌خواهد فرزندانش را کاتولیک بار بیاورد. روزی ماری با یک یادداشت، دلقک را برای همیشه ترک می‌کند تا با فردی کاتولیک ازدواج کند و خود را از احساس گناه نجات دهد. این اتفاق ضربه‌ی شدیدی به دلقک می‌زند، او در حال اجرا آسیب می‌بیند و با مشکلات مالی فراوانی روبه‌رو می‌شود. کم‌کم اختلالات روانی و مالیخولیایی هم در شخصیت هانس پدیدار می‌شود و داستان با واگویی‌های دلقک مستأصل ادامه پیدا می‌کند.

    کتاب صوتی عقاید یک دلقک را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

    عقاید یک دلقک داستان پردازی عاشقانه‌ی قوی‌ای دارد و علاوه بر آن نگاه و نقدی هم بر شرایط جامعه‌ی آلمان بعد از جنگ دارد. اگر به دنبال کتابی می‌گردید که چنین حال و هوایی را برای شما تداعی کند، کتاب عقاید یک دلقک را انتخاب کنید.

    درباره‌ی هاینریش بل

    هاینریش بُل با نام کامل هاینریش تئودور بل ۲۱ دسامبر ۱۹۱۷ در شهر کلن به دنیا آمد. در بیست سالگی پس از اخذ دیپلم در یک کتابفروشی مشغول به کار شد اما سال بعد از آن هم‌زمان با آغاز جنگ جهانی دوم به خدمت سربازی فراخوانده شد و تا سال ۱۹۴۵ را در جبهه‌های جنگ به سربرد. بعد از جنگ شروع به تحصیل در رشته زبان و ادبیات آلمانی کرد و در سال ۱۹۷۲ توانست جایزه نوبل ادبیات را از آن خود کند. بل ریاست انجمن قلم آلمان و ریاست انجمن بین‌المللی قلم را در کنار جوایز ادبی مانند جایزه ادبی گروه ۴۷ در کارنامه خود دارد.

    هاینریش بل در ۱۶ ژوئیه ۱۹۸۵ از دنیا رفت.

    جملاتی از کتاب صوتی عقاید یک دلقک

    شبی که سرزده به اتاقش رفتم تا با او همان کاری را بکنم که مردها با زن‌ها می‌کنند، بیست و یک ساله بودم. و او زنی نوزده ساله. آن روز بعد از ظهر او را با سوفتنر دست در دست و خندان دیدم که از خانه‌ی جوانان بیرون می‌آمدند. تیری به قلبم زده شد. او به سوفتنر تعلق نداشت و این دست گرفتن‌هایشان بیمارم میکرد. سوفتر را همه در شهر خوب می‌شناختند، مخصوصا به خاطر پدرش که نازی‌ها او را از هیئت مدیره دانشگاه برکنار کرده بودند. او هم در پی پایان جنگ از پذیرفتن مدیریت همان مدرسه خودداری کرده بود. حتی خطاب به کسانی که خواهان نماینده شدندش بودند، با عصبانیت گفته بود: «من معلمم و میخواهم در سمت معلم خدمت کنم.»

    او مردی آرام و بلند بالا بود و معلم خسته کننده‌ای به نظر می‌رسید. یک روز به جای معلم ما سرکلاس آمد و شعری از یک حوری جوان و زیبا خواند. من نمی‌توانستم اظهار نظر درستی راجع به مدرسه داشته باشم و این شتباهی بزرگ بود که مرا پیش از قانون اجباری شدن تحصیل به مدرسه فرستادند...

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.


    415 عقاید یک دلقک2/3✍️هاینریش بل Jul 02, 2021
    Show notes

    عقاید یک دلقک اثر هاینریش بل گوینده آرمان سلطان زاده - بدون سانسور و کامل

    عقاید یک دلقک نوشته‌ی هاینریش بل را می‌توان یکی از ماندگارترین آثار داستانی در تاریخ ادبیات آلمان به شمار آورد. شنیدن این اثر با صدای گیرا و جذاب آرمان سلطان‌زاده لطفی دیگر دارد.

    هاینریش بل، نویسنده مطرح آلمانی با نوشتن کتاب عقاید یک دلقک کوشیده‌است ریاکاری‌ها و تلخی‌های دنیا را از پس صورتک یک دلقک مطرح کند. اگرچه این کتاب در دسته داستان‌های عشقی جای می‌گیرد؛ اما مضامین انتقادی و اعتقادی زیادی را طرح می‌کند. به شرایط اجتماعی آلمان تحت سلطه‌ی هیتلر و پس از دوران جنگ می‌پردازد، از بسیاری از باورهای سیاسی و مذهبی، مسائل مربوط به ازدواج و اختلافات کاتولیک‌ها و پروتستان‌ها در این داستان انتقاد می‌کند و تأثیر روانی جنگ بر خانواده‌ها و به‌طور کلی جامعه آلمان را به نمایش می‌گذارد.

