TopPodcast.com
Menu
  • Home
  • Top Charts
  • Top Networks
  • Top Apps
  • Top Independents
  • Top Podfluencers
  • Top Picks
    • Top Business Podcasts
    • Top True Crime Podcasts
    • Top Finance Podcasts
    • Top Comedy Podcasts
    • Top Music Podcasts
    • Top Womens Podcasts
    • Top Kids Podcasts
    • Top Sports Podcasts
    • Top News Podcasts
    • Top Tech Podcasts
    • Top Crypto Podcasts
    • Top Entrepreneurial Podcasts
    • Top Fantasy Sports Podcasts
    • Top Political Podcasts
    • Top Science Podcasts
    • Top Self Help Podcasts
    • Top Sports Betting Podcasts
    • Top Stocks Podcasts
  • Podcast News
  • About Us
  • Podcast Advertising
  • Contact
Not in our directory?
Add Show Here
Podcast Equipment
Center

toppodcastlogoOur TOPPODCAST Picks

  • Comedy
  • Crypto
  • Sports
  • News
  • Politics
  • True Crime
  • Business
  • Finance

Follow Us

toppodcastlogoStay Connected

    View Top 200 Chart
    Back to Rankings Page
    Arts

    هزارداستانHazardastan

    https://castbox.fm/va/6282778

    https://shenoto.com/channel/podcast/hazardastan

    https://feeds.acast.com/public/shows/665175a7493aef0012321fb6

    معرفی پادکست #هزارداستان این پادکست حاوی کتابهای صوتی،نمایشنامه های رادیویی،نمایش تک نفره،تله تاتر،داستان های کوتاه وبلند در ژانرهای متفاوت از بزرگان عرصه نویسندگی می باشد .محتوای موجود در این پادکست، صرفنظر از مواضع سیاسی و ایدئولوژیک آنها جمع‌آوری وانتشار داده میشود.این پادکست صرفا جهت دسترسی رایگان فارسی زبانان به منابع مطالعاتی در سرار دنیا شکل گرفته است .اگر مورد علاقتان بود لطفاً به دیگران هم معرفی کنید با تشکر فراوان مهران منتشی پادکست شما، پادکست #هزارداستان « تبلیغات پذیرفته نمیشود»


    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    Advertise

    Copyright: © Mehran mantashi

    • Apple Podcasts
    • Google Play
    • Spotify

    Latest Episodes:
    446 مرد هزار ساله ابوعلی سینا✍🏼رضا حجت Jul 07, 2021
    Show notes

    مرد هزار ساله ابوعلی سینا--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.


    445 راز مادرم✍️جی. ال. ویتریک Jul 07, 2021
    Show notes

    راز مادرم اثر جی. ال. ویتریک

    کتاب صوتی راز مادرم اثر جی. ال. ویتریک این کتاب با الهام از داستان واقعی فرانسیسکا هالماجووا است که به همراه دخترش، جان ۱۵ یهودی را در لهستان، در زمان جنگ جهانی دوم، نجات داد. با حمله‌ی آلمان به لهستان، در اول سپتامبر ۱۹۳۹، نام هیتلر در میان یهودی‌ها زمزمه می‌شود. ارتش لهستان با وجود مجهز بودن به سلاح، هیچ توانی درمقابل آلمان‌ها که با تانک آمده‌اند، ندارد. این است که لهستان به‌ راحتی، پس از یک ماه جنگ، مقابل آلمان شکست می‌خورد. هیتلر و استالین برای حمایت از هم، ‌پیمانی می‌بندند و لهستان را بین خود تقسیم می‌کنند. این وضعیت، برای همه پرتنش است. در میانه‌ی این کارزار، زنی به نام «فرانچسکا» برای نجات برخی از افراد تلاش می‌کند.... این کتاب پنج بخش دارد که چهار نفر آن را روایت می کنند؛ بخش اول از زبان هلنا، دختر فرانچسکاست. بخش‌های دوم، سوم و چهارم را به ترتیب این افراد روایت می‌کنند: برونک، مردی که به همراه پسر، همسر و خواهر همسرش در انباری خانه فرانچسکا پناه گرفته‌اند. میکولاژ، پسر هشت ساله‌ای که همراه با پدر پزشک و مادرش در زیرزمین خانه پنهان شده‌اند. ویلهلم، سرباز آلمانی که در اتاق زیر شیروانی مخفی شده است. کتاب مرجع: My mother’s secret راویان: فرشته آلوسی، محمودرضا قدیریان

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.


