آیقصه؛ جایی برای قصه گفتن و قصه شنفتن!
www.iGhe3.com
php/* */ ?>
آیقصه؛ جایی برای قصه گفتن و قصه شنفتن!
www.iGhe3.com
Copyright: © iGhe3
معرفی دایناسوری به نام دایناماینا
خلاصهی قصه:
دایناماینا یک دایناسور پیر با گردن خیلی خیلی خیلی دراز است که پشت کوهها زندگی میکند اما سرش را از بالای کوه تا اینور کوه میآورد و با بچهها بازی میکند.
---------
داستان صوتی دایناماینا قسمتی از قصه های صوتی کودکانه شهر آی قصه و یک قصه صوتی حیوانات برای کودکان است.
---------
💠 نویسنده و کارگردان: پوریا عالمی
🎙 راوی: لیلی رشیدی
🔸 سرپرست گویندگان: الکا هدایت
🎙 صداپیشگان: الکا هدایت، آزاده مویدیفرد، بهادر مالکی، پیمان فاطمی، یاشار ابراهیمی
👨🎨 طراحی شخصیت: سلمان طاهری
🎨 تصویرساز: مجتبی حیدرپناه
🎼 آهنگساز: نیوشا و نیلوفر قربانی
🎧 تنظیم: بامداد افشار
🎼 ترانه: پوریا عالمی
ـــــــــــــــ
پادکست آیقصه بخشی از قصههای صوتی اپلیکیشن آیقصه است که بهصورت رایگان منتشر میشود.
⬇️ قصههای بیشتر را در آدرسهای زیر ببینید:
💻 وباپلیکیشن برای گوشی آیفون و ویندوز
📧 ایمیل آیقصه: info@ighe3.com
✍️ نوشتهی: فریناز مختاری
🎙 قصهگو: مرضیه پورمرشد
🖼 تصویرگر: مجتبی حیدرپناه
خلاصهی داستان صوتی کودکانه آتش فشان افسانهای:
مونا در راه مدرسه با گودالی مواجه میشه که از درونش صداهای عجیب شنیده میشه. اون فکر میکنه حتما این گودال، یک آتشفشان کوچولوئه که هنوز بزرگ نشده و ممکنه فوران کنه. مونا این قضیه رو اول با دوستش سوفیا در میون میذاره و اونها با هم میرن سراغ آتشنشان!
ـــــــــــــــ
پادکست آیقصه بخشی از قصههای صوتی اپلیکیشن آیقصه است که بهصورت رایگان منتشر میشود.
⬇️ قصههای بیشتر را در آدرسهای زیر ببینید:
💻 وباپلیکیشن برای گوشی آیفون و ویندوز
📧 ایمیل آیقصه: info@ighe3.com
✍️🎙 نویسنده و قصهگو: شهرزاد رنجبر
خلاصهی قصه:
آنیتا دختر گیسوکمند قصه است که دلش برای باباش خیلی تنگ شده. چون باباش روی دریاها و توی کشتی کار میکنه... تا اینکه بابای آنیتا برای اینکه دخترش دلتنگ نباشه برای اون یه ستاره دریایی فرستاد...
☑️ این قصه توسط مخاطبان آیقصه نوشته و ضبط شده است.
☑️ این قصه در کارگاه نویسندگی و قصهگویی آیقصه بازنویسی شده است.
ـــــــــــــــ
پادکست آیقصه بخشی از قصههای صوتی اپلیکیشن آیقصه است که بهصورت رایگان منتشر میشود.
⬇️ قصههای بیشتر را در آدرسهای زیر ببینید:
💻 وباپلیکیشن برای گوشی آیفون و ویندوز
📧 ایمیل آیقصه: info@ighe3.com
✍️ نوشتهی: معصومه پیریایی
🎙 قصهگو: نرگس آهازان
🖼 تصویرگر: نیلوفر برومند
خلاصهی قصه:
یکی بود یکی نبود، فیل کوچولو با مامان و باباش، توی یه جنگل سرسبز و قشنگ، همراه با فیلهای دیگه به خوبی و خوشی زندگی میکردند. گلهی فیلها، نزدیک محل زندگیشون برکهی آبی داشتند که توی فصل بهار و پاییز که بارون زیاد میبارید، پر از آب میشد و فیلها در روزهای گرم تابستون توی برکه آبتنی میکردند...