    هانس شنیر مردی با طرز فکری خاص، از یک خانواده متمول است که به خاطر تفاوت در نوع نگرش به زندگی و مذهب، خانواده را ترک کرده و دلقک سیرک شده است. دلقک از بیماری‌های زیادی از جمله افسردگی، سردرد و نداشتن ارتباطات زیاد رنج می‌برد. ماری شریک زندگی هانس است که باوجود احساس گناه، شش سال بدون ازدواج با او زندگی کرده‌است زیرا دلقک اعتقادی به ازدواج روی کاغذ ندارد و نمی‌خواهد فرزندانش را کاتولیک بار بیاورد. روزی ماری با یک یادداشت، دلقک را برای همیشه ترک می‌کند تا با فردی کاتولیک ازدواج کند و خود را از احساس گناه نجات دهد. این اتفاق ضربه‌ی شدیدی به دلقک می‌زند، او در حال اجرا آسیب می‌بیند و با مشکلات مالی فراوانی روبه‌رو می‌شود. کم‌کم اختلالات روانی و مالیخولیایی هم در شخصیت هانس پدیدار می‌شود و داستان با واگویی‌های دلقک مستأصل ادامه پیدا می‌کند.

    کتاب صوتی عقاید یک دلقک را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

    عقاید یک دلقک داستان پردازی عاشقانه‌ی قوی‌ای دارد و علاوه بر آن نگاه و نقدی هم بر شرایط جامعه‌ی آلمان بعد از جنگ دارد. اگر به دنبال کتابی می‌گردید که چنین حال و هوایی را برای شما تداعی کند، کتاب عقاید یک دلقک را انتخاب کنید.

    درباره‌ی هاینریش بل

    هاینریش بُل با نام کامل هاینریش تئودور بل ۲۱ دسامبر ۱۹۱۷ در شهر کلن به دنیا آمد. در بیست سالگی پس از اخذ دیپلم در یک کتابفروشی مشغول به کار شد اما سال بعد از آن هم‌زمان با آغاز جنگ جهانی دوم به خدمت سربازی فراخوانده شد و تا سال ۱۹۴۵ را در جبهه‌های جنگ به سربرد. بعد از جنگ شروع به تحصیل در رشته زبان و ادبیات آلمانی کرد و در سال ۱۹۷۲ توانست جایزه نوبل ادبیات را از آن خود کند. بل ریاست انجمن قلم آلمان و ریاست انجمن بین‌المللی قلم را در کنار جوایز ادبی مانند جایزه ادبی گروه ۴۷ در کارنامه خود دارد.

    هاینریش بل در ۱۶ ژوئیه ۱۹۸۵ از دنیا رفت.

    جملاتی از کتاب صوتی عقاید یک دلقک

    شبی که سرزده به اتاقش رفتم تا با او همان کاری را بکنم که مردها با زن‌ها می‌کنند، بیست و یک ساله بودم. و او زنی نوزده ساله. آن روز بعد از ظهر او را با سوفتنر دست در دست و خندان دیدم که از خانه‌ی جوانان بیرون می‌آمدند. تیری به قلبم زده شد. او به سوفتنر تعلق نداشت و این دست گرفتن‌هایشان بیمارم میکرد. سوفتر را همه در شهر خوب می‌شناختند، مخصوصا به خاطر پدرش که نازی‌ها او را از هیئت مدیره دانشگاه برکنار کرده بودند. او هم در پی پایان جنگ از پذیرفتن مدیریت همان مدرسه خودداری کرده بود. حتی خطاب به کسانی که خواهان نماینده شدندش بودند، با عصبانیت گفته بود: «من معلمم و میخواهم در سمت معلم خدمت کنم.»

    او مردی آرام و بلند بالا بود و معلم خسته کننده‌ای به نظر می‌رسید. یک روز به جای معلم ما سرکلاس آمد و شعری از یک حوری جوان و زیبا خواند. من نمی‌توانستم اظهار نظر درستی راجع به مدرسه داشته باشم و این شتباهی بزرگ بود که مرا پیش از قانون اجباری شدن تحصیل به مدرسه فرستادند...

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.


    414 عقاید یک دلقک1/3✍️هاینریش بل Jul 02, 2021
    Show notes

    عقاید یک دلقک اثر هاینریش بل گوینده آرمان سلطان زاده - بدون سانسور و کامل

    عقاید یک دلقک نوشته‌ی هاینریش بل را می‌توان یکی از ماندگارترین آثار داستانی در تاریخ ادبیات آلمان به شمار آورد. شنیدن این اثر با صدای گیرا و جذاب آرمان سلطان‌زاده لطفی دیگر دارد.

    هاینریش بل، نویسنده مطرح آلمانی با نوشتن کتاب عقاید یک دلقک کوشیده‌است ریاکاری‌ها و تلخی‌های دنیا را از پس صورتک یک دلقک مطرح کند. اگرچه این کتاب در دسته داستان‌های عشقی جای می‌گیرد؛ اما مضامین انتقادی و اعتقادی زیادی را طرح می‌کند. به شرایط اجتماعی آلمان تحت سلطه‌ی هیتلر و پس از دوران جنگ می‌پردازد، از بسیاری از باورهای سیاسی و مذهبی، مسائل مربوط به ازدواج و اختلافات کاتولیک‌ها و پروتستان‌ها در این داستان انتقاد می‌کند و تأثیر روانی جنگ بر خانواده‌ها و به‌طور کلی جامعه آلمان را به نمایش می‌گذارد.