    444 جوانی✍🏼جوزف کُنراد Jul 07, 2021
    Show notes

    جوزف کُنراد با زادنام تئودور یُزِف کنراد نالچ کوژِینوسکی (به لهستانی: (زاده ۳ دسامبر ۱۸۵۷ – درگذشته ۳ اوت ۱۹۲۴) نویسندهٔ بریتانیایی-لهستانی بود تئودور کنراد نالچ کورزینوسکی در سال ۱۸۵۷ در بردیچیف، امپراتوری روسیه (پادولیای، اوکراین کنونی) متولد شد، دشتی حاصلخیز بین لهستان و روسیه که زمانی بخشی از خاک لهستان بود و پسانتر جزو روسیه شد. این منطقه از ملیت‌های مختلفی تشکیل شده بود که چهار مذهب و چهار زبان و چندین طبقهٔ اجتماعی داشتند. آن بخشی که ساکنینش به زبان لهستانی حرف می‌زدند، و خانوادهٔ کنراد هم از آن‌ها بود، آبا و اجدادی از طبقهٔ سلاچتا بودند که طبقه‌ای پایین‌تر از آریستوکرات‌ها بود، ثروتمند و اصیل و دارای قدرت سیاسی بودند. آپولو کورزینوسکی، پدر کنراد، شاعر و مترجم ادبی از زبان‌های انگلیسی و فرانسه بود و جوزف در بچگی رمان‌های انگلیسی را به زبان‌های فرانسه و لهستانی پیش پدرش می‌خواند. آپولو کورزینوسکی که در گیر فعالیت‌های ضد تزاریست‌ها شده بود، در سال ۱۸۶۱ با خانواده‌اش به ولگودا در شمال روسیه تبعید شد. در این سفر جوزف مبتلا به سینه‌پهلو شد و در سال ۱۸۶۵ مادرش به همین مرض فوت کرد. پدر کنراد که تعلیم او را به عهده گرفته بود در سال ۱۸۶۹ به مرض سل درگذشت. جوزف را به سوئیس، پیش دایی‌اش «تادئوس بابروسکی» که تأثیر زیادی در زندگی کنراد داشت، فرستادند. جوزف که اصرار داشت دایی‌اش اجازه دهد دریانورد شود، در سال ۱۸۷۴ به فرانسه رفت و چند سالی در آن‌جا زبان فرانسه‌اش را بهتر کرد و دریانوردی آموخت. در فرانسه با محافل زیادی آشنا شد ولی به قول خودش دوستان بوهمیایی‌اش بودند که او را با نمایش‌نامه و اوپرا و تأتر آشنا کردند. در همین مدت ارتباط خوبی هم با دریانوردان داشت و چیزی نگذشت که دیده‌بان قایق‌های راهنما شد. کارگرانی که در کشتی دید و کارهایی که به او تحمیل کردند، همه زمینه‌ای برای جزئیات درخشان رمان‌هایش شد. دریانوردی در اواسط دههٔ ۱۸۷۰، شاید برای فرار از خدمت سربازی روسیه، به کشتیرانی تجاری فرانسه پیوست و در سال‌های ۱۸۷۵ و ۱۸۷۶ سه بار به جزایر هند غربی سفر کرد. کنراد همچنین درگیر قاچاق اسلحه برای «کارلیست» (جنگ داخلی اسپانیا) شد و تمام سرمایه‌اش را در این راه از دست داد. به قصد خودکشی به سینه‌اش شلیک کرد، هرچند صدمه‌ای ندید، اثر آن تا آخر عمر در او به جای ماند. دایی‌اش با ضمانت او را آزاد کرد و توصیه کرد به کشتیرانی تجاری بریتانیا بپیوندد تا بدین‌وسیله شهروندی بریتانیا را به دست آورد. کنراد ۱۶ سال در کشتیرانی تجاری بریتانیا کار کرد و به مشاغلی از ملوانی گرفته تا دستیار ناخدا مشغول بود. در سال ۱۸۸۶ مدرک ناخدایی گرفت و کاپیتان کشتی خودش «اوتاگو» شد. در همین سال شهروند بریتانیا شد و در سال ۱۸۹۶ ترک تابعیت روسیه کرد و توانست از لهستان دیدن کند. در همین سال نام خود را رسماً به جوزف کنراد تغییر داد. سفرش به کنگو در سال ۱۸۹۰ و تجربیاتش در آن‌جا، و انزجار و سرزنش استعمار، که در آثارش دیده می‌شود، حاصل این سفر بود که به مالاریا و اسهال خونی هم مبتلایش کرد. این تجربه تلخ آنچنان تأثیری بر او گذاشت که در حدود ۱۸۹۰م در نامه‌ای از کینشاسا به محرم اسرار خود، یعنی خاله‌اش، نوشت: «واقعاً از آمدنم به اینجا متأسفم. به شدت از این کارم افسوس می‌خورم… همه‌چیز در اینجا باعث بیزاریم است: آدم‌ها و چیزها، و بویژه آدم‌ها.» نویسندگی کنراد تا سال ۱۸۹۴ که در انگلستان مستقر شد و وقت خود را به ادبیات اختصاص داد، به استرالیا، نقاط مختلف اقیانوس هند، برونئی، آمریکای جنوبی و جزایر اقیانوس آرام سفر کرد. اولین رمانش، حماقت آلمایر، داستان مردی هلندی که در برونئی خانه به دوش است، در سال ۱۸۹۵ بعد از پنج سال حک و اصلاح چاپ شد، با استقبال منتقدین روبرو شد ولی فروش نداشت. بعد از آن، کتاب‌های رانده شده از جزایر[۲] و کاکاسیاه کشتی نارسیسوس[۳] که داستانی پیچیده از طوفانی در دماغهٔ امید نیک و ملوانی سیاه‌پوست و اسرارآمیز است و لرد جیم را که ملوان داستان نمونهٔ ملوانی است که کنراد آرزو داشت مثل او باشد، چاپ کرد. در سال ۱۸۹۶ با جسی جورج ماشین‌نویس ازدواج کرد و به کنت نقل مکان کردند.