---------
داستان صوتی کودکانه فیل کوچولو و سنگ جادو از مجموعه قصه های صوتی کودکانه هزارقصه و یک قصه صوتی حیوانات برای کودکان است.
---------
ـــــــــــــــ
پادکست آیقصه بخشی از قصههای صوتی اپلیکیشن آیقصه است که بهصورت رایگان منتشر میشود.
⬇️ قصههای بیشتر را در آدرسهای زیر ببینید:
💻 وباپلیکیشن برای گوشی آیفون و ویندوز
📧 ایمیل آیقصه: info@ighe3.com
شهر آیقصه | قسمت سیزدهم
خلاصهی قصه:
این قسمت از شهر آیقصه دربارهی روزیه که همینجوری یهو حوصلهی همهی اهالی شهر سر رفته بود و نمیدونستن باید چیکار کنن؟ برای همین شروع کردن به آه کشیدن! اما آه کشیدن که حوصلهی آدم رو نمیاره سر جاش. واقعا چی حوصلهی آدم رو میاره سر جاش؟
---------
داستان صوتی کودکانه حوصلهمون سر رفت قسمتی از قصه های صوتی کودکانه شهر آی قصه و یک قصه صوتی حیوانات برای کودکان است.
---------
💠 نویسنده و کارگردان: پوریا عالمی
🎙 راوی: لیلی رشیدی
🔸 سرپرست گویندگان: الکا هدایت
🎙 صداپیشگان: الکا هدایت، آزاده مویدیفرد، بهادر مالکی، پیمان فاطمی، یاشار ابراهیمی
👨🎨 طراحی شخصیت: سلمان طاهری
🎨 تصویرساز: مجتبی حیدرپناه
🎼 آهنگساز: نیوشا و نیلوفر قربانی
🎧 تنظیم: بامداد افشار
🎼 ترانه: پوریا عالمی
ـــــــــــــــ
پادکست آیقصه بخشی از قصههای صوتی اپلیکیشن آیقصه است که بهصورت رایگان منتشر میشود.
⬇️ قصههای بیشتر را در آدرسهای زیر ببینید:
💻 وباپلیکیشن برای گوشی آیفون و ویندوز
📧 ایمیل آیقصه: info@ighe3.com
پادکست لالایی و قصه های کودکان
نوشتهی: پوریا عالمی
با اجرای: الکا هدایت
ـــــــــــــــ
پادکست آیقصه بخشی از قصههای صوتی اپلیکیشن آیقصه است که بهصورت رایگان منتشر میشود.
⬇️ قصههای بیشتر را در آدرسهای زیر ببینید:
💻 وباپلیکیشن برای گوشی آیفون و ویندوز
📧 ایمیل آیقصه: info@ighe3.com
✍️ نویسنده: طاها رییسیاننژاد
🎙 قصهگو: سعیده جواهری
📝 خلاصه قصه:
در دل یک جنگل بزرگ، زرافهی کوچکی زندگی میکرد که از گردنش خوشاش نمیآمد. چرا؟ چون دوستانش او را به خاطر گردن درازش مسخره میکردند. اما یک روز یک سنجاب در دریاچه در حال غرقشدن بود و تنها کسی که میتوانست به او کمک کند، زرافهکوچولو بود. چون تنها کسی بود که در آن اطراف گردن درازی داشت!
☑️ این قصه توسط مخاطبان آیقصه نوشته و ضبط شده است.
☑️ این قصه در کارگاه نویسندگی و قصهگویی آیقصه بازنویسی شده است.