    هانس شنیر مردی با طرز فکری خاص، از یک خانواده متمول است که به خاطر تفاوت در نوع نگرش به زندگی و مذهب، خانواده را ترک کرده و دلقک سیرک شده است. دلقک از بیماری‌های زیادی از جمله افسردگی، سردرد و نداشتن ارتباطات زیاد رنج می‌برد. ماری شریک زندگی هانس است که باوجود احساس گناه، شش سال بدون ازدواج با او زندگی کرده‌است زیرا دلقک اعتقادی به ازدواج روی کاغذ ندارد و نمی‌خواهد فرزندانش را کاتولیک بار بیاورد. روزی ماری با یک یادداشت، دلقک را برای همیشه ترک می‌کند تا با فردی کاتولیک ازدواج کند و خود را از احساس گناه نجات دهد. این اتفاق ضربه‌ی شدیدی به دلقک می‌زند، او در حال اجرا آسیب می‌بیند و با مشکلات مالی فراوانی روبه‌رو می‌شود. کم‌کم اختلالات روانی و مالیخولیایی هم در شخصیت هانس پدیدار می‌شود و داستان با واگویی‌های دلقک مستأصل ادامه پیدا می‌کند.

    کتاب صوتی عقاید یک دلقک را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

    عقاید یک دلقک داستان پردازی عاشقانه‌ی قوی‌ای دارد و علاوه بر آن نگاه و نقدی هم بر شرایط جامعه‌ی آلمان بعد از جنگ دارد. اگر به دنبال کتابی می‌گردید که چنین حال و هوایی را برای شما تداعی کند، کتاب عقاید یک دلقک را انتخاب کنید.

    درباره‌ی هاینریش بل

    هاینریش بُل با نام کامل هاینریش تئودور بل ۲۱ دسامبر ۱۹۱۷ در شهر کلن به دنیا آمد. در بیست سالگی پس از اخذ دیپلم در یک کتابفروشی مشغول به کار شد اما سال بعد از آن هم‌زمان با آغاز جنگ جهانی دوم به خدمت سربازی فراخوانده شد و تا سال ۱۹۴۵ را در جبهه‌های جنگ به سربرد. بعد از جنگ شروع به تحصیل در رشته زبان و ادبیات آلمانی کرد و در سال ۱۹۷۲ توانست جایزه نوبل ادبیات را از آن خود کند. بل ریاست انجمن قلم آلمان و ریاست انجمن بین‌المللی قلم را در کنار جوایز ادبی مانند جایزه ادبی گروه ۴۷ در کارنامه خود دارد.

    هاینریش بل در ۱۶ ژوئیه ۱۹۸۵ از دنیا رفت.

    جملاتی از کتاب صوتی عقاید یک دلقک

    شبی که سرزده به اتاقش رفتم تا با او همان کاری را بکنم که مردها با زن‌ها می‌کنند، بیست و یک ساله بودم. و او زنی نوزده ساله. آن روز بعد از ظهر او را با سوفتنر دست در دست و خندان دیدم که از خانه‌ی جوانان بیرون می‌آمدند. تیری به قلبم زده شد. او به سوفتنر تعلق نداشت و این دست گرفتن‌هایشان بیمارم میکرد. سوفتر را همه در شهر خوب می‌شناختند، مخصوصا به خاطر پدرش که نازی‌ها او را از هیئت مدیره دانشگاه برکنار کرده بودند. او هم در پی پایان جنگ از پذیرفتن مدیریت همان مدرسه خودداری کرده بود. حتی خطاب به کسانی که خواهان نماینده شدندش بودند، با عصبانیت گفته بود: «من معلمم و میخواهم در سمت معلم خدمت کنم.»

    او مردی آرام و بلند بالا بود و معلم خسته کننده‌ای به نظر می‌رسید. یک روز به جای معلم ما سرکلاس آمد و شعری از یک حوری جوان و زیبا خواند. من نمی‌توانستم اظهار نظر درستی راجع به مدرسه داشته باشم و این شتباهی بزرگ بود که مرا پیش از قانون اجباری شدن تحصیل به مدرسه فرستادند...

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.


    413 در باب حکمت زندگی4/4✍🏼آرتور شوپنهاور Jul 02, 2021
    Show notes

    فصل سوم کتاب در باب حکمت زندگی درباره‌ی آنچه از آن ماست، صحبت می‌کند. شوپنهاور به نقل از «اپیکور» فیلسوف یونانی، نیازهای انسان را به سه دسته تقسیم می‌کند. نیازهای طبیعی و لازم، نیازهای طبیعی و غیرلازم و نیازهای غیرطبیعی و غیر لازم و در ادامه در تعیین مرز آرزوهای عاقلانه به انسان چنین می‌گوید: «آدمی به نعمت‌هایی که هرگز به فکر داشتن آنها نیفتاده است، اصلا نیازی احساس نمی‌کند. بلکه بدون آن‌ها هم کاملا راضی است، در حالی‌که کسی که صد بار بیش‌تر از دیگری دارد به علت کمبود آنچه توقع آن را دارد احساس ناخرسندی می‌کند». در فصل چهارم شوپنهاور درباره‌ی آنچه می‌نماییم و جایگاه و ارزش ما در نظر دیگران صحبت می‌کند. او در این فصل توضیح می‌دهد که با وجود این‌که تفکر دیگران تاثیری در سعادت واقعی ما ندارد، چرا همه‌ی انسان‌ها بدون استثنا به نظر دیگران در مورد خود اهمیت مفرط می‌دهند. در فصل پنجم کتاب، شوپنهاور اندرزها و اصول راهنمای عمل به قواعد خردمندانه را در 4 دسته‌ی‌ «نظرات و اندرزهای عمومی»، «نظرات و اندرزها در خصوص رابطه ما با خویشتن»، «رابطه ما با دیگران» و «رابطه ما با زندگی و سرنوشت» به تفصیل توضیح می‌دهد. فصل آخر کتاب درباره‌ی تفاوت‌های آدمی در سنین گوناگون صحبت می‌کند. شوپنهاور در این فصل توضیح می‌دهد که تنها زمان حال است که در اختیار بشر است و انسان تنها در زمان تولد است که آینده‌ای طولانی در پیش‌روی خود می‌بیند. در پایان عمر هم، گذشته‌ای طولانی در پشت سر او قرار دارد. نویسنده در ادامه توضیح می‌دهد که انسان در هر مقطع زمانی از عمرش متوجه تغییرات شناخته‌شده‌‌ای می‌شود. شوپنهاور در فصل انتهایی کتاب، خصوصیت و دگرگونی انسان را از کودکی مورد بررسی قرار می‌دهد. به عقیده‌ی شوپنهاور، عقل کودکان هنوز به جنبه‌های هولناک عینی جهان پی نبرده‌ است و از نظر کودکان، جهان و موجوداتش دارای ظاهر و درون زیبایی هستند. اما زمانی‌که انسان جوان است همه‌چیز در نظرش تمام نشدنی و جاودانه است. او، همیشه فکر می‌کند به اندازه کافی وقت دارد به همین دلیل وقتش را هدر می‌دهد. اما هرچه سالمندتر می‌شود بیش‌تر محتاج زمان می‌شود و احساس می‌کند لحظه‌ای را نباید در زندگی از دست بدهد.