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.


    443 ماتیلدا✍️رولد دال Jul 07, 2021
    Show notes

    رولد دال (به انگلیسی: Roald Dahl)، (۱۳ سپتامبر ۱۹۱۶ - ۲۳ نوامبر ۱۹۹۰)، داستان‌نویس و فیلم‌نامه‌نویس اهل ویلز بریتانیا و از مشهورترین نویسنده‌های انگلیسی، که والدینش نروژی‌الاصل بودند و اوج شکوفایی او به عنوان نویسنده برای کودکان و بزرگسالان در دهه ۱۹۴۰ بود. مهم‌ترین آثار او چارلی و کارخانه شکلات سازی، جیمز و هلوی غول پیکر، ماتیلدا و داستان‌های چشم‌نداشتنی و جادوگر ها است. بیشتر آثار او به فیلم درآمده‌است. او در ۱۹۱۶ در لانداف گلامورگان به دنیا آمد. در جنگ جهانی دوم به نیروی هوایی انگلستان در نایروبی پیوست. مدتی در یونان و سوریه خلبان جنگی بود. در ۱۹۴۲ به واشینگتن رفت و نویسندگی را شروع کرد. اولین داستان‌هایش را بر اساس تجربه‌هایش در جنگ در نشریان آمریکایی به چاپ رساند. اما خیلی زود به نوشتن برای کودکان گرایش یافت. آثار او اثر زیادی بر نویسندگان انگلیسی زبان پس از او گذاشت. او در سال ۱۹۸۳ برندهٔ جایزهٔ ویت برد شد و در نوامبر ۱۹۹۰ درگذشت. مجلهٔ تایم او را «یکی از پرخواننده‌ترین و تأثیرگذارترین نویسندگان نسل ما» نامید و نوشت: «کودکان عاشق داستان‌های رولد دال هستند و او را نویسندهٔ محبوب خود می‌دانند… داستان‌های او آثار کلاسیک آینده خواهند بود.» رولد بارها مرگ را به چشمان خود دید. وی در جنگ جهانی دوم شرکت کرد و در طی حادثه‌ای با هواپیما سقوط کرد اما در کمال ناباوری جان سالم به در برد. در کودکی هم نیز در تصادفی که با ماشین خواهرش داشت بینی او به کلی از بین رفت اما طی جراحی وی به حال و روز خود برگشت. سرانجام در سال ۱۹۹۰ میلادی و در حالی که ۷۴ سال سن داشت به دلیل بیماری نادری به نام سندروم میلودیسپلاستیک در گذشت

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.


    442 بروکلینی دیگر✍🏼ژاکلین وودسن Jul 07, 2021
    Show notes

    معرفی کتاب بروکلینی دیگر اثر ژاکلین وودسن

    کتاب بروکلینی دیگر، رمانی نوشته ی ژاکلین وودسن است که اولین بار در سال 2016 به چاپ رسید. دیدن دوستی قدیمی، خاطراتی از دهه ی 1970 را در ذهن آگوست زنده می کند و او را به زمانی می برد که دوستان، همه چیز یکدیگر بودند. تا این که اتفاقات، شکل دیگری به زندگی داد. بروکلین برای آگوست و دوستانش، جایی بود که آن ها زیبایی های زندگی را درک می کردند؛ بخشی از آینده ای بود که به آن ها تعلق داشت. اما در زیر این ظاهر زیبا و امیدبخش، بروکلینِ دیگری وجود داشت؛ جایی خطرناک که در آن، افرادی در راهروهای تاریک به کمین دختران معصوم می نشستند، ارواح بر شب ها حکومت می کردند و مادرها ناپدید می شدند. جهانی که در آن، دیوانگی و جنون در چندقدمی بود و هرکسی تلاش می کرد به طریقی، امیدی برای ادامه ی زندگی خود به دست آورد.

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.