ـــــــــــــــ
پادکست آیقصه بخشی از قصههای صوتی اپلیکیشن آیقصه است که بهصورت رایگان منتشر میشود.
⬇️ قصههای بیشتر را در آدرسهای زیر ببینید:
💻 وباپلیکیشن برای گوشی آیفون و ویندوز
📧 ایمیل آیقصه: info@ighe3.com
✍️ نوشتهی: نفیسه نصیران
🎙 قصهگو: آزادی مویدیفرد
🖼 تصویرگر: سوسن آذری
خلاصهی قصه:
ماهیریزه در تنگ شیشهاش دلش هوس یک دوست کرده بود. آقای سبیلو که از اتاق رفت بیرون، یکهو یک مارمولک افتاد توی تنگ. مارمولک اما شنا بلد نبود و هی دست و پا میزد!
این داستان در مجموعه کتاب «قصههای حیوانکی» - جلد ۴ منتشر شده است.
---------
داستان صوتی کودکانه ماهیریزه و دوست جدید از مجموعه قصه های صوتی کودکانه هزارقصه و یک قصه صوتی حیوانات برای کودکان است.
---------
ـــــــــــــــ
پادکست آیقصه بخشی از قصههای صوتی اپلیکیشن آیقصه است که بهصورت رایگان منتشر میشود.
⬇️ قصههای بیشتر را در آدرسهای زیر ببینید:
💻 وباپلیکیشن برای گوشی آیفون و ویندوز
📧 ایمیل آیقصه: info@ighe3.com
✍️ نویسنده و قصهگو: حدیث فیضی
خلاصهی قصه:
گیلدا یک مرغ پاکوتاه داشت به اسم «پاموج». پاموج در زبان گیلکی یعنی کسی که خیلی همراه و همقدم باشه. گیلدا اسم مرغش رو گذاشته بود پاموج چون همیشه همراه هم بودن و با هم همهجا میرفتن. یه روز که گیلدا و پاموج با هم قدم میزدن، پاموج دلدرد گرفت. گیلدا اول فکر کرد چون پاموج زیاد غذا خورده دلدرد گرفته اما دامپزشک گفت تقصیر مهموناست! به نظرتون دلدرد پاموج چه ربطی به مهمونها داشت؟
☑️ این قصه توسط مخاطبان آیقصه نوشته و ضبط شده است.
☑️ این قصه در کارگاه نویسندگی و قصهگویی آیقصه بازنویسی شده است.
ـــــــــــــــ
پادکست آیقصه بخشی از قصههای صوتی اپلیکیشن آیقصه است که بهصورت رایگان منتشر میشود.
⬇️ قصههای بیشتر را در آدرسهای زیر ببینید:
💻 وباپلیکیشن برای گوشی آیفون و ویندوز
📧 ایمیل آیقصه: info@ighe3.com
✍️ نوشتهی: معصومه پیریایی
🎙 قصهگو: یاشار ابراهیمی
🖼 تصویرگر: نیلوفر برومند
خلاصهی قصه:
در این قصه از هزارقصه، قورباغههای ساکن یک برکهی پرآب مشغول زندگی و شادی و بازی هستند که ناگهان یک قورباغهی زورگو وارد برکه میشود و نمیگذارد آنها مثل همیشه زندگی کنند. این قورباغه بلد است دستور بدهد و برای همین قورباغهها میروند سراغ باباقورباغه که یک قورباغهی پرتجربه است تا از او مشورت بگیرند.
---------
داستان صوتی کودکانه برکهی قورباغهها از مجموعه قصه های صوتی کودکانه هزارقصه و یک قصه صوتی حیوانات برای کودکان است.
---------
ـــــــــــــــ
پادکست آیقصه بخشی از قصههای صوتی اپلیکیشن آیقصه است که بهصورت رایگان منتشر میشود.
⬇️ قصههای بیشتر را در آدرسهای زیر ببینید:
💻 وباپلیکیشن برای گوشی آیفون و ویندوز
📧 ایمیل آیقصه: info@ighe3.com