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.


    412 در باب حکمت زندگی3/4✍🏼آرتور شوپنهاور Jul 02, 2021
    Show notes

    فصل سوم کتاب در باب حکمت زندگی درباره‌ی آنچه از آن ماست، صحبت می‌کند. شوپنهاور به نقل از «اپیکور» فیلسوف یونانی، نیازهای انسان را به سه دسته تقسیم می‌کند. نیازهای طبیعی و لازم، نیازهای طبیعی و غیرلازم و نیازهای غیرطبیعی و غیر لازم و در ادامه در تعیین مرز آرزوهای عاقلانه به انسان چنین می‌گوید: «آدمی به نعمت‌هایی که هرگز به فکر داشتن آنها نیفتاده است، اصلا نیازی احساس نمی‌کند. بلکه بدون آن‌ها هم کاملا راضی است، در حالی‌که کسی که صد بار بیش‌تر از دیگری دارد به علت کمبود آنچه توقع آن را دارد احساس ناخرسندی می‌کند». در فصل چهارم شوپنهاور درباره‌ی آنچه می‌نماییم و جایگاه و ارزش ما در نظر دیگران صحبت می‌کند. او در این فصل توضیح می‌دهد که با وجود این‌که تفکر دیگران تاثیری در سعادت واقعی ما ندارد، چرا همه‌ی انسان‌ها بدون استثنا به نظر دیگران در مورد خود اهمیت مفرط می‌دهند. در فصل پنجم کتاب، شوپنهاور اندرزها و اصول راهنمای عمل به قواعد خردمندانه را در 4 دسته‌ی‌ «نظرات و اندرزهای عمومی»، «نظرات و اندرزها در خصوص رابطه ما با خویشتن»، «رابطه ما با دیگران» و «رابطه ما با زندگی و سرنوشت» به تفصیل توضیح می‌دهد. فصل آخر کتاب درباره‌ی تفاوت‌های آدمی در سنین گوناگون صحبت می‌کند. شوپنهاور در این فصل توضیح می‌دهد که تنها زمان حال است که در اختیار بشر است و انسان تنها در زمان تولد است که آینده‌ای طولانی در پیش‌روی خود می‌بیند. در پایان عمر هم، گذشته‌ای طولانی در پشت سر او قرار دارد. نویسنده در ادامه توضیح می‌دهد که انسان در هر مقطع زمانی از عمرش متوجه تغییرات شناخته‌شده‌‌ای می‌شود. شوپنهاور در فصل انتهایی کتاب، خصوصیت و دگرگونی انسان را از کودکی مورد بررسی قرار می‌دهد. به عقیده‌ی شوپنهاور، عقل کودکان هنوز به جنبه‌های هولناک عینی جهان پی نبرده‌ است و از نظر کودکان، جهان و موجوداتش دارای ظاهر و درون زیبایی هستند. اما زمانی‌که انسان جوان است همه‌چیز در نظرش تمام نشدنی و جاودانه است. او، همیشه فکر می‌کند به اندازه کافی وقت دارد به همین دلیل وقتش را هدر می‌دهد. اما هرچه سالمندتر می‌شود بیش‌تر محتاج زمان می‌شود و احساس می‌کند لحظه‌ای را نباید در زندگی از دست بدهد.

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.