    441 پری دريايی می سی سی پی✍️ویلیام آیریش Jul 07, 2021
    Show notes

    داستان درباره مردی ۳۷ است که از طریق نامه نگاری با زنی تقریبا هم سن خود از شهری دیگر آشنا می شود و قرار است این زن که ژولیا روسل نام دارد با کشتی بیاید تا با هم ازدواج کنند.ولی وقتی کشتی از راه می رسد... «لویی دوران»، صاحب کارخانة قهوه‌سازی، مرد ثروتمندی است که از طریق ستون همسریابی روزنامه با دختری با نام مستعار «ژولیا» آشنا شده و با او ازدواج می‌کند. او که دیوانه‌وار ژولیا را دوست دارد به پیشنهاد وی یک حساب مشترک افتتاح می‌کند. اما همه چیز به آن خوبی که فکر می کنید پیش نمی رود و اتفاقاتی می افتد که این دو از هم دور می افتند. درباره نویسنده: آیریش داستان نویس امریکایی در سال ۱۹۰۳ بدنیا آمد. وی دارای داستانهایی چون کابوس،پسرکی در تعقیب طبهکار،عروس سیاهپوش،پنجره رو به حیاط ،پری دریائی میسی‌سی‌پی و نردبان خطر می‌باشد. این نویسنده در سال ۱۹۶۸ درگذشت. برخی از آثار آیریش توسط فیلم سازان بزرگ دنیا به روی صحنه رفته اند. تروفودر ۱۹۶۷ مصاحبه‌ای با آلفرد هیچکاک انجام داد و آن را به ‌صورت کتاب منتشر کرد و در آن احترام عمیقش را به هیچکاک نشان داد. در ادامه همین دلبستگی بود که تروفو دو فیلم بعدی خود را مستقیماً با الهام از هیچکاک ساخت: “عروس سیاه ‌پوش” به سال ۱۹۶۷، که افسانه‌ای تعلیق‌دار از انتقام است که در آن ژان مورو پنج مرد را، که در قتل تصادفی شوهرش در شب عروسی دست داشتند، تعقیب می‌کند و با بی‌رحمی آنها را می‌کشد. این فیلم اقتباسی از رمان ویلیام آیریش است. هیچکاک “پنجره رو به حیاط ” آیریش را به سال ۱۹۵۴ به فیلم تبدیل کرد. “عروس سیاه‌پوش” یک الگوبرداری دقیق و کتابی است از آثار هیچکاک و فیلم دوم، “پری دریائی میسی‌سی‌پی” به سال ۱۹۶۹، نیز از رمان ویلیام آیریش اقتباس شده است. تروفو این فیلم را به ژان رنوار تقدیم کرده و در آن اشاره‌هایی به فیلم‌های رنوار دارد." (پری دریای می سی سی پی) عنوان فیلمی است به کارگردانی فرانچوئیس تروفو که از رمانی به نام (والترز در تاریکی) نوشته ی کورنل ولریش با نام مستعار (ویلیام آیریش) اقتباس شده است ------------------------------------------------------------------------- .کورنل ولریش با نام مستعار ویلیام آیریش (زاده ۱۹۰۳ - درگذشته ۱۹۶۸) رمان‌نویس جنایی اهل ایالات متحده آمریکا بود .آیریش داستان‌نویس آمریکایی در سال ۱۹۰۳ بدنیا آمد. وی دارای داستان‌هایی چون "کابوس"،"پسرکی در تعقیب تبهکار"،"عروس سیاهپوش"،"پنجره رو به حیاط "،"پری دریائی میسی‌سی‌پی" و "نردبان خطر" می‌باشد. این نویسنده در سال ۱۹۶۸ درگذشت. «پری دریایی می‌سی‌سی‌پی» در اصل رمانی آمریکایی است که آیریش آن را به انگلیسی نوشته و ژرژ بلمن آن را به فرانسه به نام برگردانده و مهراوه فیروز آن را از روی نسخه فرانسه کتاب به فارسی ترجمه کرده‌است. برخی از آثار آیریش توسط فیلم سازان بزرگ دنیا به روی صحنه رفته‌اند. «عروس سیاه پوش» به سال ۱۹۶۷، که افسانه‌ای تعلیق‌دار از انتقام است که در آن ژن مورو پنج مرد را، که در قتل تصادفی شوهرش در شب عروسی دست داشتند، تعقیب می‌کند و با بی‌رحمی آنها را می‌کشد. این فیلم اقتباسی از رمان ویلیام آیریش است. هیچکاک «پنجره رو به حیاط» آیریش را به سال ۱۹۵۴ به فیلم تبدیل کرد. «عروس سیاه‌پوش» یک الگوبرداری دقیق و کتابی است از آثار هیچکاک و فیلم دوم، «پری دریائی میسی‌سی‌پی» به سال ۱۹۶۹، نیز از رمان ویلیام آیریش اقتباس شده‌است.

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.


