ما هر شب راس ساعت 23، برای شما یک داستان کوتاه میخوانیم.
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
php/*
ما هر شب راس ساعت 23، برای شما یک داستان کوتاه میخوانیم.
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
Copyright: © Arash Babayi/Mohammad Amin Chitgaran
مادربزرگ بلند شد و توپ را برداشت و دست هایش را بالا برد از سر کمرش تا نوک انگشتانش تیر کشید. ناله کرد و توپ را انداخت در خانه بغلی. دوباره صدای بچه ها بلند شد . هورااااااا رضا شانس آوردیا ! لابد نوه هاش اونجان که توپ رو پس فرستاد وگرنه خودش میو مد و کلی غر می زد. مادربزرگ باز هم دلش گرفت . آمد بنشیند که دید دوباره توپ بچه ها از بالای سرش گذشت و افتاد بالای درخت نارنج و چنتا نارنجک از نارنجک های سبز درختش ریخت!...داستان "شیرینی"نویسنده و خوانش : پویا روانبخش
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
-مامان تو زنی یا مردی ؟ -زنم دیگه ! پس چیم ؟ -بابا چی اونم زنه ؟ -نه مامانی بابا مرده . -راست می گی مامان ؟ -آره چطور مگه ؟ -هیچی مامان . دیگه کی زنه؟ ...داستان "مامان تو زنی یا مرد؟"نویسنده : ناشناسخوانش : آرش خشنود
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
داستان درباره پیرمردی تارک دنیا به اسم خداداد است.چیزی که اسباب تعجب همه شده بود ، این بود که در 2-3 سال اخیر خداداد در آبادی ها و اغلب در بازار دماوند دیده می شد که پارچه زنانه قند و چای و خرده ریز می خرید. گاهی هم در کوه های اطراف در آب گرم او را با یک دخترک کولی دیده بودند. 4 سال پیش یک شب سرد. از آن سرماها که با چنگال آهنین خودش صورت انسان را می خراشد، خداداد همین که چراغ را فوت کرد و در رختخواب رفت، صدای غریبی شنید. ناله های بریده بریده که معلوم نبود صدای جانور است یا آدمی زاد...داستان "لاله"نویسنده : صادق هدایتخوانش : زهرا چشمه
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
آدم محو شدنش را نمی بیند . اما یک جایی بین پوشیدن شلوار حاملگی ، زیر لباس خواب فلانل و هدیه گرفتن سالاد هم زن برای کریسمس ، عاشقیت و رمانس از زندگی پر می کشد. خبری از جریان های الکتریکی که وقتی از کنار هم می گذشتید وجودتان را در می نوردید ، یا حفره ای که موقع گرفتن دست های همدیگر برای اولین بار توی دلتان درست می شد، نیست. داستان " به سر عشق چی اومد"نویسنده : ارما بومبکبرگردان : احسان لطیفیخوانش : فاطمه زنده بودی
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
اگر نمی دونستی کجایی و تا آخرش می رفتی از خودت می پرسیدی : آخرش که چی ؟! راستش آخرش حتی همون هیچی هم نبود! چند تا تانک هم دیدیم بزرگ بودند اما قد یه کوه نبودند اما بزرگ بودند. این ور تر چند تا قمقمه گذاشته بودند. چند تا پوتین رو هم زیر خاک کرده بودند یه جوری که معلوم بود پوتین ها به پای آدمی نیست . اما اون ها دوست داشتند ما فکر کنیم پوتین ها به پای آدمی ، رزمنده ای چیزی هست. اما نبود...داستان "رفته بودیم تا خط مقدم"نویسنده : پوریا عالمیخوانش : غزال صداقت
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
بله اعتراف می کنم که کار من بود. کارمن ، ویلارد پوگربین. آدم معمولی و معتدل دیروز که رئیس جمهور ایالات متحده دیروز رو امروز هدف گلوله قرار داد. ملت آمریکا خیلی خوش شانس بودن که یه بابایی از جمعیت بیکار حاضر در اونجا تنه سختی به من زد و باعث شد گلوله اسلحه کمریم جای اینکه بین دو ابروی رییس جمهور بشینه ، بعد از کمونه کردن به تابلوی مک دونالد ، داخل لیوان قهوه یه بینوای کور بیوفته!!! لابد دوست دارید بدونید که چطور شد که کار یه شهروند عادی ، معمولی و بی آزار به ترور رییس جمهور کشید؟! ...داستان " دنیای دیوانه ای که در آن زندگی می کنیم"نویسنده : وودی آلنبرگردان : حسین یعقوبیخوانش : وحید عمرانی
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
یکی بود یکی نبودوقتی سرباز صدایمان کرد پدرم روی رانم نشسته بود! باید از لابه لای جمعیتی که توی راهرو مدام در حال رفت و آمد و وراجی بودن رد می شدیم تا به اتاق قاضی برسیم...داستان "شکایت"نویسنده و خوانش : کامبیز آریان زاد
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
داستان درباره مادری به نام آذر به نام آذر است که از شوهر معتادش جدا شده است در حالی که از او ایدز گرفته ... و دختری به نام مهگل دارد که دختر بچه ای مدرسه ای است و او هم مبتلا به این بیماری است...داستان "پیش گنجشک ها"گوشه ای از کتاب "از اعماق"نویسنده : یاسمن شکرگزارخوانش : غزال صداقت
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
این داستان یک تاکسیران است که خانمی لهستانی را در آلمان سوار می کند و قرار است منتظر بماند تا او را دوباره برگرداند. و گفتگوی میان آن ها تا رسیدن به مقصد شنیدنی است. زن قصد دارد که مچ همسر خیانتکار یا مرد سابق ... هرکسی که هست را سر بزنگاه بگیرد! ...داستان "آینه و آدامس"گوشه ای از مجموعه داستان "تاکسی نوشته ها"نویسنده : ناصر غیاثیخوانش : سمیرا نعمت الهی
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
توی عالم خودم بودم و داشتم با خودم حرف می زدم. وقتی متوجه حرف زدن خودم با خودم شدم، بغض کردم . به خودم گفتم پسر ! چرا با خودت حرف می زنی توکه این طوری نبودی ؟ خودم گفت : نمی دونم ولی بالاخره منم باید با یکی حرف بزنم . منم باید خودمو تخلیه احساسی کنم. آخه تا کی تو خودم بریزم...داستان "داستان من با خودم"نویسنده و خوانش : امین برهان
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.