    411 در باب حکمت زندگی2/4✍🏼آرتور شوپنهاور Jul 02, 2021
    Show notes

    شاید شما هم از جمله افرادی هستید که فکر می‌کنید خواندن کتاب‌های فلسفی سخت یا غیر‌قابل درک است. اگر جزو این افراد هستید، به شما پیشنهاد می‌کنیم راحت و بدون ترس کتاب در باب حکمت زندگی را بخوانید. در باب حکمت زندگی کتابی فلسفی نوشته‌یآرتور شوپنهاور است که موضوعات مختلفی مثل قدرت اراده‌ی فردی، استقلال، تمایل به کارهای غیر‌منطقی، مذهب، اخلاقیات، زنان، زندگی و ارتباط ما با خودمان و دیگران را بررسی می‌کند. در کتاب، شیوه‌های مختلف برای دستیابی به بالاترین میزان لذت و موفقیت بررسی می‌شود. وجه تمایز کتاب در باب حکمت زندگی نسبت به سایر آثار فلسفی، نثر روان آن است. شوپنهاور در این کتاب از مثال‌های عینی و ساده استفاده می‌کند. همچنین، شوخ‌طبعی که در لحن کتاب گنجاده شده است، خواندن آن را لذت‌بخش می‌کند. مروری بر فصل‌های کتاب در باب حکمت زندگی آرتور شوپنهاور از فیلسوفان بزرگی مثل «گوته»، «کانت» و «ارسطو» تاثیر گرفته است. او در کتاب در باب حکمت زندگی برخلاف فلسفه‌ی سیاه خود، یعنی پیروزی شر بر خیر، از فلسفه‌ای می‌گوید که سعادت انسان را رقم می‌زند. شوپنهاور کتاب درباب حکمت زندگی را در 6 فصل به نگارش درآورده است. فصل اول با عنوان «تقسیم بندی موضوع» سه موهبت زندگی انسان را از نظر ارسطو بیان می‌کند. شوپنهاور در این فصل درباره‌ی سعادت انسان چنین می‌گوید: «بنابراین واضح است که سعادت ما چقدر به آنچه هستیم، یعنی به فردیت مان وابسته است، حال آن‌که غالبا فقط سرنوشت را، يعني آنچه را که داریم یا می نماییم به حساب می‌آوریم. ممکن است سرنوشت ما بهتر شود، اما کسی که غنای درونی دارد، ازسرنوشت انتظار چندانی ندارد. برعکس، ابله، ابله می ماند، کورذهن تا آخر عمرکورذهن می‌ماند، حتی اگر در بهشت و در میان حوریان باشد». در واقع او در این فصل از استقلال فردی در هر موقعیتی می‌گوید، این‌که شرایط بیرون هرچقدر بد یا خوب باشد این انسان است که با طرز تفکر خود تعیین‌کننده شرایط درونی خودش است. فصل دوم، سوم و چهارم کتاب از سه ویژگی اصلی که باعث فانی شدن سرنوشت انسان می‌شود صحبت می‌کند. فصل دوم کتاب با عنوان «درباره آنچه هستیم» بیان می‌کند که شخصیت انسان را از معنای واژه‌هایی مثل زیبایی، سلامت، قدرت، هوش، اخلاق و تحصیلات می فهمیم. او از سوال همیشگی بشر صحبت می‌کند، سوال مهمی که می‌توان از آن به عنوان خودشناسی و درک هستی یاد کرد. این‌که هویت واقعی و شخصیت انسان چیست. به عقیده‌ی شوپنهاور هر نوع لذت چه روحی چه جسمی وابسته به افکار خود فرد است و فرقی نمی‌کند که در زندگی با چه چیزی رو‌به‌رو می‌شویم چون در نهایت سعادت و خوشبختی، در گرو ارزش ذاتی ماست، شوپنهاور در ادامه از اهمیت شادی و نقش آن در سعادت می‌گوید: «پس بهتر است هرگاه شادی دق‌الباب می‌کند، به جای اینکه مکرر شک کنیم، که آیا ورودش جایز است یا نه، همه درها را به سویش بگشاییم، زیرا شادی هیچگاه بی موقع نمی‌آید. شک ما در این مورد به این دلیل است که می‌خواهیم بدانیم که آیا از هر نظر موجبی برای خشنودی داریم یا نه، مبادا که شادی، افکار جدی و نگرانی‌های مهم ما را مختل کند. اما معلوم نیست که با این افکار و نگرانی‌ها چه چیز را می‌توان بهتر کرد: درحالی که شادی سودی بلافاصله دارد. فقط شادی سکه نقد سعادت است و هر چیز دیگر، مانند پول کاغذی است، زیرا فقط شادی زمان حال را پر سعادت می‌کند و این امر برای موجوداتی چون ما که هستی‌مان لحظه بسیار کوتاهی میان دو ابدیت است، بزرگترین موهبت است».

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.