    440 فرار✍🏼الیس مونرو Jul 06, 2021
    Show notes

    زن جوانی به نام «کارلا» که ظاهراً مشکل خاصی در زندگی‌ با همسرش «کلارک» ندارد، اما در جایی از داستان احساس می‌کند کلارک او را درک نمی‌کند... آن ها به آموزش سوارکاری مشغولند و اما حالا شاگرد زیادی ندارند و بیشتر درآمدشان از تیمارداری اسب ها می گذرد، از این رو اوضاع مالی آن ها بهم ریخته است. کلارک آدم خوش برخوردی نیست و خیلی زود از کوره در می رود و سر چیزهای کوچک با مردم دعوا می کند و بیشتر امور مرتبط به اسب ها را کارلا انجام می دهد. آن ها همسایه ای به نام سیلویا جیمیسون دارند که برای تعطیلات به یونان رفته بود و به تازگی برگشته است. کلارک که همیشه فکرهای عجیب و غریب در سردارد از کارلا می خواهد که سراغ سیلویا برود و با تهمت زدن به شوهر مرحومش و تهدیدی به بدنام کردن او از وی اخاذی کند. اما کارلا در مواجه با سوغاتی که سیلویا برای او آورده چه عکس العملی نشان می دهد؟ «گریزپا» مجموعه‌داستانی است از «آلیس مونرو»،نویسنده شهیر و معاصر زن کانادایی که در جهان به قدر کفایت شناخته شده و اغلب نوشته‌هایش برنده یا دست‌کم نامزد جوایز معتبر و باارزشی بوده‌اند مجموعه داستان فرار یا گریزپا (به انگلیسی: Runaway) سال ۲۰۰۴ منتشر شد و در همان سال برنده جایزه گیلر شد. کتاب مشتمل بر ۸ داستان کوتاه است که ۳ داستان آن دارای شخصیت واحدی به نام جولیت هندرسون است. این کتاب را مژده دقیقی و شقایق قندهاری مستقلاً به فارسی ترجمه کرده‌اند. مونرو در داستان‌هایش معمولاً به مسائل زنان و دغدغه‌هایشان می‌پردازد.گرچه در داستان‌های او،مردان نیز دارای ارزش و احترام ویژه‌ای هستند ولی اغلب قهرمانان یا شخصیت‌های اصلی آثارش را زنان تشکیل می‌دهند.این نویسندة هشتاد سالة کانادایی علاقة وافری به بررسی و طرح مسائل روانشناختی زنان در قصه‌های خود دارد.در آثار او زنان یا انسان‌هایی فریب‌خورده و ناکامند،یا افرادی نگران و در جست‌وجوی آرامش برای خود و دیگران یا اشخاصی که به کشف و مکاشفه و مشاهده در جامعه می‌پردازند تا هرچه بیشتر از همنوعان خود بیاموزند و با گونه‌های دیگر زندگی و افکار انسانی آشنا شوند. از سوی دیگر داستان‌های او بُرش یا بازتابی از زندگی حقیقی است و به شدت از فضاهای رئالیستی برخوردار است.طوری که وقتی داستانی از او را می‌خوانید،احساس می‌کنید هر چیز درست عین خودش است،همان‌گونه که هست. در دهم اکتبر ۲۰۱۳ آکادمی سوئد اعلام کرد که جایزه نوبل ادبیات به این نویسنده نام‌آور کانادایی تعلق می‌گیرد. او که در زمان اعلام این خبر ۸۲ ساله بود یکصد و دهمین برنده جایزه ادبی نوبل، اولین کانادایی برنده این جایزه و سیزدهمین زنی بود که از ۱۹۰۱ تا کنون موفق به گرفتن این جایزه معتبر ادبی شد. پیش تر از این در یک دهه اخیر زنانی چون هرتا مولر و دوریس لسینگ این عنوان را از آن خود کرده بودند. زندگی زنان در روستاها و شهرهای کانادا از درون مایه‌های آثار اوست. بسیاری از منتقدان ادبی آثار مونرو را با آنتوان چخوف مقایسه می‌کنند.

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.


    439 پارک ژوراسیک✍️مایکل کرایتون Jul 06, 2021
    Show notes

    جان مایکل کرایتون (به انگلیسی: Michael Crichton) (زاده ۲۳ اکتبر ۱۹۴۲ - درگذشته ۴ نوامبر ۲۰۰۸) نویسنده، تهیه‌کننده، کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس، پزشک و تهیه‌کننده تلویزیونی بود که بیشتر به دلیل داستان‌های علمی تخیلی و تکنو تریلرش شناخته می‌شود. کتاب‌هایش تا به حال در حدود ۱۵۰ میلیون نسخه در سر تاسر جهان فروخته شده‌اند. کتاب‌های او دارای درون مایههای اکشن هستند و اکثراً نشان‌دهنده آیندهٔ تیره و تار یکی از فناوریهای نوین می‌باشند. تعداد زیادی از رمان‌های او دارای زمینه‌های غنی علمی و تحقیقاتی می‌باشند. کرایتون در شهر شیکاگو واقع در ایالت ایلینوی متولد شد. پدرش جان هندرسون کرایتون و مادرش زولا میلر کرایتون نام داشت. او در روسیلین لانگ آیلند نیویورک بزرگ شد. او دو خواهر به نام‌های کیمبرلی و کاترین و یک برادر کوچکتر به نام داگلاس دارد. او دوره لیسانس خود را در کالج هاروارد واقع در کمبریج ماساچوست گذراند و در سال ۱۹۶۴ فارغ‌التحصیل شد. کرایتون هم چنین انجمن Phi Beta Kappa Society را براه انداخت. او برای شرکت در سخنرانی هنری راسل شاو مدرس برجستهٔ انسان‌شناسی به دانشگاه کمبریج لندن رفت (۱۹۶۵-۱۹۶۴). در سال ۱۹۶۹ از دانشکدهٔ پزشکی هاروارد مدرک MD دریافت کرد. در سال ۱۹۶۹ بورسیه انیستیتو جوناس سالک واقع در لاهویا، کالیفرنیا را برای مطالعات پزشکی دریافت کرد در دانشکده پزشکی او با نام‌های مستعار جان لانگ و جفری هادسون رمان می‌نوشت. رمان یک مورد احتیاج که تحت نام مستعار جفری هادسون نوشته شده بود توانست در آن سال ۱۹۶۹ برندهٔ جایزه ادگار شود. او همچنین رمان معامله را با همکاری برادر کوچکترش تحت نام مستعار مایکل داگلاس نوشت. پشت جلد این کتاب یک عکس از مایکل و برادرش در سال‌های کودکی که توسط مادرشان گرفته شده بود چاپ شد. هر دو نام مستعارش اشاره به قدش دارند. بر طبق گفته‌های خودش او در حدود ۲ متر و ۶ سانتی‌متر قد دارد. لانگ یک نام خانوادگی در آلمان است که معنیش «بلند قد» است و سر جفری هادسون یک انسان کوتوله در دادگاه Queen Consort Henrietta Maria انگلستان در قرن هفدهم بود. اساتید او در دانشکدهٔ ادبیات هاروارد مقاله‌ها و داستان‌های او را بی‌ارزش خطاب می‌کردند. تا آنجا که کرایتون از این رفتار خسته شد و یک بار یکی از مقاله‌های جرج اورول را به جای مقالهٔ خودش به استادش داد و استاد احمقش به مقالهٔ جرج اورول هم نمرهٔ B- داد. کرایتون بعدها در این باره اذعان داشت: "دانشکدهٔ ادبیات جایی نیست که از آنجا نویسنده بیرون بیاید آنجا کارخانه تولید استاد ادبیات است" کرایتون تاکنون ۵ بار ازدواج کرده و ۴ بار طلاق گرفته‌است. او با سوزانا چیلد و جووان رادام در طی سال‌های ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۰ با کتی جونز طی سال‌های ۱۹۷۸ تا ۱۹۸۰ و آن ماری مارتین (جدا شده در سال ۲۰۰۵) ازدواج کرد. کرایتون با همسر پنجم خود شری الکساندر تا آخر عمر زندگی کرد. وی در روز سه شنبه ۴ نوامبر ۲۰۰۸ بر اثر بیماری سرطان در لوس آنجلس در گذشت.

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.