    410 در باب حکمت زندگی1/4✍🏼آرتور شوپنهاور Jul 01, 2021
    Show notes

    شاید شما هم از جمله افرادی هستید که فکر می‌کنید خواندن کتاب‌های فلسفی سخت یا غیر‌قابل درک است. اگر جزو این افراد هستید، به شما پیشنهاد می‌کنیم راحت و بدون ترس کتاب در باب حکمت زندگی را بخوانید. در باب حکمت زندگی کتابی فلسفی نوشته‌یآرتور شوپنهاور است که موضوعات مختلفی مثل قدرت اراده‌ی فردی، استقلال، تمایل به کارهای غیر‌منطقی، مذهب، اخلاقیات، زنان، زندگی و ارتباط ما با خودمان و دیگران را بررسی می‌کند. در کتاب، شیوه‌های مختلف برای دستیابی به بالاترین میزان لذت و موفقیت بررسی می‌شود. وجه تمایز کتاب در باب حکمت زندگی نسبت به سایر آثار فلسفی، نثر روان آن است. شوپنهاور در این کتاب از مثال‌های عینی و ساده استفاده می‌کند. همچنین، شوخ‌طبعی که در لحن کتاب گنجاده شده است، خواندن آن را لذت‌بخش می‌کند. مروری بر فصل‌های کتاب در باب حکمت زندگی آرتور شوپنهاور از فیلسوفان بزرگی مثل «گوته»، «کانت» و «ارسطو» تاثیر گرفته است. او در کتاب در باب حکمت زندگی برخلاف فلسفه‌ی سیاه خود، یعنی پیروزی شر بر خیر، از فلسفه‌ای می‌گوید که سعادت انسان را رقم می‌زند. شوپنهاور کتاب درباب حکمت زندگی را در 6 فصل به نگارش درآورده است. فصل اول با عنوان «تقسیم بندی موضوع» سه موهبت زندگی انسان را از نظر ارسطو بیان می‌کند. شوپنهاور در این فصل درباره‌ی سعادت انسان چنین می‌گوید: «بنابراین واضح است که سعادت ما چقدر به آنچه هستیم، یعنی به فردیت مان وابسته است، حال آن‌که غالبا فقط سرنوشت را، يعني آنچه را که داریم یا می نماییم به حساب می‌آوریم. ممکن است سرنوشت ما بهتر شود، اما کسی که غنای درونی دارد، ازسرنوشت انتظار چندانی ندارد. برعکس، ابله، ابله می ماند، کورذهن تا آخر عمرکورذهن می‌ماند، حتی اگر در بهشت و در میان حوریان باشد». در واقع او در این فصل از استقلال فردی در هر موقعیتی می‌گوید، این‌که شرایط بیرون هرچقدر بد یا خوب باشد این انسان است که با طرز تفکر خود تعیین‌کننده شرایط درونی خودش است. فصل دوم، سوم و چهارم کتاب از سه ویژگی اصلی که باعث فانی شدن سرنوشت انسان می‌شود صحبت می‌کند. فصل دوم کتاب با عنوان «درباره آنچه هستیم» بیان می‌کند که شخصیت انسان را از معنای واژه‌هایی مثل زیبایی، سلامت، قدرت، هوش، اخلاق و تحصیلات می فهمیم. او از سوال همیشگی بشر صحبت می‌کند، سوال مهمی که می‌توان از آن به عنوان خودشناسی و درک هستی یاد کرد. این‌که هویت واقعی و شخصیت انسان چیست. به عقیده‌ی شوپنهاور هر نوع لذت چه روحی چه جسمی وابسته به افکار خود فرد است و فرقی نمی‌کند که در زندگی با چه چیزی رو‌به‌رو می‌شویم چون در نهایت سعادت و خوشبختی، در گرو ارزش ذاتی ماست، شوپنهاور در ادامه از اهمیت شادی و نقش آن در سعادت می‌گوید: «پس بهتر است هرگاه شادی دق‌الباب می‌کند، به جای اینکه مکرر شک کنیم، که آیا ورودش جایز است یا نه، همه درها را به سویش بگشاییم، زیرا شادی هیچگاه بی موقع نمی‌آید. شک ما در این مورد به این دلیل است که می‌خواهیم بدانیم که آیا از هر نظر موجبی برای خشنودی داریم یا نه، مبادا که شادی، افکار جدی و نگرانی‌های مهم ما را مختل کند. اما معلوم نیست که با این افکار و نگرانی‌ها چه چیز را می‌توان بهتر کرد: درحالی که شادی سودی بلافاصله دارد. فقط شادی سکه نقد سعادت است و هر چیز دیگر، مانند پول کاغذی است، زیرا فقط شادی زمان حال را پر سعادت می‌کند و این امر برای موجوداتی چون ما که هستی‌مان لحظه بسیار کوتاهی میان دو ابدیت است، بزرگترین موهبت است».

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.


    409🎭امیرارسلان نامدار Jul 01, 2021
    Show notes

    بازیگران

    احمد گنجی , شهرزاد عبدحق , مهین فردنوا , امیر زنده دلان , ایوب آقاخانی , امیرعباس توفیقی , شهین نجف زاده , راضیه مومیوند , امیر جوشقانی , عبدالعلی كمالی , حمید یزدانی , بهروز مسروری , رامین پورایمان , رحمان باقریان , محمد یگانه , نازنین مهیمنی , توران مهرزاد , مهدی گیاهی , علی میلانی , احمد شمس آصف , مهدی طهماسبی , عباس شادروان , ماندانا محسنی , عباس وفایی , حبیب بختیاری

    «امیرارسلان نامدار» یکی از مشهورترین داستان‌های عامیانه به زبان فارسی است. این قصه را «نقیب‌‌الممالک»، قصه‌گو و نقال شخصی «ناصرالدین ‌شاه قاجار» برای وی نقل می‌کرد.