    438 در رويای بابل✍️ریچارد براتیگان Jul 06, 2021
    Show notes

    در روياي بابل - اثر ریچارد براتیگان - راوي استاد بهروز رضوي

    جوانی ناموفق و جویای کار، خود را کارآگاه خصوصی می نامد؛ و در حالی که مقروض و آواره است به ناگاه از افراد مرموزی پیشنهادی دریافت می کند تا در ازای پول هنگفتی، جنازه ی یک زن را از سردخانه ی شهر بدزدد. او پیشنهاد را می پذیرد و... داستان رویای بابل درباره یک کارآگاه خصوصی فقیر و ناموفق است که پس از مدت‌ها دوباره یک مشتری پیدا کرده است. این کارآگاه، در رویاهای خود، در شهر بابل قدیم به همراه دختری به نام نعنا-دیرت، ماجراهای بسیاری را پشت سر می گذارد و از بخت بد، در تمام نقاط مهم زندگی اش به این رویا فرو رفته و سر رشته ی امور را از دست می دهد. در این کتاب یک روز از زندگی این کارآگاه را دنبال می کنیم؛ کارآگاهی که در حین حل معما یک دفعه به رویاهای خود فرو می رود و داستان سرایی می کند. ---------------------------------------------------- ریچارد گَری براتیگان (به انگلیسی: Richard GaryBrautigan) (زادهٔ۳۰ ژانویه ۱۹۳۵ -درگذشتهٔ ۲۵ اکتبر ۱۹۸۴) نویسنده و شاعر معاصر آمریکایی. از او ۹ رمان، یک مجموعه داستان و چندین دفتر شعر منتشر شده‌است. رمان صید قزل‌آلا در آمریکا اولین و شناخته‌شده‌ترین اثر اوست. او عضو جنبش بیت بود. ریچارد براتیگان در ۴۹ سالگی با تفنگ شکاری کالیبر ۴۴ خودکشی کرد. ریچارد در ۲۹ ژانویه ۱۹۳۵ در تاکوما واشینگتن به دنیا آمد. از دوران کودکی او اطلاعات زیادی در دست‌رس نیست اما ظاهراً دوران کودکی سختی را پشت سر گذشته‌است. پدرش پیش از به دنیا آمدن او، خانواده را ترک کرد و پس از آن که خبر درگذشت او را خواند، تازه متوجه شد پسری به نام ریچارد داشته‌است. خواهرش باربارا در بارهٔ دوران کودکی او می‌گوید: «او شب‌ها را به نوشتن می‌گذراند و تمام روز را می‌خوابید. اطرافیان خیلی اذیتش می‌کردند و سر به سرش می‌گذاشتند. آن‌ها هیچ‌وقت نفهمیدند که نوشته‌های او چه‌قدر برایش مهم هستند.. در ۱۹۵۶ سالی که براتیگان ۲۱ ساله به سانفرانسیسکو رفت دوران اوج جنبش بیت بود و نویسندگان و شاعران سرشناس این جنبش در این شهر فراوان یافت می‌شدند. افرادی مانند: جک کرواک، آلن گینزبرگ، رابرت کریلی، میکل میک‌کلور، فیلیپ والن، گری اشنایدرو.. او تحت تأثیر جنبش بیت قرار گرفت؛ و نخستین مجموعه شعرش را در بیست و یک سالگی منتشر کرد و سال بعد در بیست و دو سالگی با ویرجینیا دیون آدلر ازدواج کرده، سه سال بعد در ۲۵ مارس ۱۹۶۰ دخترش ایانت به دنیا آمد. تابستان سال بعد برای براتیگان نقطهٔ عطف محسوب می‌شود. در تابستان ۱۹۶۱ به هم‌راه همسر و کودک خردسالش به آیداهو رفت و زندگی در چادر کنار رودخانه‌های پر از قزل‌آلای آن‌جا را تجربه کرد و رمان صید قزل‌آلا در آمریکا را نوشت. این رمان شش سال بعد در ۱۹۶۷ منتشر شد و براتیگان را که در فقر مطلق به‌سر می‌برد و حتی در تأمین غذای روزانه دچار مشکل بود از نظر مالی نجات داد. قبل از صید قزل‌آلا در آمریکا براتیگان چند مجموعه شعر منتشر کرد که یا به رایگان توزیع شد یا خود براتیگان در خیابان به فروش نسخه‌های آن‌ها می‌پرداخت. رمان ژنرال متفقین، اهل بیگ‌سور هر چند دومین رمان او محسوب می‌شود اما اولین رمان منتشر شده‌ای اوست. این رمان در سال ۱۹۶۴ منتشر شد و تنها ۷۴۳ نسخه از آن فروش رفت. پس از موفقیت صید قزل‌آلا در آمریکا براتیگان دیگر هر کتابی می‌توانست منتشر کند و چنین هم کرد. او حتی کتابی منتشر کرد با نام لطفاً این کتاب را بکارید که شامل هشت شعر بود و به هم‌راه هر شعر بسته‌ای بذر، بسته‌های باز نشده این مجموعه الان نزد مجموعه‌دارن (کلکسیونرها) چندین هزار دلار خرید و فروش می‌شود.[۲] سه شعر از این اشعار با ترجمهٔ علیرضا بهنام در کتاب کلاه کافکا گزیدهٔ . براتیگان به سفارش جان لنون و پل مک‌کارتنی، دوستان‌اش در گروه بیتلز، چند شعر و بخش‌هایی از رمان‌هایش را در نوار کاستی با عنوان گوش دادن به ریچارد براتیگان خواند و منتشر کرد. این نوار که هم‌زمان با مجموعهٔ شعر کاشتنی براتیگان منتشر شده بود نیز حاوی ابتکارهای جالبی بود. مثلاً شعری به نام عاشقانه با هجده لحن مختلف توسط افراد مختلف از جمله خود براتیگان و دخترش لانته خوانده شد.

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.


    437 هفت داستان کوتاه✍️توبیاس ولف Jul 06, 2021
    Show notes

    ایجاد موقعیت های چالش برانگیز، از ویژگی های آثار ولف است.او عاشق خلق موقعیت های انسانی است بی آنکه در مقام قضاوت قرار بگیرد...فقط موقعیت ها را خلق می کند...ولف امروز از معتبرترین نویسندگان معاصر آمریکاست. -------------------------------------------- توبیاس وولف سال ۱۹۴۵ در آلاباما به دنیا آمد. اما در واشینگتن بزرگ شد. او مدتی در پالو آلتو، کالیفرنیا در کالیفرنیا به تدریس برنامه‌های داستان‌نویسی و ادبیات پرداخت. وولف به خاطر مجموعه‌های داستان کوتاه شهرت زیادی دارد. او در کنار ریموند کارور، ریچارد فورد، آن بیتی و دیگر نویسندگان مینی‌مالیست از پیشتازان داستان کوتاه امروز آمریکاست. او سه بار برنده جایزه اُ- هنری شده و به خاطر مجموعه داستان‌های کوتاه، رمان‌ها و خاطراتش مورد تقدیر قرار گرفته‌است. وولف در مجامع ادبی، همان‌قدر که به عنوان یک نویسنده مورد احترام است، به عنوان یک استاد ادبیات هم مورد تقدیر و تکریم است. او پس از بنا نهادن انجمن ادبی در دانشگاه استانفورد در خلق آثار ادبی در آن انجمن همت گمارد. او به مدت هفده سال سرپرستی خلق آثار ادبی در دانشگاه سیراکوز را به عهده گرفت. سال ۱۹۹۷ وولف باز به استانفورد بازگشت. وولف چند سال از دوره جوانی خود را به عنوان سرباز در جنگ ویتنام گذارند. گفتگو با وولف در ایران مجله ادبی هنری نافه در ویژه‌نامه نوروزی سال ۱۳۹۰ خود گفتگویی با توبیاس وولف منتشر کرد که نویسنده آمریکایی در آن از شرکتش در جنگ ویتنام ابراز پشیمانی کرده بود. او گفته بود «انتقادهای زیادی علیه تصمیم کشور من برای جنگ در ویتنام بود. اما کشور من واقعاً بی‌شعور بود. کشورم ادعا می‌کرد برای مردم دارد می‌جنگد ولی چه بدبختی‌هایی که ما برای آن مردم نبردیم. حتی ما می‌گفتیم برای خود ویتنامی‌ها این کار را می‌کنیم.» وولف همچنین گفته بود «من فکر می‌کنم ما خیلی اشتباه کردیم که به ویتنام رفتیم. فکر می‌کنم روشی که ما جنگیدیم اشتباه بود. بدبختی‌های زیادی به بار آورد. شما می‌دانید که بیش از یک میلیون نفر در یک کشور کوچک کشته شد و مایه آبروریزی بود.» مشهورترین اثر وولف زندگی این پسر (۱۹۸۹) است که داستان دوران کودکی نویسنده در نورث وست است. وولف در این کتاب به بازگویی جدایی پدر و مادرش و شرح حال خانوادهٔ جدیدش می‌پردازد. این داستان دربرگیرنده خانه‌به‌دوشی‌های او به همراه مادرش در غرب و شمال غرب، بحث و جدال‌های او با ناپدری بددهنش، نزاع‌های گاه‌وبیگاهش با پدر واقعی خود است. ”زندگی این پسر” جایزه کتاب لس‌آنجلس تایمز را در بخش زندگی‌نامه‌نویسی از آن خود کرد. همچنین بر اساس این کتاب فیلم موفقی در سال ۱۹۹۳ با هنرمندی رابرت دنیرو و لئوناردو دی‌کاپریو ساخته شد. دومین اثر مهم وولف در ارتش فرعون(۱۹۹۴) نام دارد که بر خاطرات و تجربیات نویسنده در جنگ ویتنام استوار است. رمان دیگر وولف دزد سربازخانه(۱۹۸۴) داستان طنزی دربارهٔ سه چترباز است که از یک انبار مهمات در شمال کارولینا زیر آتش دشمن نگهبانی می‌کنند. آندره دیوباس منتقد آمریکایی دربارهٔ این کتاب گفته‌است «اگر کلمات می‌توانستند روی کاغذ صدا بدهند، شما صدای فریاد مرا می‌شنیدید که همین حالا به شما توصیه می‌کنم این کتاب را بخوانید.» این رمان سال ۱۹۸۵ جایزه قلم فاکنر را برای وولف به ارمغان آورد.

    AllAudiobooksConversationRelatedFrom شعر و نواRecently uploadedWatched

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.


    Previous 1 152 153 154 155 156 198 Next

    Related Podcasts

    Fresh Air

    1

    Fresh Air Arts
    Twenty Thousand Hertz

    2

    Twenty Thousand Hertz Arts
    The Black Tapes

    3

    The Black Tapes Arts
    Snap Judgment

    4

    Snap Judgment Arts
    Here’s The Thing with Alec Baldwin

    5

    Here’s The Thing with Alec Baldwin Arts
    The NoSleep Podcast – Creative Reason Media Inc.

    6

    The NoSleep Podcast – Creative Reason Media Inc. Arts
    footer-logo

    Contact Us

    Toll Free: 844-670-7747

    Links

    • Home
    • Top Charts
    • Networks
    • Apps
    • Independents Podcasts
    • Podcast Advertising
    • Podcast News
    • Contact Us
    • About Us
    • Analytics & Insights

    Stay Connected

      Privacy, Terms of Use & Our Code of Ethics Protecting Content Creators Copyrights