    «خواجه نعمان» در جزیره‌ای با «ماهرخ»، بیو‌ه‌ی «ملک‌شاه رومی» آشنا می‌شود و او را به مصر می‌آورد. ماهرخ پسری به دنیا می‌آورد و خواجه نعمان نامش را «ارسلان» می‌گذارد. وقتی ارسلان بزرگ شد، «پطروس شاه» به خدمت امیر مصر سفیری فرستاد و ارسلان ماجرای خودش و ملک شاه را فهمید و او را کشت و به روم لشکر کشید و «سام خان» را هم از پای درآورد و خودش بر تخت نشست و در قتل و غارتی که میان فرنگیان به راه انداخته بود، چشمش به تصویر «فرخ لقا» افتاد و عاشق او شد و درپیِ عشقش راهی «پطروسیه» شد.
    از آن‌سو هم «فرخ لقا» تصویر امیرارسلان را دید و عاشقش شد. ولی «پطروس شاه» دشمن ارسلان بود.
    «طاووس»، برادر کاووس که دروازه‌بان بود، به برادرش دستور داد ارسلان را بی‌هوش کند و به انبار قهوه‌خانه ببرد. ارسلان برای حافظت از خود، خودش را «الیاس» می‌نامد و شاگرد قهوه‌چی می‌شود و مردم برای دیدنش ازدحام می‌کنند.
    «قمر وزیر» و «شمس وزیر» هم می‌آیند و متوجه می‌شوند که او الیاس نیست؛ بلکه امیرارسلان است؛ ولی ارسلان از معرفی خودش طفره می‌رود....
    * چگونگی پیدایش داستان «امیر ارسلان نامدار» بسیار جالب و شنیدنی است: «ناصرالدین شاه قاجار» عادت داشته که قبل از خواب قصه بشنود. در کنار اتاق خواب شاه اتاقی مخصوص نوازندگان و نقالان وجود داشت. وقتی شاه به بستر می‌رفت، اول نوازنده آهنگ‌هایی می‌نواخت؛ سپس نقال مخصوص ناصرالدین شاه، «نقیب‌الممالک»، شروع به نقل داستانی می‌کرد. ناصرالدین شاه به قصه‌ی امیرارسلان علاقه‌ی خاصی داشت، چنان‌که سالی یک‌بار این قصه را برایش نقل می‌کردند.
    یکی از دختران ناصرالدین شاه، «توران آغا» ملقب به «فخرالدوله»، از بیرون اتاق قصه را می‌شنود و به آن علاقه‌مند می‌شود. این دختر که از ذوق ادبی هم بی‌بهره نبود، قلم و دفتری می‌آورد و روایت نقیب را تحریر و با نقاشی تصویرسازی می‌کند. ناصرالدین شاه وقتی از کار دخترش آگاه می‌شود سر ذوق می‌آید و از نقیب‌الممالک می‌خواهد این بار داستان را با آب و رنگ بیشتری تعریف کند تا فخرالدوله آن را بنویسد.
    * از این متن داستانی تاکنون دو نسخه‌ی سینمایی اقتباس شده است؛ یکی در سال ۱۳۳۴ به کارگردانی «شاپور یاسمی» و دیگری در سال ۱۳۴۵ به کارگردانی «دکتر اسماعیل کوشان» و با بازی محمدعلی فردین در نقش امیرارسلان نامدار.
    همچنین در سال ۱۹۸۶ «یوشیکی تاناکا، داستان‌نویس مشهور ژاپنی، امیرارسلان نامدار را به ژاپنی بازنویسی کرد. این کتاب «Arslan Senki» به‌معنی «افسانه‌ی قهرمانی ارسلان» یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های داستانی ژاپن شد و بعدها سریال انیمه «arsalan senki» را از روی آن ساختند.

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.


    408🎭امیر ارسلان نامدار جلد اول Jul 01, 2021
    Show notes

    «امیرارسلان نامدار» یکی از مشهورترین داستان‌های عامیانه به زبان فارسی است. این قصه را «نقیب‌‌الممالک»، قصه‌گو و نقال شخصی «ناصرالدین ‌شاه قاجار» برای وی نقل می‌کرد.
    «خواجه نعمان» در جزیره‌ای با «ماهرخ»، بیو‌ه‌ی «ملک‌شاه رومی» آشنا می‌شود و او را به مصر می‌آورد. ماهرخ پسری به دنیا می‌آورد و خواجه نعمان نامش را «ارسلان» می‌گذارد. وقتی ارسلان بزرگ شد، «پطروس شاه» به خدمت امیر مصر سفیری فرستاد و ارسلان ماجرای خودش و ملک شاه را فهمید و او را کشت و به روم لشکر کشید و «سام خان» را هم از پای درآورد و خودش بر تخت نشست و در قتل و غارتی که میان فرنگیان به راه انداخته بود، چشمش به تصویر «فرخ لقا» افتاد و عاشق او شد و درپیِ عشقش راهی «پطروسیه» شد.
    از آن‌سو هم «فرخ لقا» تصویر امیرارسلان را دید و عاشقش شد. ولی «پطروس شاه» دشمن ارسلان بود.
    «طاووس»، برادر کاووس که دروازه‌بان بود، به برادرش دستور داد ارسلان را بی‌هوش کند و به انبار قهوه‌خانه ببرد. ارسلان برای حافظت از خود، خودش را «الیاس» می‌نامد و شاگرد قهوه‌چی می‌شود و مردم برای دیدنش ازدحام می‌کنند.
    «قمر وزیر» و «شمس وزیر» هم می‌آیند و متوجه می‌شوند که او الیاس نیست؛ بلکه امیرارسلان است؛ ولی ارسلان از معرفی خودش طفره می‌رود....
    * چگونگی پیدایش داستان «امیر ارسلان نامدار» بسیار جالب و شنیدنی است: «ناصرالدین شاه قاجار» عادت داشته که قبل از خواب قصه بشنود. در کنار اتاق خواب شاه اتاقی مخصوص نوازندگان و نقالان وجود داشت. وقتی شاه به بستر می‌رفت، اول نوازنده آهنگ‌هایی می‌نواخت؛ سپس نقال مخصوص ناصرالدین شاه، «نقیب‌الممالک»، شروع به نقل داستانی می‌کرد. ناصرالدین شاه به قصه‌ی امیرارسلان علاقه‌ی خاصی داشت، چنان‌که سالی یک‌بار این قصه را برایش نقل می‌کردند.
    یکی از دختران ناصرالدین شاه، «توران آغا» ملقب به «فخرالدوله»، از بیرون اتاق قصه را می‌شنود و به آن علاقه‌مند می‌شود. این دختر که از ذوق ادبی هم بی‌بهره نبود، قلم و دفتری می‌آورد و روایت نقیب را تحریر و با نقاشی تصویرسازی می‌کند. ناصرالدین شاه وقتی از کار دخترش آگاه می‌شود سر ذوق می‌آید و از نقیب‌الممالک می‌خواهد این بار داستان را با آب و رنگ بیشتری تعریف کند تا فخرالدوله آن را بنویسد.
    * از این متن داستانی تاکنون دو نسخه‌ی سینمایی اقتباس شده است؛ یکی در سال ۱۳۳۴ به کارگردانی «شاپور یاسمی» و دیگری در سال ۱۳۴۵ به کارگردانی «دکتر اسماعیل کوشان» و با بازی محمدعلی فردین در نقش امیرارسلان نامدار.
    همچنین در سال ۱۹۸۶ «یوشیکی تاناکا، داستان‌نویس مشهور ژاپنی، امیرارسلان نامدار را به ژاپنی بازنویسی کرد. این کتاب «Arslan Senki» به‌معنی «افسانه‌ی قهرمانی ارسلان» یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های داستانی ژاپن شد و بعدها سریال انیمه «arsalan senki» را از روی آن ساختند.

    بازیگران

    محمد آقامحمدی , كامیار محبی , رامین پورایمان , شمسی صادقی , علی میلانی , رضا عمرانی , سید مجتبی طباطبایی , حمید منوچهری , شهریار حمزیان , كرامت رودساز , سعید سلطانی , سلمان خطی , عباس شادروان , قربان نجفی , مجید همزه , مهرداد عشقیان , محمد پورحسن , نازنین مهیمنی , امین بختیاری , امیرعباس توفیقی , امیر فرحان نیا , حمید یزدانی , احمد لشینی , فریبا طاهری , شهین نجف زاده , راضیه مومیوند , شیرین سپه راد

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.


    407 تنهایی پرهیاهو✍🏼بوهمیل هرابال Jul 01, 2021
    Show notes

    تنهایی پر هیاهو نویسنده بوهمیل هرابال ترجمه پرویز دوایی خوانش: پدرام شکری میلان کوندرا، هرابال را به یقین بهترین نویسنده امروز چک میخواند، و یوزف اشکوورتسکی نویسنده دیگر معاصر چک وجود و حضور هرابال را در ادبیات معصر چک، انقلاب وصف میکند. هرابال در ۱۹۱۴ در شهرک ژیدنتسه از نواحی برنو در قسمت موراویای سرزمین چک امروز بدنیا آمد. در سالهای ۱۹۳۵ تا ۱۹۳۹ دانشکده حقوق را گذراند و در ۱۹۴۸ دکترای حقوق گرفت ضمن آنکه ددرههای در سطح دانشگاهی در فلسفه، ادبیات و تاریخ هنر نیز گذراند. با وجود این هرابال با این سطح سواد غنی در شروع جستجوی شغل از مدرک و سابقه تحصیلی اش استفاده نکرد و به یک سلسله مشاغل به گفته خودش جنون آمیز رو آورد: کارگر راه آهنن، مسئول خط و راهنمای قطارها، نماینده بیمه، دستفروش دوره گرد اسباب بازیو کارگر ذوب آهن که بعد از تصادف و تحمل جراحتی شدید در این شغل، به کار در کارگاه جمع آوری و بسته بندی کاغذ باطله پرداخت که موضوع کتاب حاضر است. هرابال به این ترتیب ترکیبی غریب از کارگر- روشنفکر بود . هرابال از معدود نویسندگانی است که در زمان حیاتش به یک بناد، یک افسانه و بت بدل شد، از سرزمین چک نویسندگان دیگری نیز در سطح جهانی برخاسته اند اما در خود چک هیچ نویسنده و شاعری اینجور با زندگی، حرفها و و عشق مردم این مملکت در سطوح مختلف عجین نیستو دست بر هستی مردمش ندارد که هرابال عنوان "چک ترین نویسنده چک" خلاصه کننده این خاصیت است. تنهایی پرهیاهو در نظرخواهی از ناقدان ادبی و استادهای دانشگاه و نویسندگان، در شروع قرن بیستم، بعنوان دومین اثر متمایز ادبیات نیمه دوم قرن بیستم چک، بعد از شوویک سرباز خوباز یاروسلاو هاشک برگزیده شد.

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.


    Previous 1 155 156 157 158 159 198 Next

    Related Podcasts

    Fresh Air

    1

    Fresh Air Arts
    Twenty Thousand Hertz

    2

    Twenty Thousand Hertz Arts
    The Black Tapes

    3

    The Black Tapes Arts
    Snap Judgment

    4

    Snap Judgment Arts
    Here’s The Thing with Alec Baldwin

    5

    Here’s The Thing with Alec Baldwin Arts
    The NoSleep Podcast – Creative Reason Media Inc.

    6

    The NoSleep Podcast – Creative Reason Media Inc. Arts
    footer-logo

    Contact Us

    Toll Free: 844-670-7747

    Links

    • Home
    • Top Charts
    • Networks
    • Apps
    • Independents Podcasts
    • Podcast Advertising
    • Podcast News
    • Contact Us
    • About Us
    • Analytics & Insights

    Stay Connected

      Privacy, Terms of Use & Our Code of Ethics Protecting Content Creators Copyrights